K2 Listing

K2 Listing

روزنامه اطلاعات از سفر مقامات اقتصادی زیمبابوه به ایران همزمان با اوج ورود کرونای آفریقایی انتقاد کرد.

حرف آخر،  این روزنامه نوشت:

* در حالی که جهان در هراس از انتشار سویه جدید و خطرناک ویروس کرونا موسوم به «اُمیکرون» تدابیر شدیدی را برای جلوگیری از ورود مسافر از آفریقا اتخاذ کرده، مقامات اقتصادی دولت دیروز میزبان هیأت‌هایی از کشورهای آفریقایی بودند که این ویروس در آنجا شیوع یافته است.

* دیروز همزمان مقاماتی از کشور زیمبابوه و مالی در ایران حضور یافتند که اولی با مقامات وزارت تعاون دومی با سازمان نظام مهندسی معدن دیدار و ملاقات کردند.

* نگاهی به محتوا و علت دیدارها، غیر ضروری و قابل لغو شدن آن را کاملاً نشان می‌دهد و ورود این هیأت‌ها در اوج انتشار سویه «اُمیکرون» سوالاتی جدی برای تداوم بی‌تدبیری در بستن به موقع مرزهای کشور و ناهماهنگی بین دستگاه‌های مسئول ایجاد می‌کند که ممکن است به قیمت جان بسیاری از شهروندان و رقم خوردن موج‌های جدید شیوع کرونا تمام شود.

* سؤال این است که مثلاً نمی‌شد گفتگو درباره گسترش روابط اقتصادی با زیمباوه ـ کشوری که از سوی ایران و تمام کشورهای جهان به خاطر شیوع «اُمیکرون» ممنوع‌السفر شده است را به زمانی دیگر موکول کرد؟ یا امضای تفاهم‌نامه معدنی میان ایران و کشور مالی اقدامی فوری بود که مثلاً با لغو سفر، ضربه‌ای به منافع ملی بزند؟ ناهماهنگی میان دستگاه‌ها تا بدانجاست که همزمان با ورود این هیأت‌های آفریقایی به تهران، سازمان هواپیمایی کشوری ممنوعیت‌های مستقیم و غیرمستقیم سفر به کشورهای آفریقایی را اعلام کرده اما باز سفر هیأت‌های زیمبابوه و مالی انجام شده است.

* مروری در اخبار نشان می‌دهد هراس از انتشار سویه جدید کرونا، نشست وزرای عضو سازمان تجارت جهانی به عنوان بزرگترین رویداد تجاری جهان را در دقایق آخر لغو کرده و ۱۶۹ کشور از سفر به ژنو منصرف شده‌اند، آن‌گاه در کشور ما یک چنین غفلت‌هایی صورت می‌گیرد با وجود آنکه سویه «اُمیکرون» از پنج‌شنبه هفته قبل در جهان شیوع یافته و فرصت کافی برای لغو سفر این هیأت‌ها وجود داشته، اما باز هم دستگاه‌های مسئول در دقایق آخر این سفرها را لغو نکرده‌اند. چرا؟

 

سه حزب سوسیال دموکرات، لیبرال دموکرات و سبز در آلمان، در نشستی خبری در برلین اعلام کردند که در مورد تشکیل دولت ائتلافی به توافق نهایی رسیده‌اند. این توافق پس از مذاکرات نهایی ۲۱ نماینده از این سه حزب، به دست آمد.

حرف آخر، به گزارش ایسنا به نقل از ایندیپندنت، صدراعظم جدید آلمان، اولاف شولتز، وزیر دارایی کنونی از حزب چپ میانه «سوسیال دموکرات» خواهد بود. شولتز گفت که این توافق پایانی است بر عصر زمامداری آنگلا مرکل، صدراعظم محافظه‌کاری که ۱۶ سال سر کار بود و به یکی از آشناترین چهره‌های جهان سیاست بدل شد. شولتز گفت که مذاکرات «در فضایی دوستانه اما جدی و پر از اعتماد» پیش رفت.

سه حزب مزبور پس از هفته‌ها مذاکره در پی انتخابات سراسری روز ۲۶ سپتامبر (۴ مهر) به توافق رسیدند. حزب سوسیال دموکرات در این انتخابات با حدود ۲۶ درصد آراء و با اختلافی بسیار کم بر حزب دموکرات مسیحیِ مرکل پیروز شد. مذاکرات از ۲۱ اکتبر شروع شد و بیش از یک ماه به طول انجامید.

سبزهای آلمان، که انتظار پیروزی بزرگ‌تری در انتخابات داشتند، علاوه بر وزارت امور خارجه، وزارت کلیدی «آب و هوا» و ریاست بر وزارت‌خانه‌های خانواده و کشاورزی را هم در اختیار خواهند گرفت. رسانه‌های آلمانی نام این نهاد را به دلیل اهمیت آن «ابر-وزارت» می‌خوانند.

به گزارش رسانه‌های آلمانی، حزب سوسیال دموکرات علاوه بر مقام صدر اعظم (رئیس دولت)، وزارت کشور، وزارت دفاع، وزارت عمران و مسکن، امور اجتماعی، بهداشت و همکاری را در دولت ائتلافی در اختیار خواهد داشت.

لیبرال دموکرات‌ها هم علاوه بر وزارت دارایی، وزارت‌خانه‌های راه و ترابری، دادگستری و آموزش و تحقیقات را در دست خواهند داشت.

روبرت هابک، یکی از دو رهبر حزب سبز، گفت که ایجاد توازن بین «رفاه و پاسداشت اقلیم» سنگ بنای سیاست‌های دولت جدید خواهد بود. هابک قرار است در دولت جدید ریاست یک «ابروزارتخانه» جدید را به عهده بگیرد که هم به اقتصاد می‌پردازد و هم به مسائل محیط‌زیستی.

آنالنا بائرباک، دیگر رهبر حزب سبز، وزیر امور خارجه دولت جدید خواهد بود؛ سمتی که در دولت‌های ائتلافی مرکل معمولا در اختیار سوسیال دموکرات‌ها بود. این سیاستمدار ۴۰ ساله اهل هانوفر، برخلاف برخی جناح‌های حزبش، گرایش عمومی طرفداری از غرب دارد و از جمله خواهان موضع قوی‌تر اتحادیه اروپا علیه روسیه و چین است. او خواهان تشکیل ارتش اروپایی است که زیر نظارت پارلمان اروپا باشد. خانم بائرباک در ضمن از عضویت کشورهای اروپای شرقی در ناتو و همکاری نزدیک با آمریکا پشتیبانی کرده است. در جریان بحران چند ماه پیش اسرائیل و فلسطین نیز بائرباک به نظر موضعی بیشتر نزدیک به اسرائیلی‌ها داشت و منتقد سازمان ملل متحد بود که قطعنامه‌هایی انتقادی از اسرائیل صادر می‌کند.

بائرباک در نشست خبری گفت که دولت جدید می‌خواهد «آغازی جدید برای پیشرفت بیشتر» باشد و دست به «تغییر پارادایم… برای ایجاد انسجام در جامعه» بزند. او تاکید کرد که آلمان می‌تواند اقتصادش را متحول کند تا تاثیر منفی بر آب‌وهوا نداشته باشد. او از «پاسخ مشترک اروپایی» به مسئله تغییرات آب‌وهوایی دفاع کرد.

کریستین لیندر، رهبر حزب «دموکرات آزاد» که مروج سیاست‌های بازار آزاد است، اکنون به سمت وزارت دارایی می‌رسد. لیندر گفت: «ما مسئولیت کشور را در زمانی خطیر می‌پذیریم.» او افزود که در آلمان «اراده و میل به تغییر وجود دارد» و «ما آمده‌ایم تا در کنار یکدیگر کشور را مدرن‌سازی کنیم.» او در ضمن گفت که بعضی از مذاکرات «بسیار جنجالی» بوده است.

لیندر تاکید کرد: «سوسیال دموکرات‌ها و سبزها باید به دستاوردهایشان در این مذاکرات افتخار کنند. اولاف شولتز صدراعظم قدرتمندی برای جمهوری فدرال آلمان خواهد بود.»

به نظر می‌رسد که هوبرتوس هایل، وزیر کار، تنها عضو هیئت دولت کنونی باشد که در دولت جدید باقی می‌ماند. دولت کنونی شامل ائتلاف بزرگ سوسیال دموکرات‌ها و دموکرات مسیحی‌ها است. ائتلاف جدید اولین ائتلاف سه حزبی در تاریخ آلمان به حساب می‌آید. در انتخابات سال ۲۰۱۷، تشکیل دولت بیش از ۱۷۱ روز طول کشید. در آن سال نیز سوسیال دموکرات‌ها کوشیدند دولتی بدون مرکل و با شرکت حزب سبز و حزب دموکرات آزاد تشکیل دهند، اما دموکرات آزادها با خروج از مذاکرات راه را برای تشکیل دولت مرکل و سوسیال دموکرات‌ها هموار کردند.

مسئله محیط‌زیست و وضعیت اضطراری شرایط آب‌وهوایی قرار است اولویت دولت جدید باشد، و در صدر برنامه تمام وزارتخانه‌ها قرار بگیرد. از جمله مهم‌ترین سیاست‌های اعلام‌شده دولت جدید در زمینه محیط‌زیست این است که مقرر کرده است که آلمان تا سال ۲۰۳۰ به‌کل استفاده از زغال‌سنگ را متوقف کند، میزان حمل‌ونقل با راه‌آهن را ۲۵ درصد افزایش دهد، تا پایان سال ۲۰۳۰ حداقل ۱۵ میلیون خودرو برقی در خیابان‌ها قرار دهد، و بکوشد مالیاتی ویژه برای سفرهای هوایی در سراسر اروپا وضع کند (در حال حاضر چنین مالیاتی در آلمان گرفته می‌شود). ممنوع کردن موتورهای درون‌سوز و پایان دادن به تولید برق در نیروگاه‌های گازی تا سال ۲۰۴۰ از دیگر هدف‌های دولت است.

دولت جدید در ضمن حداقل مزد را به ۱۲ یورو در ساعت افزایش می‌دهد، به مهاجران امکان می‌دهد بعد از پنج سال برای دریافت شهروندی اقدام کنند، و اجازه شهروندی دوتابعیتی را نیز می‌دهد. این دومی به‌خصوص برای هزاران نفر از ترک‌های مقیم آلمان مهم است که برخی پس از ده‌ها سال زندگی در آلمان هنوز فقط شهروندی جمهوری ترکیه را دارند.

دولت ائتلافی جدید، که به علت رنگ‌های سه حزب تشکیل دهنده آن به «چراغ راهنمایی» معروف است، در ضمن قصد دارد فروش ماری‌جوآنا را آزاد کند. از دیگر برنامه‌های آن، ساختن سالی ۴۰۰ هزار آپارتمان جدید برای مقابله با بحران مسکن، کاهش سن رای‌دهندگان به ۱۶ سال، و ایجاد نظام مهاجرتی امتیازی برای جلب کارگران ماهر است.

شولتز در نشست خبری‌اش گفت که دولت ائتلافی به دنبال «سیاست با تاثیر بالا است» و تاکید کرد: «ما با اراده بهتر ساختن این کشور گرد هم می‌آییم.»

اما فرای برنامه‌های بزرگ، اولین چالش فوری دولت جدید، رسیدگی به وضع فجیع همه‌گیری کرونا در آلمان و افزایش میزان واکسیناسیون خواهد بود. آلمان در حال حاضر با بدترین موج کرونا از زمان آغاز این همه‌گیری دست و پنجه نرم می‌کند.

دولت جدید از جوان‌ترین دولت‌های تاریخ آلمان است

سیاست‌های سه حزب دولت «چراغ راهنمایی» به‌قدری با یکدیگر متفاوت است که هنوز معلوم نیست آن‌ها قرار است چگونه اختلاف‌های خود را حل کنند. سبزها خواهان سرمایه‌گذاری برای مقابله با تغییرات آب‌وهوایی و به‌روزرسانی زیرساخت‌های عقب‌مانده آلمان‌اند. این حزب با شعار لزوم افزایش مالیات و تسهیل قوانین مربوط به مقروض بودن دولت و افزایش بودجه وارد کارزار انتخاباتی شده بود. در مقابل، حزب «دموکرات آزاد» به محافظه‌کاری مالی معروف است و وعده داده است که نه مالیات‌ها را افزایش می‌دهد و نه قوانین مربوط به محدود بودن میزان استقراض دولت را تسهیل می‌کند. حالا که لیندر، رهبر این حزب، به وزارت دارایی رسیده است، می‌توان انتظار داشت که سیاست‌های پولی دولت جدید بیشتر به این حزب نزدیک باشد تا سبزها.

مذاکراتی که به تشکیل دولت منجر شد با شرکت ۳۰۰ مذاکره‌کننده و در ۲۲ گروه کاری صورت گرفت. بر خلاف معمول سیاست آلمان، جزئیات این مذاکرات به رسانه‌ها درز نکرد. گرچه برخی از شرکت‌کنندگان، مثلا بائرباک، این اواخر گفته بودند که مذاکرات به نقاط باریک و نومیدکننده‌ای رسیده بود.

انتظار می‌رود که دولت جدید در حدود دو هفته دیگر، پس از ادای سوگند، آغاز به کار کند. البته پیش از این، توافق ائتلافی باید در کنگره دو حزب سوسیال دموکرات و دموکرات آزاد تایید شود. اعضای حزب سبز نیز در باید در یک همه‌پرسی به این توافق آری یا نه بگویند. انجام این همه‌پرسی ۱۰ روز طول می‌کشد و رای‌گیری از روز پنجشنبه آغاز می‌شود.

اگر همه چیز مطابق روال پیش برود، مرکل یک ماه پیش از آن ‌که بتواند رکورد بزند و دیرپاترین صدراعظم تاریخ آلمان شود، از کار کنار خواهد رفت تا این لقب همچنان متعلق به هلموت کوهل بماند.

مقامات پاکستان از توافق این کشور با ایران درباره تجارت پایاپای به‌منظور حل مشکل نبود کانال‌های بانکی خبر دادند.

حرف آخر،  به نقل از روزنامه داون، کمیته دائمی بازرگانی مجلس سنای پاکستان روز پنجشنبه از توافق اسلام‌آباد و تهران در مورد تجارت پایاپای مطلع شده است.

این توافق را صالح فاروقی، معاون وزیر بازرگانی پاکستان در پاسخ به سؤال سناتور فیدا محمد بیان کرد. این جلسه به‌ریاست سناتور زیشان خانزاده برگزار شد.

صالح فاروقی در اظهارات خود تأکید کرد: به‌دلیل نبود کانال‌های بانکی با ایران، برخی مشکلات در تجارت با تهران وجود دارد.

وی گفت: موضوع تجارت پایاپای با ایران حل شده است.
وی در ادامه گفت: اجرای توافق تجارت پایاپای با ایران تا یک ماه دیگر آغاز خواهد شد.

معاون وزیر بازرگانی پاکستان به کمیته سنا تأکید کرد که قرار گرفتن نام این کشور در لیست خاکستری FATF هیچ تأثیری بر صادرات پاکستان ندارد.

رازک داوود، مشاور بازرگانی نخست وزیر پاکستان، نیز در این نشست توضیحاتی را درباره طرح +GSP به کمیته مجلس سنا ارائه کرد.

وی خاطرنشان کرد که صادرات پاکستان به اروپا عمدتاً به‌دلیل دسترسی به تجارت ترجیحی به 9 میلیارد دلار رسیده است.

وی گفت: اتحادیه اروپا خواستار گسترش دامنه صادرات به بازارهای اروپایی شده است اما به‌دلیل ضعف صادرکنندگان ما، صادرات به این منطقه آن‌طور که باید رشد نداشته است.

تعدادی از نامزدهای مسلمان در انتخابات محلی آمریکا که در چندین شهر و ایالت این کشور برگزار شد، برنده شدند.

حرف آخر،  به نقل از آناتولی، براساس نتایج ، برای نخستین بار یک کاندید مسلمان عربی- آمریکایی، دیروز(چهارشنبه)، شهردارشهر «دیربورن» که اکثریت ساکنان آن مسلمانان عرب هستند، شد .
«عبدالله حمود» ۳۰ ساله (لبنانی الأصل) از حزب دموکرات، اولین عربی است که سمت شهرداری دیربورن را بدست آورد و بر «گری رونچاک»۶۵ ساله، رقیب جمهوری خواه خود با اختلاف ده امتیاز پیروز شد.
همچنین «عامر غالب» ۴۲ ساله (یمنی تبار) توانست با پیروزی بررقیب خود که به مدت ۱۶ سال شهردار«هامتراک» در ایالت میشیگان بود، سمت شهرداری این شهر را کسب کند.
اما در نیویورک، یک نامزد زن مسلمان بنگال تبار برای نخستین بار توانسته است به شورای این شهر راه یابد.
«شاهانا حنیف»، به عنوان اولین زن مسلمان در تاریخ نیویورک وارد شورای این شهر شد.
خبر را در آناتولی ببینید.

حرف آخر،  «سید آغا اکبر» مقام پیشین طالبان خاطرنشان ساخت که مشکلات داخلی افغانستان نباید بهانه ای برای دخالت در امور افغانستان شود چرا که خود افغان ها می توانند با هم کنار آمده و اختلاف های خود را حل کنند، بنا بر این هیچ کشوری حتی پاکستان نمی تواند در امور داخلی ما دخالت کند.
سید آغا اکبر رئیس حزب راه نجات افغانستان در گفتگو با خبرنگار خبرگزاری شفقناافغانستان اظهار داشت: روابط بین همسایه های افغانستان بر اساس موازین اسلامی باید کامل، مکمل و مستحکم تر از گذشته باشد.
اکبر گفت بهتر است کشورهای همسایه از طریق کمک های بلاعوض خود به ما کمک کنند.
مقام پیشین طالبان در ادامه گفت: ما مجبور هستیم که با ایران و پاکستان بر اساس موازین اسلامی روابط حسنه برقرار کنیم چرا که افغانستان کشوری فقیر است و نیاز به کمک همسایگان خود دارد تا بلکه بر اساس همین روابط بتوانیم از مظلومیت بیرون شویم.
سید آغا اکبر یادآور شد که روابط بین همسایه ها می تواند تاثیرات منفی و مثبت خود را داشته باشد اما از لحاظ موازین اسلامی باید روابط همسایه ها مثبت باشد.
اکبر در ارتباط به بحث هایی که در ارتباط به مداخله پاکستان در افغانستان مطرح است خاطرنشان ساخت: در بین ما و پاکستان نقاط مشترکی وجود دارد اما اختلاف هایی نیز در حکومت های گذشته در ارتباط موضوعاتی همچون حق آبه و مرز دیورند وجود داشته است.
رئیس حزب راه نجات افغانستان ادعا کرد که کمک پاکستان به مجاهدین دلیل شده که افغان ها توانستند در مقابل روس ها پیروز شوند و این تبلیغ کمونیست ها برای حفظ منافعشان بوده است که امریکا را به بدی یادنکرده اند اما پاکستان را کشوری متخاصم گفته اند.
اکبر در پاسخ به این سوال که آیا پاکستان می تواند طالبان را برای مبارزه با گروه های تروریستی کمک کند گفت: ما نمی خواهیم که دیگر کشورها از قبیل پاکستان و روسیه به بهانه از بین بردن گروه های مخالف در امور داخلی ما مداخله کنند. مبارزه با گروه های مخالف تنها مربوط به افغان ها می شود، ما این توان را داریم که با گروه های مخالف وارد مذاکره شویم آن هم از طریق گروه ها، اقوام و ملت افغانستان مشکلات خود را حل و فصل کنیم. اما کشورهای همسایه می توانند در بعد خارجی مبارزه با داعش افغان ها را کمک کنند و تنها پاکستان نیست که می تواند در مقابل گروه های تروریستی افغانستان را کمک کند.
اکبر از تمام کشورهای همسایه خواست که به افغانستان کمک های بلاعوض اهدا کنند، وی در این ارتباط گفت: ما نمی خواهیم که کشورهای همسایه در قبال کمک های خود با ما معامله ای بر خلاف منافع ملی داشته باشند چرا که در چنین حالتی استقلال و آزادی ما زیر سوال رفته و حتی از بین می رود، ما نمی خواهیم که آزادی که بعد از ۴۰ سال مبارزه به دست آورده ایم را از دست بدهیم.
اکبر از کشورهای جهان خواست که مبارزه با داعش و مخالفین خود در افغانستان را بهانه ای برای مداخله در افغانستان نکنند و همچنین مخالفین ما را به کشور خود جای ندهند.

حرف آخر،  با یادآوری رخدادهای منتهی به- و بعد از- خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان؛ شرایط حاکم بر سوریه را نیز تا حد زیادی مشابه وضعیت افغانستان توصیف کرده است. وضعیتی دشوار- که با یادآوری تجربیات شکست‌خورده ایالات متحده در کشورهایی مانند ویتنام، افغانستان و عراق در زمینه ملت‌سازی، این گزینه را پیش چشم می‌آورد که ظاهراً «زمان خروج آمریکا از سوریه نیز فرا رسیده است».

نشنال اینترست بر پایه این پیش‌فرض دلیل اجتناب‌ناپذیر بودن خروج آمریکا از سوریه را در یک جمله صریح خلاصه می‌کند: «باید اعتراف کرد که آمریکا عملاً در سوریه نیز شکست خورده است»!

گزارش نشنال اینترست با اشاره به تصویر سقوط افغان‌های آویزان از بال‌های هواپیماهای جنگی C-17 آمریکایی آغاز می‌شود- که به باور نویسنده «نشانه شکست کامل واشنگتن در افغانستان بود». تصویری که نشان می‌دهد آمریکا نه به کمک ۲.۳ تریلیون دلاری که از جیب مردمش هزینه کرده، و نه حتی به بهای مرگ ۲۴۰۰ نفر از سربازانش موفق نشده افغانستان را به یک کشور دموکراتیک و حتی فراتر از آن، به یک «کشور»- که مردمش در موقع هجوم و حمله بخواهند از آن دفاع کنند- تبدیل کند.

به عقیده نویسنده، داستان آمریکا در افغانستان مشابه داستانی است که در عراق نیز رخ داد- و آمریکا بعد از هزینه کردن بیش از ۲ تریلیون دلار و مرگ ۴۵۰۰ سرباز مجبور شد عراق را به جمهوری اسلامی ایران واگذارد. در واقع تنها دستآورد و البته مهم‌ترین عایدی ایالات متحده آمریکا در عراق نیز در راستای اهداف و امیال جمهوری اسلامی ایران از دهه ۱۹۸۰ به این سو بود: آمریکا صدام حسین را برکنار کرد و سود این اقدام بیش از هر کشور دیگری به ایران رسید.

نشنال اینترست در ادامه با اشاره به این که «تهران هیچ‌گاه نفوذ امروز را در سیاست عراق نداشته»؛ ایران را البته تنها برنده محاسبات اشتباه ایالات متحده در عراق نمی‌داند. به باور نویسنده گزارش، حمله آمریکا به عراق علاوه بر افزایش نفوذ ایران در عراق و البته گسترش نفوذ این کشور در سوریه و لبنان، به نفع چین و روسیه نیز بود- که رقبای مهم جایگاه جهانی آمریکا به شمار می‌آیند. اتفاقی که باعث تسهیل بهره‌برداری این دو کشور از صنایع نفتی پردرآمد عراق نیز شد.

بگذریم از این که روسیه را هم در ادامه به تامین‌کننده و فروشنده اصلی تسلیحات نظامی به عراق تبدیل کرد.

در ادامه می‌خوانیم:

حالا این سناریو در سوریه نیز در حال تکرار است. جایی که گمان می‌رود در حال حاضر حدود ۹۰۰ سرباز آمریکایی در آنجا مستقرند، اما این نیز مانند اتفاقاتی که در عراق و افغانستان رخ داده، مستلزم عایدی قابل اشاره‌ای برای آمریکا نبوده و جالب این که در سوریه نیز به رغم هزینه کردن میلیاردها دلار، واشنگتن به طرزی بسیار سرسختانه از پذیرش بیهودگی تلاش‌هایش خودداری می‌کند.

نشنال اینترست در سطور بعدی با تاکید بر این که ایالات متحده از همان ابتدا با هدف استقرار یک دولت کرد دوستدار آمریکا پای به سوریه گذاشته؛ شرایط قومیتی، قبیله‌ای و مذهبی این کشور را در کنار عواملی مانند حضور قدرتمند بازیگران منطقه‌ای مانند روسیه، ترکیه و ایران، مانع اصلی بر سر راه موفقیت واشنگتن در تلاش‌هایش برای ایجاد یک دولت متحد آمریکا عنوان کرده است.

ماموریت غیرممکن ایجاد یک دولت کرد

به باور نشنال اینترست؛ ایجاد یک دولت کرد مستقل- که رویایی است که کردها در بیشتر سال‌های قرن بیستم دنبال کرده‌اند، در سال ۲۰۱۷ نزدیک به نظر می‌رسید. به خصوص که برت مک‌گورک، نماینده وقت آمریکا در ائتلاف جهانی مقابله با داعش در حال تلاش برای اتحاد کردهای رقیب بود و همین هم تاسیس یک کشور کرد را در دسترس‌تر از همیشه جلوه می‌داد. در حقیقت واشنگتن تلاش داشت کردهای عراق و سوریه را متحد- و به ایجاد یک دولت کرد متحد آمریکا دست بزند. این اتفاق اما در آن سال رخ نداد و آمریکا هم مانند انگلیسی‌ها که صد سال پیش در رسیدن به هدف تاسیس یک حکومت کرد شکست خورده بودند، ناکام شد.

حالا در شرایطی که درگیری‌های داخلی کردها و حملات نظامی ارتش ترکیه به مناطق شمال شرقی سوریه، کردها را که متحدین اصلی غرب در مقابله و مبارزه با داعش بودند، در موضع ضعف قرار داده؛ یگان‌های مدافع خلق و به طور کلی اتحادیه دموکراتیک کردهای سوریه در اداره منطقه تحت کنترل‌شان با دشواری و چالش‌های زیادی مواجه‌اند. تا جایی که رابرت فورد، سفیر سابق آمریکا در سوریه می‌گوید که «بدون حمایت نظامی و دیپلماتیک آمریکا، کردها و به ویژه یگان‌های مدافع خلق از چند جبهه مختلف تحت فشار ترکیه و دولت سوریه قرار خواهند گرفت».

نویسنده گزارش نشنال اینترست بعد از ذکر این توضیحات و پیش‌فرض‌ها درباره کردهای سوریه؛ می‌نویسد که اگر آمریکا بخواهد جلوی چنین رخدادی را گرفته و از نابودی کردهای متحد غرب جلوگیری کند، تنها راهی که دارد ماندن در سوریه- آن‌هم به طور نامحدود است. ایالات متحده و به ویژه دولت جو بایدن اما در این چند ماه و البته در خروج ناگهانی و بی‌برنامه از افغانستان به خوبی نشان داد که درباره حضور نامحدود در منطقه چگونه می‌اندیشد. و این یعنی که فرجام حضور آمریکا در سوریه را نیز از همین حالا می‌توان مشخص و روشن دانست!

داعش مشکل آمریکا نیست

«داعش» که از سال ۲۰۰۳ به این سو در فجایع و جنایات متعدد، از جمله نسل‌کشی شیعیان، و البته کشتار ترکمن‌های عراقی و سوری، یزدی، کلدانی و آشوری شرکت داشته؛ در فاصله ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ محور عملیات هوایی و زمینی آمریکا در منطقه بود. اما حالا در شرایطی که احیای این گروه خون‌ریز بعید به نظر می‌رسد؛ بشار اسد، رئیس‌جمهور سوریه کنترل بسیاری از مناطق کشورش را بازپس گرفته؛ ترکیه دست به قدرت‌نمایی نظامی در عراق، لیبی، قفقاز و سوریه زده؛ و البته ایران هم با تکیه بر متحدین بومی خود نفوذ نظامی و سیاسی زیادی در سوریه و عراق دارد؛ ایالات متحده آمریکا خود را از ترکیب نفوذ و قدرت منطقه جدا می‌بیند.

به باور نشنال اینترست؛ حالا در منطقه‌ای که آشکارا وضعیت ژئوپلیتیکی‌اش تغییر کرده، به نظر می‌رسد اتفاقی مانند احیای داعش بیشتر از این که به آمریکا ارتباط داشته باشد، مشکل ترکیه، سوریه، روسیه و ایران است.

چه خواهد شد؟!

عملیات‌های نظامی آمریکا در دهه‌های اخیر در کشورهایی مانند ویتنام، افغانستان و عراق باعث کسب عواید و دستاوردهای بسیار زیادی شده است. اما در تمام این موارد واشنگتن نشان داده که چندان توانایی و قدرتی در دولت‌سازی- و البته ملت‌سازی- ندارد. شاید به این دلیل که آمریکا هرگز نتوانسته الگوی هزار ساله روابط اجتماعی و قبیله‌ای خاورمیانه را درک کند.

به عقیده نویسنده گزارش؛ آمریکا تمام سی سال قدرت بلامنازع پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی را هدر داده. این کشور که در تعقیب شبح تروریسم کوه‌های افغانستان و بین رودهای فرات و دجله را متر به متر زیر ذره‌بین برده؛ با این کار تنها و تنها خودش را از نظر مالی خسته کرده و چین را تبدیل به رقیبی جدی برای خودش کرده و البته مردم آمریکا را نیز در حالت خستگی جنگی مزمن قرار داده است.

این کشور اما اگر به جای هدر دادن انرژی خود در سوریه توجه خود را به مسائل مهم‌تری معطوف می‌کرد و می‌گذاشت خود کشورهای منطقه مشکلات خودشان را حل کنند، شاید الان گام‌ها از جایگاه حال حاضر جلوتر بود.

برخورد دولت گرجستان که صرفا با اتباع ایرانی و دارندگان ملیت ایرانی صورت گرفته، از‌قضا اتفاق تازه‌ای هم نیست. اگر این روزها بهانه برخورد با ایرانیان مقیم این کشور پاندمی کروناست، اما سال 97 هم که هنوز بحران کرونا رخ نداده بود، مشابه این اتفاق رخ داد. سه سال پیش هم‌زمان با انتخابات در گرجستان و تغییر جهت سیاست در این کشور، خبر ممانعت گرجستان از ورود اتباع ایرانی به داخل این کشور منتشر و توصیه شد تا اطلاع ثانوی از سفر به این کشور خودداری شود.

حرف آخر،  روزنامه شرق نوشت: علیرضا مستوفی: امکان بازگشت ایرانیان مقیم گرجستان به این کشور سد شده  است؛ ایرانیانی که با داشتن پاسپورت و کارت اقامت، پشت مرزها مانده اند. خانواده هایی که دو نیمه شده اند و زندگی ها و کسب و کارهایی که سرنوشتشان نامعلوم است. اتفاق عجیب تر اینکه گویا مشکل نه لزوما پاسپورت ایرانی، بلکه هویت ایرانی است؛ تا جایی که بر مبنای یک ویدئو منتشرشده، حتی ایرانیانی که با پاسپورت آلمانی و کارت واکسیناسیون کامل (فایزر) قصد ورود به گرجستان را داشته اند نیز از امکان عبور از مرز بازمانده  اند. این ماجرا که در ماه های اخیر و هم زمان با شیوع بیماری کرونا رخ داده، به یک بحران در زندگی ایرانیان مقیم و ساکن این کشور بدل شده  است. به نظر می رسد اراده ای غیر رسمی به  دنبال منافعی که هنوز ابعاد آن مشخص نیست، رویه ای را آغاز کرده که نه قانونی است، نه انسانی و نه اخلاقی. از سویی دیگر، تاکنون وزارت خارجه و دولت گرجستان و وزارت خارجه و سفارت ایران واکنش یا اقدام قاطعی برای حل این معضل انجام نداده اند. در یک ویدئو، یک زن ایرانی ساکن تفلیس، با اشاره به اینکه کارت اقامت طولانی مدت و پاسپورت گرجستان را دارد و سرمایه گذاری ملکی در این کشور انجام داده است، می گوید قبل از ترک خاک این کشور با وزارت خارجه گرجستان تماس داشتم که به من اعلام شد هیچ مشکلی برای ورود به گرجستان ندارم، اما پلیس مرزی از ورودم به این کشور ممانعت می کند. این زن می گوید من دو دُز واکسن کرونا را در خاک گرجستان زدم و هیچ مشکلی بابت مدارک واکسیناسیون هم ندارم! یک ایرانی دیگر هم دقیقا همین حر ف ها را تکرار می کند.

عجیب تر اینکه ایرانیانی که با زدن دو دُز واکسن و اقامت دائم گرجستان خاک این کشور را به مقصد کشور دیگری ترک کرده اند و اصلا به ایران باز نگشته اند هم اجازه ورودشان به خاک گرجستان داده نشده و آنها را از فرودگاه برگردانده اند.

برخی شنیده ها حاکی از این است که سفیر ایران در گرجستان امکانی تحت عنوان پرواز جامانده ها ایجاد کرده و برای ایرانیان مقیم گرجستان که در ایران یا کشورهای دیگر جا مانده اند و مشکل ورود به خاک این کشور را دارند، یک امکان پروازی ایجاد کرده است. یعنی به صورت موردی اجازه سفر این افراد را از وزارت خارجه گرجستان دریافت کرده و با پرواز جامانده ها، آنها را وارد خاک این کشور می کند. اما اصل مشکل به قوت خود باقی است. قاعدتا سفارت ایران در گرجستان باید با ارائه یک گزارش مفصل به وزارت خارجه ایران از آنها درخواست کند سفیر گرجستان را احضار و مراتب را سریعا اعلام و دستور حل و رفع مشکل را خواستار شوند تا ایرانیان هم مانند اتباع مقیم از کشورهای دیگر بتوانند به راحتی به خاک این کشور بدون مشکل رفت وآمد کنند. نکته ای که نباید فراموش کرد، این است که بعضی از این افراد به هر دلیل به طور کامل از ایران مهاجرت کرده اند و تمام سرمایه و زندگی شان را به گرجستان منتقل کرده و انتظار بحقشان از وزارت خارجه و سفارت ایران در گرجستان، حمایت کامل و بی چون و چرا از حقوق مادی و معنوی آنهاست. با توجه به اینکه اقامت گرفتن ایرانیان در گرجستان منوط به سرمایه گذاری آنها در این کشور است، امروز این سرمایه ها در خطر است و با روشی که گرجستان در پیش گرفته، به نظر می رسد شرایط برای ایرانی ها آن قدر سخت شود تا آنها مجبور به فروش سرمایه خود به نصف قیمت شوند. شنیده ها هم همین را تأیید می کند؛ اینکه سرمایه گذاران ایرانی مجبور به فروختن دارایی و املاک خود زیر قیمت شده اند تا در جایی دیگر سرمایه گذاری کنند. بر همین اساس، باز هم شنیده ها حاکی از این است که سیلی از سرمایه گذاران ایرانی مقیم گرجستان به سمت ترکیه سرازیر شده اند.

این در حالی است که ابراهیم رئیسی اخیرا با بیان اینکه امنیت <<سرمایه گذاری>> در گرو امنیت <<سرمایه>> و <<سرمایه گذار>> است، تأکید کرده بود که امنیت هر دو در دولت سیزدهم تضمین و زمینه سرمایه گذاری ایرانیان در داخل کشور از جمله تسهیل و تسریع صدور مجوزها فراهم شده است. سؤالی که ابراهیم رئیسی باید به آن پاسخ دهد، این است که مقصود او از این امنیت چیست که چرا ایرانیانی که سرمایه هایشان در گرجستان به علت سیاست های نادرست این کشور به خطر افتاده، حاضر به بازگرداندن آن به ایران نیستند و همچنان کشورهای همسایه را ترجیح می دهند؟

بازی با هویت ایرانی

برخورد دولت گرجستان که صرفا با اتباع ایرانی و دارندگان ملیت ایرانی صورت گرفته، از قضا اتفاق تازه ای هم نیست. اگر این روزها بهانه برخورد با ایرانیان مقیم این کشور پاندمی کروناست، اما سال 97 هم که هنوز بحران کرونا رخ نداده بود، مشابه این اتفاق رخ داد. سه سال پیش هم زمان با انتخابات در گرجستان و تغییر جهت سیاست در این کشور، خبر ممانعت گرجستان از ورود اتباع ایرانی به داخل این کشور منتشر و توصیه شد تا اطلاع ثانوی از سفر به این کشور خودداری شود.

برخی رسانه ها علت این برخورد دولت گرجستان را که هم زمان با انتخابات ریاست جمهوری این کشور شده بود، سیاسی دانسته و نوشته  بودند: <<این روند از یک ماه پیش، پس از به قدرت رسیدن <<سالومه زورابیشویلی>> ـ ر ئیس جمهور جدید گرجستان ـ با توجه به سیاست های ضد مهاجرتی  او تشدید شده است>>.

میخائیل ساآکاشویلی، رئیس جمهوری که سال 2004 در گرجستان بر مسند نشست، فقط چند ماه پس از انتخابش به ایران سفر کرد تا نشان دهد توسعه روابط با کشورهای منطقه از برنامه های اصلی گرجستان جدید منظور نظر اوست. او در این سفر به منطقه فریدن در استان اصفهان هم که گرجی نشین است، سر زد و با هزاران نفر از گرجیان دیدار کرد. پس از آن رابطه گرجستان و ایران نزدیک تر شد؛ تا جایی که سال ۲۰۱۰ توافق نامه ای امضا می شود و مردم هر دو کشور نیز این نزدیکی روابط را درک می کنند. سال ۲۰۱۰ توافق نامه لغو ویزا برای سفر شهروندان هر دو کشور امضا می شود. سال ۲۰۱۱، ۵۶ هزار و ۳۸۶ شهروند ایرانی و سال ۲۰۱۲، ۸۲ هزار و ۸۸۵ گردشگر ایرانی به گرجستان سفر می کنند؛ تا جایی که ایران در رده پنجم در میان مبدأ گردشگری خارجی در گرجستان قرار می گیرد.

از سال ۲۰۱۲ و با روی کار آمدن حزب رقیب، یعنی حزب رؤیای گرجی، ورق بازمی گردد. سردی روابط گرجستان با ایران از اول جولای ۲۰۱۳ با ابطال توافق نامه لغو ویزا بین دو کشور آغاز می شود؛ تا جایی که سال 2015 ایران از رده پنجم در صنعت گردشگری گرجستان به رده یازدهم می رسد. با فشار دولت ایران، در نهایت قرار می شود به شهروندان ایرانی در مبادی ورودی کشور گرجستان ویزا داده شود؛ طرحی که در برخی موارد به جای آنکه گرهی از مشکلات ایرانی ها باز کند، گره را کورتر هم می کند. زمستان سال ۲۰۱۶ اعلام می شود دوباره گرجستان به توافق نامه لغو ویزا برای سفر اتباع دو کشور باز گشته است و ایران در سال ۲۰۱۶ رتبه ششم خود در تعداد گردشگران خارجی در گرجستان را باز پس می گیرد و در سال های ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ با پشت سر گذاشن اوکراین، به رده پنجم گردشگران خارجی در گرجستان می رسد.

اما چهار ماه مانده به پایان سال ۲۰۱۸، بازی از نو شروع می شود؛ گزارش های متعدد از مرزهای گرجستان، جایی که اتباع ایرانی اجازه ورود به این کشور را پیدا نکرده اند. ریجکت های مرزی از مرز سادخلو (مرز بین ارمنستان و گرجستان) آغاز و به زودی به تمام مرزها تعمیم داده می شود. بسیاری از اتباع ایرانی که در گرجستان به روش های مختلف سرمایه گذاری کرده و اقامت دریافت کرده اند، بر حسب ماده ۱۸ اقامت آنها تمدید نمی شود و کار را برای اتباع ایرانی سخت  تر می کند. شیوع کرونا و تصمیم دولت گرجستان درباره بستن مرزهایش با ایران، امیدها برای بهترشدن وضعیت اتباع ایرانی در این کشور را به نا امیدی تبدیل می کند. گرجستان ۲۳ فوریه ۲۰۲۰، سه روز پیش از آنکه اولین مورد ابتلا به کرونا در کشورش را تأیید کند، مرزهایش با ایران را بست؛ اما اعلام کرد این محدودیت موقتی است و به زودی مرزها باز می شود؛ محدودیتی که همچنان باقی است. دولت گرجستان در یک تصمیم  ناگهانی، مرزهایش را به روی خودروهای ترانزیتی ایرانی هم می بندد؛ در حالی که کامیون های ترانزیتی کشورهای دیگر می توانند به راحتی وارد گرجستان شوند.

شاید رویه غلط وزارت خارجه در سال های گذشته در بی توجهی به حمایت از حقوق ایرانیان خارج از کشور باعث شده است که کشور های دیگر به خود اجازه دهند اینگونه با ایرانیان برخورد و آنها را تحقیر کنند.

رسانه‌های لبنانی صبح امروز با با انتشار فیلمی خبر دادند که تانکرهای حامل سوخت ایران وارد خاک این کشور شده‌ است.

حرف آخر،   رسانه‌های لبنانی، صبح امروز (پنجشنبه)، از ورود کاروان‌های حامل سوخت ایران به این کشور خبر دادند.

شبکه «لبنان۲۴» با انتشار فیلمی نوشت که تانکرهای حامل مازوت ایران وارد منطقه «حوش السید علی» در الهرمل شده‌اند.

 شبکه «المنار» نیز ضمن تأیید این خبر،‌ گزارش داد که ۲۰ تانکر حامل سوخت ایران وارد خاک لبنان شده‌ است.

این گزارش در حالی منتشر شده است که سید حسن نصرالله دبیرکل جنبش حزب‌الله لبنان در آستانه ورود تانکرهای حامل سوخت ایران، شامگاه چهارشنبه، در پیامی ضمن تشکر از مردم، برای حفظ سلامت آن‌ها و تسهیل روند ورود کاروان‌ حامل سوخت به لبنان خواستار عدم تجمع مردمی شد.

سید حسن نصرالله در این خصوص گفت: «ابتدا، از مردم به خاطر این همراهی و این استقبال که از ده‌ها سال پیش تاکنون ادامه داشته تشکر می‌کنم. ثانیا از آن‌ها و از برادران مسئول حزب‌الله در منطقه می‌خواهم که حین عبور کاروان به منظور حفظ سلامت همه و راحتی آن‌ها و برای تسهیل روند انتقال در بهترین حالت ممکن هیچ گونه تجمع مردمی صورت ندهند».

دبیرکل حزب‌الله در سخنرانی دوشنبه‌شب خود (۲۲ شهریور) اعلام کرد که اولین کشتی حامل فرآورده‌های نفتی، شامگاه یکشنبه هفته جاری، وارد بندرگاه بانیاس سوریه شده و روند انتقال سوخت روز پنجشنبه (فردا) به لبنان آغاز خواهد شد.

 دبیرکل حزب‌الله در سخنرانی خود به مناسبت عاشورای حسینی اعلام کرده بود که کشتی‌های حامل سوخت برای حل  بحران سوخت لبنان از ایران به سمت لبنان حرکت خواهند کرد. سید حسن نصرالله با هشدار به آمریکا و رژیم صهیونیستی در خصوص تعرض به کشتی‌های سوخت ایران، تأکید کرده بود که مقاومت لبنان این کشتی‌ها را به مثابه خاک کشور خود تلقی خواهد کرد.

صفحه1 از70

درباره ی ما

پایگاه خبری حرف آخر، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه حرف آخر عضو شوید.