صلواتی : رابطه یک سویه حکومت با مردم مهم ترین مانع تحقق عدالت است / شکاف طبقاتی و فقر نشانه بی عدالتی هاست

صلواتی : رابطه یک سویه حکومت با مردم مهم ترین مانع تحقق عدالت است / شکاف طبقاتی و فقر نشانه بی عدالتی هاست

حرف آخر،  نویسنده، مترجم و پژوهشگر دینی با بیان اینکه یک سویه شدن رابطه حکومت ها با مردم، مهمترین مانع اجرا نشدن عدالت در جامعه کنونی است، گفت: اگر در جامعه ای ساختار اجتماعی درست بنا شده باشد، ضعیف، ناتوان و فقیری وجود نخواهد داشت. اگر فقر و اسراف در جامعه‌ای نباشد، نشانه این است که آن جامعه در تراز عدالت قرار داد، اما اگر اختلاف طبقاتی و طلاق و تاخیر ازدواج وجود دارد، نشان دهنده این است که در جایی از روابط اجتماعی، حقی ادا نشده و این ادا نشدن حق به این شکل بروز کرده است.

حجت الاسلام و المسلمین «محمود صلواتی»، نویسنده، مترجم و پژوهشگر دینی در گفت وگو با شفقنا درباره جایگاه عدالت در مذهب شیعه اظهار کرد: شیعه عدالت را در کنار توحید، معاد و نبوت به عنوان یکی از اصول اعتقادی خود می‌داند لذا تمام احکام اسلام و تمام هستی و آفرینش بر اساس عدل است. «بالعدل قامت السماوات و الارض»؛ یعنی اساس و پایه خلقت بر اساس عدل است. هر حکمی را که بررسی کنیم به همین عدالت بر می‌گردد و در دین هیچ چیزی خارج از عدالت نیست. در بُعد دینی، فقه بر اساس عدل است و اگر احکام فقهی بر اساس عدل نباشد نشان دهنده درک ناصحیح ماست.

وی درباره معنای عدالت گفت: عدالت «اعطاء کل ذی حق حقه» است. وقتی که حق هر چیزی ادا شود، عدالت است. در آیه ۵۰ سوره مبارکه طه آمده است: «رَبُّنَا الَّذِی أَعْطى‌ کُلَّ شَیْ‌ءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى؛ پروردگار ما خدایی است که حق هر چیزی را ادا و سپس آن را هدایت کرد.» یعنی هر چیزی یک ضروریات و نیازهایی دارد که خدا آن را به جا آورده و این مفهوم عدالت است.

این پژوهشگر دینی درباره حق گفت: حق یک ضرورت خارج از ذهن انسان است و چیزی نیست که ما بخواهیم آن را تعریف کنیم. خود خداوند که وجودش حق است، بر اساس حق نیز آفرینش دارد؛ این مفهموم قابل توصیف نیست. هر چیزی که مورد نیاز هر چیزی هست، حق نسبت به آن چیز است.

صلواتی افزود: حق، یک مفهوم پایه است که سایر مفاهیم بر آن سوار می شود. هر چیزی را که می خواهیم تعریف کنیم باید اول پایه آن را مشخص کنیم، اما حق پایه اصلی است. وقتی که ستون و پایه باشد، بقیه امور به آن مستند می شود.

وی تصریح کرد: وقتی می خواهیم عدل را توصیف کنیم، باید حق را بیان کنیم. وقتی حق تبیین شود، ادای آن عدل می شود. ما برای اینکه در هر امری بدانیم آیا عدالت به جا آورده شده یا خیر باید حق آن امر را بررسی کنیم.

ادا نشدن حق، سبب آسیب اجتماعی می‌شود

مترجم نهج البلاغه درباره مفاهیمی مانند عدالت سیاسی و عدالت اجتماعی گفت: این مفاهیم جلوه‌های عدل است؛ در مسائل اجتماعی اگر ساختار اجتماعی درست بنا شده باشد، ضعیف، ناتوان و فقیری وجود نخواهد داشت. اگر فقر و اسراف در جامعه‌ای نباشد، نشانه این است که آن جامعه در تراز عدالت قرار داد، اما اگر اختلاف طبقاتی و طلاق و تاخیر ازدواج وجود دارد، نشان دهنده این است که در جایی از روابط اجتماعی، حقی ادا نشده و این ادا نشدن حق به این شکل بروز کرده است.

صلواتی گفت: اسلام برای تحقق عدالت، ابتدا از خود فرد شروع می کند. روابط فردی یک انسان باید بر اساس عدالت شکل بگیرد. سخن گفتن، برخورد، کنش و واکنش هر فردی باید بر اساس عدالت باشد. سپس به روابط فرد با جامعه و با حکومت می‌رسیم که در این موارد نیز اسلام به بیان حقوق پرداخته که ادا کردن آن حقوق سبب تحقق عدالت در جامعه می‌شود.

بیان حق و عدالت در نهج البلاغه

وی افزود: در همه ادبیات دینی ما مفهموم عدالت آمده، اما در نهج البلاغه پر رنگ تر است چون حضرت علی(ع) درگیر مسائل اجتماعی بودند و در یک مقطع زمانی حاکمیت را بر عهده داشتند لذا این فرصت برای آن بزرگوار فراهم شد که در خطبه ها و نامه های خود مطالبی را بیان کند.

این مترجم نهج البلاغه با اشاره به نامه امام علی علیه السلام به مالک اشتر گفت: در این نامه حضرت حق مردم بر والیان و حق والیان بر مردم را می‌شمارد. مراد از والی در بیان حضرت، شخص حاکم نیست بلکه یعنی ساز و کار حکومت که شامل مجلس، دولت، قانون اساسی و همه موارد موثر در حکومت به مردم است.

وی افزود: حضرت می‌فرمایند «ثُمَّ جَعَلَ سُبْحَانَهُ مِنْ حُقُوقِهِ حُقُوقاً افْتَرَضَهَا لِبَعْضِ النَّاسِ عَلَى بَعْضٍ، فَجَعَلَهَا تَتَکَافَأُ فِی وُجُوهِهَا وَ یُوجِبُ بَعْضُهَا بَعْضاً وَ لَا یُسْتَوْجَبُ بَعْضُهَا إِلَّا بِبَعْضٍ. وَ أَعْظَمُ مَا افْتَرَضَ سُبْحَانَهُ مِنْ تِلْکَ الْحُقُوقِ حَقُّ الْوَالِی عَلَى الرَّعِیَّهِ وَ حَقُّ الرَّعِیَّهِ عَلَى الْوَالِی، فَرِیضَهٌ فَرَضَهَا اللَّهُ سُبْحَانَهُ لِکُلٍّ عَلَى کُلٍّ، فَجَعَلَهَا نِظَاماً لِأُلْفَتِهِمْ وَ عِزّاً لِدِینِهِمْ، فَلَیْسَتْ تَصْلُحُ الرَّعِیَّهُ إِلَّا بِصَلَاحِ الْوُلَاهِ، وَ لَا تَصْلُحُ الْوُلَاهُ إِلَّا بِاسْتِقَامَهِ الرَّعِیَّهِ. فَإِذَا أَدَّتْ الرَّعِیَّهُ إِلَى الْوَالِی حَقَّهُ وَ أَدَّى الْوَالِی إِلَیْهَا حَقَّهَا، عَزَّ الْحَقُّ بَیْنَهُمْ وَ قَامَتْ مَنَاهِجُ الدِّینِ وَ اعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ الْعَدْلِ وَ جَرَتْ عَلَى أَذْلَالِهَا السُّنَنُ، فَصَلَحَ بِذَلِکَ الزَّمَانُ وَ طُمِعَ فِی بَقَاءِ الدَّوْلَهِ وَ یَئِسَتْ مَطَامِعُ الْأَعْدَاءِ.» در این فراز همانگونه که مشخص است حضرت اصلاح جامعه و بقاء حکومت را به اجرای عدالت می‌دانند لذا می بینیم در دوران حکومت امام علی (ع) در اجرای عدالت سنگ تمام گذاشته شد. حضرت همه زمینه‌های عدالت اجتماعی را فراهم کرد و ما شاهد بازتاب آن در نهج البلاغه و کتب تاریخ هستیم. آن حضرت می‌فرمودند: «أَ أَقْنَعُ مِنْ نَفْسِی بِأَنْ یقَالَ هَذَا أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ وَ لاأُشَارِکُهُمْ فِی مَکَارِهِ الدَّهْرِ أَوْ أَکُونَ أُسْوَهً لَهُمْ فِی جُشُوبَهِ الْعَیشِ»؛ من قانع باشم که اسمم را امیرالمومنین بدانند و در مشکلات شریک مردم نباشم؟ جرج جرداق مسیحی حضرت را صدای عدالت انسانیت نامیدند.

شهروند باید از حق انتقاد برخوردار باشد

صلواتی گفت: یکی از حقوقی که حضرت برای مردم بر می شمارد نصیحت پیشوایان است. نصحیت به این نیست که فقط بنشینند و بگویند این خوب یا بد است بلکه باید از حق انتقاد استفاده کنند. برای استفاده از این حق، طبیعتاً حاکم باید آزادی مطبوعات و آزادی بیان و آزادی قلم و آزادی پس از بیان را تامین کند. از آن طرف مردم هم باید نظر خیرخواهی خود را ابلاغ کنند و قوانین اجتماعی را نقض نکنند. اگر وظایف متقابل مردم و حکومت به خوبی ادا شود، عدالت اجتماعی محقق می شود.

شایسته سالاری شاخصه عدالت است

صلواتی یک سویه شدن رابطه حکومت ها با مردم را مهمترین مانع اجرا نشدن عدالت در جامعه کنونی دانست و گفت: رابطه مردم و حاکمیت نباید یک سویه باشد. حق تعیین سرنوشت یکی از بنیادی‌ترین حقوق در زندگی اجتماعی است. باید حق انتخاب و حق انتقاد را برای مردم پاس داشت. در جامعه اگر قانونی تصویب می شود این قانون باید ادا کننده حق توده مردم باشد نه ادا کننده حق حاکمان؛ اگر جامعه در این مسیر قرار گرفت در مسیر عدالت است.

وی شایسته سالاری را یکی از شاخصه های اجرای عدالت در جامعه دانست و گفت: شایسته سالاری نشانه وجود عدالت سیاسی است. اگر شخصی را برای مسئولیتی انتخاب کردیم که از آن فرد انتخاب شده، فرد یا افراد داری اولویت و صلاحیت بیشتر وجود داشته باشند، خلاف عدالت است و جامعه ای که در آن شایسته سالاری نباشد چاره جز سقوط ندارد.

اشتراک این مطلب

درباره نویسنده

حرف آخر
برای ارسال نظر وارد سایت شوید

درباره ی ما

پایگاه خبری حرف آخر، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه حرف آخر عضو شوید.