“من هیچ کسی نیستم!” /هشداری بر پدیده محوشدگی اجتماعی در جامعه ایران

“من هیچ کسی نیستم!” /هشداری بر پدیده محوشدگی اجتماعی در جامعه ایران

گیل ندا،  پیرمرد کنج پیاده رو نشسته است. بالای هفتاد سال سن دارد. شکسته و فشرده. کتی مندرس بر تن و کلاهی کاموایی به سر. دستش را بر سرش سایه بان کرده است گرچه آفتابی نیست در این پاییز ٩٧. چند اسکناس و سکه پیش رویش افتاده است. تمام صورتش اندوه است. ساکن یکی از روستاهای اطراف. می‌گوید دیگر چاره ای برایم نمانده. به نان شب محتاجم. تحت پوشش هیچ ارگانی نیستم. نامم هیچ جا ثبت نیست. نه که ثبت نباشد، هست. اما نیست! من هیچ کسی نیستم.
 
موردمطالعاتی ٢: انقدر کوچک است که به سختی می توان باور کرد تنها آمده باشد بیرون. یک بسته آدامس در دست دارد. برخلاف بقیه کودکان کار، اصلا حرف نمی زند، تبلیغ نمی کند، اصرار ندارد که بخرید! انگار حتی جمله بندی هم در دهانش هنوز جا نیفتاده. گمانم حدود ۳ سال دارد. دمپایه پلاستیکی به پا کنار خیابان راه می رود. آستین تیشرتش ساییده شده و گرمکن نخی نازکی پوشیده. بقیه بچه ها که انگار مجربتر هستند، با چابکی خاصی دنبال عابرین می دوند، اما او گیج است. کوچکتر از آن است که یاد گرفته باشد. نام او در هیچ جای این کشور ثبت نیست. نه که ثبت نباشد، هست. اما نیست! او هیچ کسی نیست.
موردمطالعاتی ٣: صورتش سرخ است. سرخ از خشم. خشمی که فریاد شده و داد می کشد. می گوید ۶ ماه هست حقوقمان را نداده اند. من کارگر با همان حقوق بخور و نمیر هم به زحمت خرج خانواده را می دادم، الان که دیگر… بغض می کند؛ اندوه! فریاد می کشد؛ خشم! نام او در هیچ جای این کشور ثبت نیست. نه که ثبت نباشد، هست. اما نیست! او هیچ کسی نیست.
موردمطالعاتی ۴. آرایشش تند و توی چشم است. چشمها دنبالش حرکت می کند. چند نفر برایش متلک می پرانند. به پرایدی که ایستاده، محل نمی دهد. با پژو پارس کمی صحبت می کند. به توافق نمی رسد. شاسی بلند که ترمز می کند، سوار می شود. چشمها دنبالش حرکت می کنند. خنده سر می دهد اما پوچ. یأسی پهناور و بی معنایی عمیق. او هیچ جای این کشور ثبت نیست. نه که ثبت نباشد، هست. اما نیست! او هیچ کسی نیست.
موردمطالعاتی ۵. چرک روی صورتش نشسته. همه از او فاصله می گیرند. بوی تعفن در فضا پیچیده. بوی مرگ. می گوید خانه ندارم. معتاد هم نیستم اما هیچ سرمایه ای ندارم. خانه ای ندارم. حتی پول اجاره هم ندارم. حتی کپر حلبی هم ندارم. ناچار شبها می روم قبرستان. ردیف قبرهای خالی. مقداری وسایل آنجا تلنبار کرده ام. آتشی روشن می کنم. همانجا درون قبر می خوابم. لبخند تلخی می زند. می گوید گورخوابم! هیچ جای این کشور ثبت نیستم. نه که ثبت نباشم، هستم. اما نیستم! من هیچ کسی نیستم.
موردمطالعاتی ۶. کیفش سنگین است. عینک روی صورتش فرم گرفته. مودب و هدفمند صحبت می کند. مشخص است حرفش مبنای علمی دارد. ولی شاد نیست. رزومه اش را پرینت می گیرد برای درخواست شغلی جدید. چندین مقاله و همایش تخصصی در آن ردیف شده. تحصیلات عالیه اش مدتهاست تمام شده اما هنوز بیکار است. کیف پولش خالی است. می گوید “ژن خوب” نیستم. حتی از دویست هزارتومان بسته حمایتی دولت هم سهمی ندارد. او هیچ جای این کشور ثبت نیست. نه که ثبت نباشد، هست. اما نیست! او هیچ کسی نیست.
٧. تحلیل نهایی:
روشنفکری الزاما بایستی ناظر بر تحولات اجتماعی و زیست مردم باشد. ناظر بر دردهای پنهان و آشکار جهت تذکر و اصلاح امور در جهت خیر عمومی و منافع جمعي. در این راستا هشدار ذیل الزامی است. ایران کنونی با خطری با مراتب عمیقتر و متفاوت تر از گذشته مواجه است که آن را می توان پرتگاه فروپاشی اجتماعی نامید. جمعیت قابل توجهی از جامعه کنونی ایران، جایی ثبت نیستند. فقط شناسنامه دارند. کارت ملی دارند یعنی هستند که بوده باشند. آنها صرفا عددی هستند ١٠ رقمی به معنای کد ملی! یعنی یک نفر به جمعیت ملی افزوده اند. همین. می توانند در آمار و سرشماریها و رویدادهای جمعیتی لحاظ شوند. بااینحال بیشتر از آن عدد نیستند. دیده نمی شوند. شنیده نمی شوند. قانون گذران، روسا و مدیران درباره آنها سخن نمی گویند. آنها در مقدمات حیات دچار مشکلند. آنها جایی در مضیقه بیکران نان و شغل به سر می برند جایی که دیگر مساله از بحران اقتصادی فراتر می رود. بحران وجودی می شود. جایی خیلی خیلی پایینتر از خط فقر. زیر خط موجودیت. زیر خط بودن. این مساله ای به مراتب متفاوت از بحران اقتصادی است که من آن را محوشدگی اجتماعی می نامم. چنان که بدنه ای از یک جامعه در حین اینکه در آن جامعه زیست می کند و ثبت آماری شده است اما در عمل وجود ندارد. عیان هست و عملا نیست. سیستم بسته و عدالت گریز نیز با شتاب بر این دور افتادگی و محوشدگی می افزاید. این جمعیت در حال ازدیاد است. آنها هیچ کسی نیستند و این پرتگاه فروپاشی اجتماعی است!
عباس نعیمی جورشری

اشتراک این مطلب

درباره نویسنده

حرف آخر
برای ارسال نظر وارد سایت شوید

درباره ی ما

پایگاه خبری حرف آخر، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه حرف آخر عضو شوید.