یادداشت |#61bd6d

یادداشت

حرف آخر ، گاهی سکوت سرشار از سخنان ناگفته است و به نوبه خود حقایق را فاش می سازد.
نقل سکوت این روزهای برخی ها در رشت روایت همین موضوع است.برخی ها که معاش و منفعت خود را با حضور شهردار منتخب رشت و عدم سازش پذیری وی با رانت ها، زد و بندها و قراردادهای نجومی در تضاد میدیدند و از همان روزهای ابتدایی سر ناسازگاری با دکتر حاج محمدی را گذاشته و در راستای تخریب وی از هیچ تلاشی فروگذار نکردند!

لیکن نتیجه به مراد دل آنها نگردید و شهردار باتجربه و متخصص رشت بی توجه به حواشی حاشیه سازان و با تعریف خدمت خالصانه از دیوار بلند سیاه نمایی ها عبور کرد و امروز در همین ماههای ابتدایی بررسی عملکرد وی مبرهن این موضوع است که حاج محمدی یکی از موفق ترین شهرداران رشت در این بازه زمانی چند ماهه میباشد.

تعیین تکلیف وضعیت محل دفن زباله، مقابله عملی و با قدرت با فساد و رانت گسترده، احداث تسویه خانه شیرابه، تسویه خانه کود آلی، تراموا، ساماندهی نظام پرداخت از وضعیت بلاتکلیف و بی برنامه گذشته و انتصاب مدیران توانایی که تمامیت خواهی برخی ها آنها را به حاشیه برده بود تنها بخشی از اقدامات دکتر حاج محمدی بود که امروز همچون خاری به چشم منتقدین(شما بخوانید تخریب چی های اجاره ای) میباشد.

وجه تمایز دیگر شهردار رشت با شهرداران قبلی این کلانشهر مظلوم در اصرار حاج محمدی در حضور میدانی و پای کار وی در مشکلات میباشد.
آری این روزها و حتی در گذشته کمتر سراغ داریم دکترین مدیریت کلانی که بر حضور میدانی تاکید داشته باشد.
کمتر پیش می آید مشکلی در سطح شهر در حوزه مدیریت شهری رخ دهد و شهردار رشت به صورت میدانی از معضل و مورد مذکور بازدید نکند و پیگیری دستورات صادره را تا سرانجام قطعی دنبال نکند و به زعم خیلی ها نقطه قوت دکتر حاج محمدی در این شهر آشفته دقیقا همین ممارست اوست.

حاج محمدی همواره از حاشیه گریزان است و متن ماجرا را در انجام خدمت و کار برای خود تعریف کرده است و اعتقاد دارد بهترین پاسخ به هجمه ها و تنها راه جلب اعتماد شهروندان حضور در کنار آنها در عمق مشکلات موجود و انجام وظایف محوله با وجود همه کاستی ها میباشد لیکن در این بین دلالان و منفعت طلبانی که روزگاری بیت المال منبع ارتزاق و مال اندوزی آنها بود دست از دسیسه برنخواهند داشت و هر روز موضوع و مسئله ای را دستاویز کرده و قصد سنگ اندازی در مسیر درست کنونی را خواهند داشت.

روزی منتقد و سینه چاک وضعیتی هستند که اوباشی که با حمایت خودشان در مسند قرار داشتند مسبب آن بودند و روز دیگر رنگ یقه لباس افراد را دست مایه تخریب قرار میدهند روزی گریبان میدرند که چرا اقدامات در پرده ای از ابهام انجام می شود و با شکل اطلاع رسانی مشکل دارند روز دیگر محتوای نمایشگرهای شهری به مزاج مبارکشان خوش نیامده و...

به هر حال دکتر حاج محمدی شهردار غیربومی دوست داشتنی رشت با التزام به خدمت و برداشتن گامهای بلند برای فردای روشن این شهر هر روز در بین شهروندان محبوب تر خواهد شد و این تنها منفعت طلبان رانت خوار هستند که به دلیل قطع منافع شخصی خود به دنبال تخریب وی هستند که قطعا در این مسیر ناکام خواهند بود و نمایشگرهای شهری نیز همچنان به انعکاس واقعیت ها ادامه خواهند داد.

حرف آخر ، در سالهای اخیر مفهوم اقتصاد بسیار وسیع تر از گذشته بر ارکان حکومت ها تاثیرگذار بوده و اقتصاد پویا و ضرب آهنگی پایدار در حوزه اقتصادی در کنار رفاه عمومی برای یک‌ کشور، جایگاهی مناسب در مراودات سیاسی، امنیتی و اجتماعی در روابط بین الملل را به ارمغان خواهد آورد.

امروزه رقابت بین کشورهای در حال توسعه در قالب اقتصادهای نوظهور در جهان به دلیل اهمیت مسئله اقتصاد، به آوردگاهی حساس تبدیل گردیده است که لحظه ای غفلت و یا اندکی ذکاوت میتواند چشم انداز و راهبرد یک نسل را تغییر دهد.

یقینا در این بین حکومت هایی موفق خواهند بود که سیاست گذاران حوزه اقتصاد آن با استفاده و بکارگیری از دانش روز، نظر کارشناسان و اشراف به توانمندی ها و کاستی های موجود اهداف راهبردی خود را ترسیم و با تعریف یک ساز و کار اجرایی دکترین اقتصادی کشور را ارائه دهند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بواسطه مسائل سیاسی و شرایط خاص منطقه کشور ما همواره درگیر با تحریم ها و شرایط فوق العاده ای بوده که کشورهای غربی و دشمنان نظام آن را بر کشور تحمیل کرده اند و به همین دلیل فعالین و نظام اقتصادی کشور در مراوده اقتصادی با بسیاری از قطب های اقتصادی جهان شرایطی عادی و برابر با سایر کشورها نداشته است.

مقام معظم رهبری از قریب به یک دهه پیش با بصیرت خود در حوزه اقتصادی سیاست اقتصاد مقاومتی مبتنی بر توانمندی های داخلی را تنها راهکار مقاومت در برابر تحریم ها و شیطنت های بیگانگان دانست و از همه نخبگان و فعالین اقتصادی در راستای الزام به چهارچوب این دکترین کاربردی دعوت بعمل آورد لیکن به نظر میرسد به هر دلیلی هنوز منویات رهبری در این خصوص اجرا نگردیده چرا که با سیاستگذاری و پایبندی در این مسیر مشکلات حوزه اقتصاد باید به طرزی قابل لمس در جامعه تقلیل یابد.

سرنخ اقتصاد مقاومتی را باید در ایجاد زیرساخت و حمایت از تولید و کارآفرینی جستجو کرد چرا که رکن اصلی این دکترین اقتصادی استقلال در موضوع اقتصاد از خارج از مرزها میباشد.
به نوعی تعریف ساده اقتصاد مقاومتی تکیه بر توان داخلی و تولید نیازهای روز کشور توسط تولیدکنندگان و با دانش بومی میباشد که امروزه امکان تحقق این مهم در کشور براحتی وجود دارد چرا که دانش بومی در اکثر صنایع موجود میباشد و اگر سیاستگذاری در زمینه قانون گذاری و حمایت دولتی بر تولید متمرکز شود اقتصاد مقاومتی مقرون به صرفه ترین راهکار برای عبور از چالشهای اقتصادی خواهد بود.

حرف آخر ، یکی از شاخصه های کشور ما سبقه و تاریخ فرهنگی قابل توجه ایران میباشد و این قدمت منحصر به فرد برجسته ترین وجه تمایز مردم این سرزمین با سایر نقاط جهان است.

گیلان از دیرباز نگین سبز پیشانی بند فرهنگی ایران بوده و مدنیت و فرهنگ با نام مردمان گیل از قرن های دور عجین است و خیل نامداران این حوزه حجتی بر این ادعاست لیکن متاسفانه با وجود این غنای فرهنگی شاهد عقب ماندگی هایی در زمینه فرهنگی هستیم و مسائلی در حوزه فرهنگی مربوط به شهر رشت به عنوان مرکز فرهنگی ترین استان کشور گاها رخ میدهد که باعث نگرانی میباشد.

رشت به دلیل ظرفیت گردشگر پذیر خود یقینا نسبت به سایر مراکز استان ها در معرض تهاجم فرهنگ های بیگانه است و باید مسئولین و متولیان امر بیش از سایر نقاط کشور در این‌ حوزه حساسیت داشته باشند و برنامه ریزی ها به شکلی هدفمند و راهبردی در زمینه های فرهنگی صورت گیرد اما متاسفانه فقدان منابع و نیروی انسانی مستعد، صاحب نظر و دغدغه مند در کرسی های تصمیم ساز همواره یک پای سمند فرهنگ رشت را لنگان کرده است.

لیکن در این آشفته بازار در بین فعالین فرهنگی گاها چهره هایی کاریزما ظهور می کنند که بواسطه اشراف، تعلق خاطر و تدبر خود در خصوص مسایل فرهنگی شهر و شهروندان با اتکا به توان و ظرفیتی که ایجاد می کنند اتفاقات قابل توجه ای در این حوزه خطیر رقم میزنند و یادگار از خود میگذارند.

محمد حسن عاقل منش یکی از این استثناها محسوب میشود که سالهاست امضای او پای حوزه فرهنگ رشت تثبیت گردیده و میتوان گفت هر جا سخن از فرهنگ رشت است نام معلم دلسوز و محبوب شهر باران میدرخشد.
معلم دلسوزی که با نگاه پدرانه خود به بسیاری از فرزندان این شهر بالی برای شکوفایی استعدادهایشان داد و امروز بسیاری از نخبگان و مسئولین و مدیران این شهر پرورش یافته دستان مهربان سپید موی ادوار شورای شهر هستند.

این روزها همچون عاقل منش کمتر میتوان یافت که فارغ از دلبستگی های دنیایی و منافع شخصی لبخند کودک کاری او را تا عمق رضایتمندی از زندگی برده و حل مشکلی از یک سرای سالمندان و یا انجمن معلولین بینایی زیباترین تصویر در چشمان او محسوب شود آری همچون این پیر فرزانه و البته دانشمند حوزه فرهنگ کمتر کسی است که ضرورت و لزوم برنامه مندی را در حوزه فرهنگ درک کرده باشد و با درکی صحیح از فرصت ها و تهدیدها سیاست های استراتژیک در حوزه فرهنگ مطرح کند.

شاید بزرگترین وجه تمایز این انسان شریف با سایر مدیران شهری نگاه جامع وی به مسایل و موضوعات است.
عملکرد عاقل منش به وضوح نشانگر این است که حاج آقای دوست داشتنی شهر ما به هر ریسمانی برای اشاعه و حفظ فرهنگ غنی رشت و انتقال آن به نسل بعدی چنگ میزند و عدم دخالت دیدگاههای سیاسی و منفعت طلبانه در تصمیم گیری ها او را به مدیری موفق از بکارگیری همه ظرفیتها تبدیل کرده است.

متاسفانه پس از دو سال حضور موفق پدر فرهنگی مدیریت شهری بر کرسی ریاست کمیسیون فرهنگی به هزار و یک دلیل آشکار و نهان کرسی ریاست این کمیسیون جای خالی معلم اخلاق را حس می کند و این امر باعث نگرانی اهالی فرهنگ گردیده است.

عاقل منش در دوره تصدی خود در ادوار شورای شهر در کمیسیون فرهنگی به دلیل حسن رفتار و نگاه فراجناحی و درک درست از حوزه فرهنگ همواره جزو چهره های محبوب در رشت محسوب میشد و بسیاری از مشکلاتی که تعامل بین دستگاهها را میطلبید با حسن خلق وی برطرف می گردید و نتیجه تلاشهای صورت گرفته از سوی وی همواره رضایت شهروندان علی الخصوص سمن های خیریه و نهادهای مرتبط با فرهنگ بود.

فقدان حضور عاقل منش قطعا خسرانی برای شهر و شهروندان و اغنای فرهنگ شهر اولین ها خواهد بود امید میرود با حفظ سرمایه هایی همچون او در حفظ پیشینه و تاریخ خود کوشا باشیم.

گویا این روزها فعالین سیاسی ما به واژه شورا در هر شکل و قالبی آلرژی مزمن یافته و کما فی السابق هر جا سخن از شورا و کار گروهی می آید به جای پرداختن به تعریف حقیقی و مفهوم اصلی عملکرد شورایی، شاهد تقابل و حتی عناد بین افراد هستیم و متاسفانه در این بین طیف اصلاح طلب، از حیث غوطه وری در این تناقضات(بر لب کلامی و در دل مرادی دیگر) ید طولایی داشته و در تبدیل فرصت به تهدید و به قول معروف خودزنی کم کم صاحب سبک گردیده است.

دگر عادت کرده ایم که در هر بزنگاه و برهه حساسی که باید دور هم جمع شده و با دل در گرو آرمان مشترک نهادن، اتفاقی بزرگ رقم بزنیم عده ای از هر نکته و مسئله ای دستاویز ساخته و مسیر را غرق در فضای غبارآلود کرده و سرعت و کیفیت تصمیمات را فرسنگ ها دورتر از تعامل، همدلی و هم افزایی در فضای تنش آلود به پایین ترین سطح ممکن تنزل میدهند و در سکوت مرگبار دلسوزان جریان اصلاحات تَکرار، تَکرار و تَکرار این اتفاق به تیشه ای تبدیل شده که در ولع ضربه به ریشه سبز ما سیری ناپذیر است..!

نکته جالب و قابل توجه حضور پای کار و اصرار اغلب قریب به اتفاق دوستان مدعی و جان بر کف اصلاحات در یک پای ثابت این جنجال هاست که همیشه از اصل غافل بوده و به دنبال اسبی برای سواری هستند و برخلاف سینه دری های ظاهری که برای این اندیشه از خود به نمایش می گذارند به موریانه هایی تبدیل شده اند که گویی تا ریشه این درخت را پوک و بی جان نکنند دست از حماقت های هدفمند خود نخواهند کشید.

این روزها و پس از شکل گیری شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان گیلان شاهد بروز اختلافات شدیدی از درون این شورا در همین ابتدای راه هستیم و این استقبال زودهنگام از اختلافات در این سطح عیان و آشکار با توجه به تجارب گذشته خبر از روزهای نه چندان آفتابی پیش رو میدهد و پیش از هر نکته دیگری برایمان یادآور این موضوع است که در حوزه آموزش در احزاب با چالش های بزرگی روبرو هستیم و رفتار و منش حزبی در بین برخی ها که مدعی کار تشکیلاتی هستند در پایین ترین سطح ممکن رعایت نمی شود و این اولین پاشنه آشیل برای جریان اصلاح طلب محسوب می گردد.

برای تحلیل شرایط موجود باید از هر دو طرف به موضوع نگاهی جامع داشت:
از یک سو به زمان و نوع بیان اعتراض جمعی از دوستان که البته دغدغه هایشان در محتوا بر حق بوده و ساختار رای گیری و انتخاب اعضا را هدف انتقاد قرار داده اند نقدی اساسی رواست که چرا با وجود تجارب گذشته این دغدغه ها زودتر مطرح و پیگیری و معایب کار پیش بینی و اصلاح نگردیده است؟
آیا در این برهه دامن زدن به اختلافات مشکلی از جریان اصلاحات را برطرف میسازد؟
طرح موضوع در این ابعاد و اینگونه لخت و عریان چه هزینه ای برای جریان مطبوع داشته و چه تبعاتی در ادامه راه خواهد داشت؟
شکل، ابعاد و ابزار اعلام گلایه ها میباشد که به هیچ وجه در قاموس هیچ حزب، طیف و یا حتی گعده سیاسی نمی گنجد و اگر فرد غیر مطلع ای به موضوع وارد شود این حجم از آشوب های عیان را قطعا حربه طیف رقیب ارزیابی خواهد کرد..

از سوی دیگر تشکیل احزاب ولو یک یا چند نفره و حضور آنها در صحنه به طور حتم در آینده بستر را جهت فعالیت بیشتر افراد در قالب تشکل های سیاسی و مدنی فراهم می کند و افزایش این احزاب امری اجتناب ناپذیر است و موافقین حضور آنها در شورای سیاستگذاری حضور حداکثری و توجه به کمیت ها را اولویت خود برای ادامه فعالیت های سیاسی میدانند.
مشهود است هر دو طرف مناقشه لااقل در کلام مدعی منفعت عمومی و حزبی هستند و برای پافشاری بر موضع خود دلایلی را تامین می کنند همین موضوع برای عدم علنی ساختن هر نوع اختلافی با این مضمون کافیست چرا که کمترین اتفاق در یک طیف سیاسی حل این قبیل اختلاف نظرها و ایجاد وحدت رویه در بین منتسبین است لیکن اتخاذ برخی مواضع تند، بکارگیری ادبیات تخریب به جای نقد و بر کوس اختلافات کوبیدن کنشی مسموم و نافی وحدت رویه میباشد که متاسفانه در روزهای اخیر شاهد آن هستیم.

دوستان به کجا چنین شتابان؟؟؟
مدتهاس که از آن طرف بام سقوط میکنیم و غافلیم...
این ریسمان سیاه و سپید ماری خوش خط و خال است که هر چند صباحی با سواستفاده از فضای نفاق حاکم بین ما سر بیرون آورده و پای سفر ما را لنگ نیش های خود می کند! کی و کجا قرار است یک بار برای همیشه اولویت را بر وحدت گذاشته و درون خانواده و با منطق و عقلانیت مشکلات این جریان مردمی حل شود؟
آیا افراد جامعه وقتی فقدان توانایی حل مشکلات درونی را در فعالین اصلاح طلب در این حد مشهود دیده و شعله اختلافات از دور دست این طور عیان است دیگر امیدی به فردای کشور با این اندیشه سیاسی خواهند داشت؟؟

حضور و فعالیت شورای سیاستگذاری با هر کیفتی نیاز امروز اصلاح طلبان در فضای سیاسی میباشد و باید با تمام توان و ظرفیت از لحاظ کمی و کیفی اصلاح
و تقویت گردد لیکن این میل به اصلاح ساختار نباید هدف پیش رو را به حاشیه برده و مشکلات و اختلاف نظرها را به متن پررنگ این روزها تبدیل کند چرا که قطعا این گونه بازی در زمین حریف ما را به ناکجا آباد خواهد کشاند.

  محمدرسول محمدپور

حرف آخر ، یقینا داستان کره بُز چموشی که برای خودنمای همواره از چوپان نافرمانی می کرد تا بیشتر به چشم سگ گله و چوپان بیاید را شنیده اید و از فرجام نافرجام جناب بُز که طعمه دندان های تیز گرگ ها گردید خبر دارید( داستان اخلاقی که هر یک نقل آنرا به شکلی متفاوت و با کاراکترهای مختلف شنیده ایم) این روزها حکایت زندگی بسیاری از افراد همین‌ ماجرای تلخ و البته آموزنده است.

افرادی میان تهی که جز دهانی گشوده و زبانی بی مقدار سرمایه ای ندارند و بزرگترین هدفشان بزرگ شدن، لیکن در مقیاس محدود تنگ نظری خود است! و از وجوه تشابه
این افراد کم منزلت میتوان به عدم وجود ثبات در افکار، رفتار و مواضع اشاره کرد که جمیع آنها باعث می گردد همواره شکست تنها ره آورد اقداماتشان باشد و به قولی با پاقدم نحس خود به هر جا که پای مینهند سرافکندی و ناکامی را برای سایرین به ارمغان‌ می آورند.

اندر احوالات این‌ ناکامان زمانه باید عرض کرد با خیره سری که از عدم کفایت عقل معاش جنابشان نشات می گیرد گویی در طول عمر بی مقدار خود حتی دقایقی چند با خود خلوت نکرده و به رفتارهای ناصواب گذشته خود اندیشه نکرده اند و همیشه در تکاپوی یافتن مقصر برای حماقت های خود بودند و این‌ ضعف فاحش علت اصلی تکرار اشتباهات گذشته این افراد دنی است.

آری این روزها متاسفانه در اطراف ما کم نیستند کسانی با این کیفیت که بزرگترین افتخارشان بازیچه بودن در ید اختیار اربابی البته آن هم موقتی و اجاره ای است که هر از چند گاهی با اشاره ای بر قلاده شان آنها را وادار به پارس و پا گیری کرده و در این بین نکته قابل توجه عدم توجه احدی به این لولو هاست...

نگارنده در اندیشه این است که اگر روزگاری فضای اطراف این نابخردان کم مقدار از انسانهای بزرگ خالی شود قوت لایموت این جانوران انسان نما چه خواهد شد و با پریدن به که و چه روزگار سپری کرده و صباح را به شام میرسانند؟؟؟

از استعاره که بگذریم داستان امروز بسیاری از مردودین که با عدم ثبات در رفتار امروز شهره عام و خاص این شهر شده و هیچ اعتباری حتی در بین دوستان دیروز خود نیز ندارند جای تاسف است.
اینکه فردی در لحظه و آن تغییر موضع داده و خود کذاب حرفی باشد که از آن خویش است برخی ها را به نماد بی هویتی در این شهر بدل کرده و گویا این شهرت نیز زیاد به مزاجشان تلخ نیامده و امروز نان را در گرو این بدنامی ها میبینند.
گوارای وجود...

اما دوستان مستحضر باشند کذابی هم برای خود اصول و شرایطی دارد و نشر آن بدون رعایت قواعد رسوایی روز افزون تان را تسریع میدهد چرا که با توجه به سبقه مخدوش شما و اربابان شناخته شده و نان به نرخ نفاق خوری که امروز در خلا و انزوا افسوس فرصت های از دست رفته و محبوبیت طیف مقابل را دارند دیگر کسی تره هم برای قلم فرسایی هایتان خرد نمی کند و همین بهترین علت برای سکوت مرگبار شما میتواند شود البته اگر درک این موضوع را داشته باشید که بعید میدانم...

بدانید و آگاه باشید
دکتر احمد رمضانپور نرگسی نه به عنوان یک فرد بلکه در جایگاه یک‌ مکتب و یک جریان محبوب با اتکا به مشروعیتی که همواره از مردم کسب کرده است از روز اول بنا به تکلیف وارد عرصه شورای شهر شده و تا امروز هدفی جز ایجاد تعامل و همدلی بین اعضا نداشته و حداکثر قاطع همکاران شورایی بارها و بارها بر این ادعا صحه گذاشته اند.
هیچ گاه به دنبال کسب نام از حوزه ای چون شورای شهر نبوده و قطعا تنها حضور وی باعث هر چه وزین تر شدن پارلمان محلی گردیده است.
کسب آنچه اذهان‌ کوچک و بیمار شما به عنوان پیروزی و فتح می نامند و به آن‌ می بالند برای وی ارزشی نداشته و این خدمت به شهروندان رشت است که او را در راه خود مستدام میدارد.شهروندانی وفادار و فهیم که به خوبی سره از ناسره تشخیص داده و همواره با لطف خود وی را در هر آوردگاهی به عزت رسانده اند...

آری با لولو شما اهالی تاریکی نه از عزت و محبوبیت حاج احمد شهر من کاسته می شود و نه غفلت، عداوت و وخامت حال و اوضاع تهوع آور شما و اربابانتان تمیز داده می شود چرا که امروز هم شهروندان رشت به خوبی ماهیت پلید و پلشت شما را دریافته اند و هم اعضای محترم شورای شهر از هر دو سو بر نقش کلیدی و از خودگذشتگی دکتر رمضانپور تاکید می کنند پس بیش از این‌ حنجره ندرید که از آخر زمستان گذشته و چهره شما در پیش چشم رشتوندان سیاه تر از همیشه است.

محمدرسول محمدپور

حرف آخر، بر هیچکس پوشیده نیست که امروز محوری ترین چالش برای حکومت ها مسائل اقتصادی و برنامه ریزی بلند مدت برای نیروی انسانی میباشد. شاید صورت مسئله با کمی تغییر در اهداف و اولویت ها تفاوت داشته باشد لیکن اصل موضوع چالشی میباشد که حتی کشورهای توسعه یافته نیز با آن دست به گریبان هستند.

به طور حتم اولین مرحله در حل یک مشکل مطالعه، بررسی و تعریف یک راهکار کاربردی منطبق با زوایای موضوع مد نظر است که ارائه آن مستلزم اشراف کافی بر علل پیدایش و تبعات موجود چالش مذکور میباشد.

کشور ایران از لحاظ استراتژیک و بسیاری موارد دیگر در موقعیتی خاص وجود دارد و این موضوع شرایط اقتصادی پایدار را از کشور سلب کرده است چرا که جمهوری اسلامی حکومتی بر پایه موازین شرعی میباشد و از این رو اولویت های آن فارغ از برخی از اصولی اقتصاد جهانی اولویت هایی شرعی و انقلابی است و سرفصل و سرلوحه اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی مبارزه با شالوده و دکترین نظام سرمایه داری حاکم بر اقتصاد جهانی است.از این رو کارگزاران نظام و متولیان حوزه اقتصاد باید با اتخاذ سیاست های اقتصادی تولید محور، درون گرا و با کمترین وابستگی به بیرون در بزنگاههایی که در هر برهه ای در برابر کشور پیش بینی می گردد همچون تحریم و تهدیدهای ابرقدرت ها، حتی الامکان اقتصاد داخلی در برابر رکود و تورم با نرخ های نجومی مصون بدارند.

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) از سالها پیش با ارائه دکترین اقتصاد مقاومتی به کارگزاران نظام نقشه راهی جامع و مبرهن و البته کاربردی را در اختیار متولیان اقتصاد کشور و دولت های سابق و کنونی قرار داد و با تاکید بر لزوم پیاده سازی این نگاه به عنوان اسکلت اقتصاد کشور بارها خواستار توجه ویژه به خلل و فرج و آسیب پذیری دیواره اقتصادی کشور گردید اما متاسفانه به هر دلیلی این مهم آنطور که باید مورد توجه و اجرا قرار نگرفت و قرائت نادرست و اجرای ناقص آن در مراحل مختلف این موضوع محوری را به حاشیه برد و این در حالیست که به زعم بسیاری از کارشناسان اقتصاد مقاومتی تنها راه برون رفت از مشکلات موجود و چالش های پیش روی کشور در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی میباشد.

رونق اقتصادی ارتباطی مستقیم با اشتغال دارد و این در حالیست که رابطه اشتغال با مسائل اجتماعی و آمار بزه و جرم در کشور بر همگان هویداست.
پر بیراه نگفته ایم اگر یکی از اهداف کلیدی اقتصاد مقاومتی را حفظ کسب و کارهای کنونی و ایجاد شغل های جدید تعریف کنیم چرا که معضل بیکاری میتواند تبعاتی به همراه داشته باشد که در ابتدا کانون خانواده و سپس بنیان های اجتماع را هدف قرار دهد.

اصلی ترین راهکار پرداختن و اخذ نتیجه مطلوب از موضوع اشتغال حمایت، حمایت و حمایت از بخش خصوصی میباشد.
یقینا بودجه و اعتبار دولتی در هیچ کجای جهان به حدی نیست که به صورت فرادا برای اشتغال هر فرد مبلغی مشخص در نظر گرفته و شغل ایجاد کند که البته در صورت امکان این شرایط نیز این نگاه مردود محسوب می گردد لیکن اعتبارات موجود اگر با یک سیاست صحیح بکار گرفته شود می تواند باعث رونق بخش خصوصی و به دنبال آن ایجاد اشتغال در حوزه های مختلف تولید گردد.

باید به یاد داشت بخش خصوصی موفق در اقتصاد کشور و تقویت و حمایت از فعالین اقتصادی اگر با برنامه ای همچون اقصاد مقاومتی منطبق گردد می تواند در یک زمان بندی مشخص کشور را از بسیاری از مسائل بی نیاز و خودکفا کند و این اصلی ترین هدف استراتژیک در حوزه اقتصادی محسوب می گردد.

حرف آخر،  دو سال از زمان شورای پنجم گذشت و عمر این شورا به نیمه راه خود رسید.شورایی که روزهای پرتلاطم زیادی به خود دید و از حیث حواشی یکی از صدرنشینان محسوب میشد.
حواشی که در دو سال اخیر بیش از هر موضوع دیگری حول اعضای لیست امید ایجاد میشد و این طیف چهار منهی یک بود که قالبا ناکامی آنها(البته به صورت هدفمند) تیتر اخبار رسانه ها میشد.

لیستی که به هر شکل ممکن و با تعداد نفرات اندک موفق به حضور در پارلمان شهری شد خود را در اقلیت و همواره گوشه رینگ میدید و باید با توجه به شرایط و البته حضور چهره های کیفی همچون احمد رمضانپور نرگسی، اسماعیل حاجی پور و فرهام زاهد وضعیت موجود را بهبود میداد.

به طور حتم در ساختاری شورایی تنها راه تشکیل ائتلاف با سایر اعضا و تبدیل آرا سه نفره به آرای حداکثری بود و در این بین نقش رمضانپور به عنوان لیدر اصلاح طلبان استان و کهنه سیاست مدار این جریان نقشی کلیدی و محوری محسوب میشد.

در وضعیتی که فشارهای بیرونی از یک سو و تعریف و تقسیم منافع از سوی دیگر باعث ایجاد فضایی ملتهب گردیده بود نبوغ سیاسی دکتر رمضانپور چیدمانی باور نکردنی از اعضای شورا را در قالب یک فراکسیون و ائتلاف در کنار هم ایجاد کرد به شکلی که همگان برای دوام و حفظ این ترکیب روز شمار اعلام کرده بودند.

عبور از چالش ردصلاحیت شهرداران منتخب و بزنگاههای خطیر دیگر با مدیریت رمضانپور در راستای حفظ طیف حداکثری که از منتهی الیه اصولگرایی تا قلب تپنده اصلاحات در آن حضور داشتند با وجود همه گمانه زنی ها بالاخره امیدی ها را از انزوا به اکثریت رساند و تصمیمات شورای پنجم را ید اختیار آنان قرار داد(بگذریم که در این بین دوستان به ظاهر خودی و به اصطلاح تشکیلاتی بجای حمایت از ایراد هیچ ضربه و ترور شخصیتی خودداری نکردند...)

بالاخره بعد از عبور از پیچ های خطرناک و دسیسه های مختلف که از سرمنشا های متفاوتی هدایت میشد قطار شورای پنجم به نیمه را رسید و روزشمار انتخابات هیئت رییسه برای تعیین رییس سال سوم کلید خورد.
با توجه به نقش دکتر رمضانپور در تشکیل و حفظ این ائتلاف تصور عمومی بر این بود که وی بر حضور بر مسند ریاست شورا که به زعم همگان حق مسلم وی بود پافشاری کند لیکن رمضانپور بار دیگر نشان داد پایبندی به اخلاق و حفظ اتحاد و جریان محوری برای وی از اوجب واجبات است و به لحظه ای که احساس کرد حضور به عنوان نامزد ریاست شورا میتواند بر حفظ وحدت ائتلاف شکل گرفته خدشه وارد کند با اقدامی هوشمندانه نام حاجی پور و زاهد دو یار دیگر خود در لیست امید را از گردونه بیرون آورد و این چنین شد سرانجام خرمِ لیستی که زمانی در گوشه رینگ زیر ضربات در انزوا قرار داشت.

درسهایی که رمضانپور و در این برهه به سایرین داد اولویت حفظ اخلاق تحت هر شرایطی و پایبندی به جریان فارغ از پیگیری منافع شخصی میباشد.
فعالین سیاسی باید منش رمضانپور را سرلوحه کار قرار دهند و با عبور از منفعت طلبی های شخصی به اهداف طیف و جریان خود پایبند باشند.

حرف آخر ، یک جامعه در حال توسعه در کنار همه رخدادها و اتفاقات مورد نیاز برای پیشرفت و کوک ماندن ضرب آهنگ توسعه خود، نیازمند ایجاد یک شبکه آماری و اطلاعاتی به هم پیوسته می باشد.شبکه ای که در کنار ارتباط در هم تنیده با حوزه های امنیت، اقتصاد و... جهت همسویی افکار عمومی با سیاست های راهبردی کشور و ارتقا سطح آگاهی عمومی و تخصصی نیروی انسانی و اقشار مختلف خود، در حوزه اجتماعی فعالیتی دوچندان داشته و به حد مطلوب انتشار رویدادها و اخبار را بر عهده داشته باشد به شکلی که جامعه به صورت روزانه کانون نشر و بازنشر اطلاعات شود تا با دسترسی عام به این مهم ضریب توسعه در بین اقشار مختلف به صورت یکسان رشد کند.

اشاره به جایگاه خبرنگار و شعاع تاثیر عملکرد فعالین این حرفه در نیل به اهداف فوق و مقایسه این فعالیت در کشور ما با کشورهای توسعه یافته و نتیجه حاصل از این فقدان توجه و یا آن عنایت ویژه تکرار مکررات است و برای خبرنگاری که به صورت مداوم درگیر معیشت و دغدغه هایی همچون امنیت شغلی و تهدید جریانهای متصل و وابسته به ارکان قدرت است به قول معروف قرصی نان و یا ساعتی آرامش خیال نمی شود و انتظار این میرود که مسئولین لااقل با هدف آینده روشن این کشور و نظام حاکم بر آن با تغییر سیاست های خود و باز کردن آغوش حمایتی زحمات این قشر خدوم را بیش از گذشته ارج نهاده و به وضعیت خبرنگاران رسیدگی کنند.

لیکن ارزیابی عملکرد دولت ها در گذشته و تاکنون(البته فارغ از شعارزدگی و در عمل) نشانگر عمق فاجعه و صرفا نگاه ابزاری به رسانه میباشد.
آسیب شناسی در این حوزه نشانگر این است که یکی از پدیده هایی که در چند سال اخیر جامعه خبری با آن روبرو گردیده است ظهور قارچ گونه و اپیدمی رسانه نماهایی است که با هدف درآمدزایی و به شکل یک بنگاه اقتصادی سر از تخم بیرون آورده و بدون هیچ عقبه و عملکرد کیفی یک شبه و البته با دست های پشت پرده به چشمه های منابع مالی متصل می شوند و افرادی که به هیچ وجه شباهتی حتی در ظاهر به یک خبرنگار نداشته و فاقد هرگونه استعداد، تعلق خاطر و تحصیلاتی در این حوزه هستند به نور چشمی هایی بدل می شوند که در همه قاب ها حضوری مستمر دارند و این یعنی ابتدای فاجعه...

تزریق همین منابع اندک مالی که مختص به خبرنگاران صدیق میباشد تا چشم بینای جامعه و مصباح مسیر مسئولین باشند به جماعتی که برای مجیزگویی و تبلیغات واهی و پروپاگاندا استخدام شده اند عرصه را برای فعالیت یک خبرنگار وظیفه مند و حرفه ای که در شغل خود دارای دغدغه میباشد تنگ می کند. ایجاد رانت و حمایت های خارج از عرف و حتی منطق از این عناصر تبلیغاتی که وظیفه ماله کشی بر ضعف های مشهود حضرات را بر عهده دارند در حالیست که اتفاقا رسانه و چشم تیزبین و مستقل خبرنگار باید در نقطه مقابل این جماعت بی تقوی و منافق صفت قرار گرفته و آینه ای برای انعکاس مشکلات رو به مردم و مسئولین باشند و میدان دادن به این افراد به سان تشکیل هنگ ستون پنجم دشمن پشت سنگر خودی است چرا که با پوشاندن نقاط ضعف باعث عمیق تر شدن مشکلات کشور خواهند شد و این دقیقا همان پاشنه آشیلی است که باعث درجا زدن و حتی عقب ماندگی ما در حوزه هایی از جمله اقتصاد گردیده است.

وظیفه ذاتی و مقدس یک خبرنگار همان طور که از نام آن هویداست نگارش واقعیت هاست حال تغییر این سرمشق به تولید محتوایی خلاف واقع و تبلیغاتی، البته در پروسه ای پیچیده و به گرو نان، عملی قبیح و قابل سرزنش است که متاسفانه امروزه در کشور ما به صورت سیستماتیک در حال انجام است.
به طور حتم هیچ خبرنگار شریفی حاضر نخواهد شد در ازای دریافت مبلغ مالی شرافت خود را بفروش برساند لیکن عدم براندازی این شیوه منحوس همچون تیغی دو لبه هم تهدیدی دائمی هم برای جامعه محسوب می شود و هم برای خانواده خبر...

این روزها اهالی وادی خبر از خبرنگار تا عکاس خبری حال و روز خوشی ندارند و مدتهاست با رویای حداقل هایی همچون بیمه و امنیت شغلی از این آفیش به آفیش دیگر رفته و لحظات را ثبت می کنند...
سرمایه ای که در پس غلفت دیر نخواهد بود که طعمه حوادث گردد و همچون کشتی صدمه دیده غرق دریای بی تفاوتی شود در صورتی که با اندکی توجه و مدیریت هوشمندانه میتواند تبدیل به سکویی برای اوج یک کشور و ملت گردد.

خبرنگاری و حال خوشی که در این حوالی نیست...

درباره ی ما

پایگاه خبری حرف آخر، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه حرف آخر عضو شوید.