K2 Listing

K2 Listing

حرف آخر، شهر رشت را اگر به هیچ چیز نشناسند شهر مردمان فرهنگ و هنر از دیرباز بوده و کسی هم نمی تواند منکر این جریان شود.
نگاه امروز این یادداشت از بین دو مرکز فرهنگی رشت می گذرد. مجتمع خاتم الانبیا اداره ارشاد رشت و سازمان فرهنگی ورزشی شهرداری رشت که دو نهادی هستند که به نوعی متولی تولید فرهنگ و هنر رشت هستند! اما کافی است که عصر ها اندکی در پیاده راه رشت و حدفاصل این دو ساختمان در پیاده راهی که نام فرهنگی را یدک می کشد بنشینید و نظاره کنید.
دخترهای نوجوان و پسران نوجوانی که نشسته اند و مواد مخدر گل و حشیش و ... را در ملاء عام می کشند. پرخاش می کنند و گاهی متلک پراکنی می کنند. رفتارهای ارتباطی خارج ازشأن و عرف خانواده ها و گاهی تخریب اموال عمومی و اگر لازم باشد برای هرکس که اعتراض کند شاخ و شانه می کشند و اگر کمی بروید بالاتر در جنب هتل اردیبهشت تا انتهای کوچه و مسیر های منتهی به این دو مکان فرهنگی همه بدتر از این وضع را به نمایش می گذارند و این مناظر نادرست را تا پاسی از شب نیز می توان مشاهده کرد.


رشت اگر بخواهد توسعه یابد باید بر توسعه گردشگری نگاه ویژه داشته باشد و برپایی جشنواره های فرهنگی و ورزشی و برنامه فرهنگی مناسب علی الخصوص در پیاده راه فرهنگی رشت می تواند به این مهم کمک کند و البته یکی از راه های توسعه گردشگری و توقف مسافر در رشت باشد. پیشنیاز های دیگری هم لازم است که در این مقال نمی گنجد و جداگانه باید به آن ها توجه شود.

لازمه این مهم ایجاد امنیتی است که تولید رعب و وحشت نکند و ترس در دل مردم و گردشگر نیاندازد و در کنارش بررسی جرم شناسانه برای رفع معضل ناهنجاری های این چنینی و اقدام به کار فرهنگی موثر است. متاسفانه آن هایی که متولی کار فرهنگی هستند تفاوت کار فرهنگی و تبلیغی را نمی دانند و در مورد این مهم نیز باید جداگانه بررسی و پژوهش نمود.
شایسته است فکری در این مورد شود. نیروی انتظامی و اداره ارشاد و سازمان فرهنگی ورزشی و یا هر نهاد دیگری که می توانند جلساتی کارشناسی برگزار کنند تا امنیت در این منطقه که پیشانی و آبروی رشت است برقرار شود. نمی گویم با بگیر و ببند و رعب و وحشت مشکل حل شود اما حضور مناسب پلیس که مداخله موثر کند و نه بنشیند و نگاه کند و یا حضور نیروهای ضابط دیگر بدون ایجاد رعب و وحشت برای مردم شاید در کوتاه مدت موثر باشد اما اصل مهم در این میان نوجوانان دختر و پسری هستند که آسیب دیده هستند و بیشتر از اینکه به دیگران آسیب برسانند دچار خود ویرانی هستند و این آسیب به جامعه رشت لطمه رسانده و چهره و نمود زشتی هم به جا خواهد گذاشت. فرزندان مان را در آغوش بگیریم و برای این مهم چاره ای بیندیشیم.

سروش علیزاده

حرف آخر، سال گذشته همین روز ها بود که شهردار وقت رشت ناصر حاج محمدی بر مسند شهرداری رشت نشسته بود و برای قدم زدن و راه رفتن و کتاب خواندن و بازدید هایش فیلم عکس در خروجی رسانه ها می رفت و سعی در ترند کردن هشتگ برایش داشتند. آن روز ها در یادداشتی به او هشدار دادم که لباس پادشاه بر تنت کرده اند و مردم فریب این عکس ها و فیلم ها و هشتگ ها را نمی خورند و نیاز است تا به صورت عملی اتفاق های مثبت را در زندگی و شهر شان ببینند.
پروپاگاندایی شکل گرفت که لکه گیری دو خیابان را نهضت آسفالت نامیدند و سرکشی به آبگرفتگی یک خیابان را که با چکمه داخل پایش، یک تعداد برگ داخل جوی آب را کنار می زد شکافتن رود نیل و عبور بنی اسراییل از آن بنامند و آنچه پیش آمد برفی که شهرداری و سایر ارگان ها را غافلگیر کرد و شد آنچه نباید می شد.
حال دوباره به همان روز ها نزدیک می شویم و دوباره همان اتفاق ها و فیلم ها و عکس ها و هشتگ ها و این بار لباس پادشاه را برتن "سید محمد احمدی " شهردار رشت می پوشانند و سعی می کنند هشتگ آقای شهردار را ترند کنند که البته هیچ وقت نمی توانند و این هشتگ را می زنند که خود شهردار فقط مطالب مرتبط به خود را ببیند.
احمدی شهرداری بومی است که سابقه فرمانداری رشت را نیز در کارنامه دارد آدم بدون تجربه و ناآشنایی به وضعیت رشت نیست. اتفاقا با شناخت کامل از وضعیت مدیریت شهری و شورای اسلامی شهر رشت هم بر سر کار آمده است. با خواست ها و مشکلات شهر رشت هم نا آشنا نیست. خوب هم می داند که اگر از چشم مردم رشت بیفتد مانند شهرداران غیربومی جایی ندارد که برود و زادگاهش همین جاست. پس بهتر است هرچه زودتر هشتگ بازی ها و پروپاگاندا تبلیغاتی که نتیجه معکوس دارد را رها کند و به بیان واقعیت ها و مشکلات با مردم بپردازد زیرا مردم رشت بسیار باهوش تر از این حرف ها هستند و بارها با این دست تبلیغات گزیده شده اند و هیچ دریافت نکرده اند.
احمدی عملا گزارشی برای ارائه به مردم ندارد. تمام پروژه های عمرانی خوابیده اند و فرصت آسفالت خیابان ها هم با رسیدن فصل سرما از دست رفته چون وسایل گرم نگه داشتن قیر را شهرداری رشت ندارد و عملا هر لکه گیری آسفالتی بی کیفیت است که دردی از چاله چوله های شهر که مچ پا و زیر بندی ماشین های مردم را دچار مشکل می کند دوا نمی کند.
احمدی می داند سهم مردم از مدیریت شهری صفر است زیرا هیچ کار عمرانی انجام نمی شود که هیچ ، از ردیف بودجه عمرانی نیز مدام اصلاحیه بودجه از طرف شهرداری می آید تا صرف هزینه های جاری و پرداخت دستمزد ها شود!
در مناطق عملا هیچ پروژه عمرانی صورت نگرفته است و در تمامی کدها منفی است.
این در حالی است که دیگر نمی توان گفت احمدی تازه آمده است و باید به او مهلت داد چون مردم مهلتی ندارند و با این اوضاع اگر دوباره برف سنگینی بیاید زمینگیر می شوند و عملا مشخص نیست که شهرداری دستگاه های برف روب را اورهال نموده و قطعات لازم را تهیه کرده است و نیروی انسانی و راننده کافی برای روز های برفی آماده نموده و یا اگر نه حداقل به مردم گفته شود بعد از برف خودتان هستید و خودتان و روز های خوبی داشته باشید.
مردم نیاز به اقدامات عملی و گزارش های عملی دارند وگرنه چتر در دست گرفتن و شب های بارانی در آبگرفتگی بالای شهر رشت ، عکس گرفتن که نه مجاهدت است و نه رفع مشکل که پا گذاشتن در همان مسیری است که حاج محمدی را به سقوط کشاند.
پس به عنوان شهردار بومی که از جنس خود مردم است نباید بگذارد با لباس پادشاه او را بفریبند زیرا مردم فریب نمی خورند و با توجه به اینکه در شهرداری کسی جز خود سید محمد احمدی اجازه مصاحبه پاسخگویی ندارد عملا تمام مسوولیت ها هم متوجه خود اوست. پس باید پاسخ دهد که برای مشکلات پیش رو چه تمهیداتی اندیشیده است و مردم را محرم و آگاه بداند.

سروش علیزاده

حرف آخر، جناب آقای الطافی ،حیف است انسان وارسته و صالحی مانند حضرتعالی با آن همه سابقه ارزشمند در صنعت و ورزش استان که بسیار واضع بر اوضاع امور هستید در تغافل قرار دهند و با طرحی مطالب انحرافی ایجاد سلب اعتماد نمایند.
جناب آقای الطافی؟ آنچه جامعه ما از اخلاق و رفتار بزرگان دین ما دریافت کرده است مبارزه با فساد، دروغگویی و تهمت است. همه اهالی ورزش و فوتبال این شهر شما را به نیک نامی شهیر میدانند که القضاء فرزندان نیک و صالحی به جامعه هدایت نمودید. مردی از جنس خالص فوتبال که در زمان نه چندان دور مسئولیت باشگاهی را بنام "استقلال رشت" عهده دار بودید که خیلی زود، سری در سرهای فوتبال ایران درآورد که جملکی جهانپورها، هرندی ها، افتخاریها و داداش زاده ها در این تیم حضور داشتند. اما متاسفانه امروز شاهد اعمال و رفتار و گفتار شخصی هستیم که هیچ شباهتی به خصوصیت مهدی الطافی که همگان در گذشته نسبت به آن فرد داشتیم، ندارد.
آقای الطافی چرا؟!!!
این فوتبال به هیچیک از فرزندان خود وفا ننمود و در آینده هم وفا نخواهد کرد. این فوتبال ارزش اینهمه بی صداقتی و عدم شفافیت را ندارد.
آقای الطافی؟ هر چند عدالت و انصاف را نسبت به من روا نداشتید و در زمان و مکان مناسب نسبت به آن واکنش نشان خواهم داد اما به مناسبت احترامی هر چند تضعیف شده که به جنابعالی دارم نمیخواهم لفظ دروغگو را نسبت به شما بکار برم اما به مصاحبه های چند وقت اخیر خود دقت کنید، اینهمه تعارض، تضاد و عدم شفافیت در خصوص اتفاقات باشگاه داماش گیلان شایسته و برازنده شخصیت شما نیست. برادر بزرگوار این راهی را که آزادانه، اجباراً یا اکراهاً انتخاب نمودید نتیجه ای جزء شرمندگی و زایل نمودن نام نیک خود در جامعه فوتبال بهمراه نخواهد داشت. باقی بماند در زمان خود.

فرهاد خراسانی

مجلس علیه ورزش

حرف آخر، دکتر قاضی زاده هاشمی نـــماینده "جبهه پایداری" وقتی از ورزش صحبت میکند انسان به یاد فرانتس بکن‌بائر یا قیصر آلمان می افتد، آیا او خود را بالاتر از کارشناسان ورزش ایران و جهان می داند که یــکه‌تاز بررسی علل و عوامل مشکلات ورزش شده است؟ او که خود یک پزشک متخصص گوش و ... است، باید به سخن اهل نظر گوش فرا دهد و عرصه ورزش را با جبهه ‌پایداری اشتباه نگیرد. هاشـمی بایــــد دریابد که یکی از عوامل اصـلی مشـکلات ورزش کشور خود مجلس است. دلایل این نماینده مجلس که انتقادات تند و تیزی از ورزش میکند را می توان در سه بعد نگریست.
بعد اول آن مطرح کردن خود در فضای گسترده ورزش کشور است، بعد دوم آن انتقام از دولــت بخاطر پسرعموی وزیرش است که از وزارت بهداشت برکنار شد و سومین بعد آن را میـــــتوان دلسوزی وی برای ورزش دانست.
شما اگر واقعا دلتان برای ورزش و ورزشکار می سوزد چرا اماکن دولتی را به مزایده گذاشته اید و چوب حــراج و نابودی به استعدادها خصوصاً به جوانان بی بضاعت زده اید. اگر در کوچه های سیاسی بدنبال تقویت "پایداری" در ورزش هستید و درصــدد تبلیغ برای جناح خود می باشید با اطمینان به شما میگویم که جامعه ورزش هــرگز به پایداری رو نمی‌آورد آنان به "پهلوانی" و "قهرمانی" عشق می ورزند. لطفاً نگذارید ورزش قهرمانی و همگانی با مصوبات مخرب مجلس ناپایدار بماند. اگر مسئولین ورزش را نه برای تسویه حساب های سیاسی بلکه برای دلسوزی، به مجلس فرا میخوانید لطفا بجای استیضاح و تهدید در صدد استیلا و تقویت ورزش گام بردارید، از ژست ورزشی تان بکاهید و ژرف و عمیق به فکر جوانان ورزشکار باشید.
 جامعه ورزش متحیر و متعجب است که ۲۹۰ نماینده مجلس در دو دهه اخیر ۳ بار به طرح و لوایحی رای داده اند که ورزش کشور را با چالش و بحران مواجه کرده و با این کار ورزش قهرمانی و همگانی را بشدت آسیب پذیر نموده و به ورطه نابودی کشانیده اند. باورکردنی نیست که مجلس با تصویب قوانین ضد ورزشی استعداد جوانان را نادیده بگیرد، سلامتی جامعه را به خطر بیاندازد و بر ازدیاد "اعتیاد" در جامعه کمک نماید.
 سه گام مجلس در دو دهه گذشته علیه ورزش عبارتند از : "ماده ۵ قانون الحاق برخی مواد به قانون تنظیم مقررات مالی دولت ۲" که به ماده ۸۸ یعنی واگذاری و مزایده سالن ها و اماکن ورزشی مشهور است، "تبصره ۲ ماده 94 قانون برنامه ششم توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی" که کمک به ورزش حرفه‌ای و باشگاه ها را ممنوع نموده و گام سوم "اخذ ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده" از کسانی است که در کشور ورزش می کنند. این قانون که از ورزش جوانان، از آب درمانی بیماران، از استعدادیابی ورزشکاران در اماکن ورزشی، از یادگیری نوجوانان در رشته های مختلف ورزشی و در یک کلام از "سلامت" مردم ۹ درصد مالیات اخذ می کند از شرم آور ترین، خفت بار ترین و ... قوانینی است که در جهان تاکنون بوسیله یک پارلمان تصویب شده و البته به ظاهر حذف شده اما تاکنون ابلاغ و اجرایی نشده است.
 به کدام دلیل درشرایط اقتصادی امروز کشور، مجلس کمک به ورزش حرفه ای را ممنوع اعلام نموده در حالیکه باشگاه های ورزشی توان و رمق پرداخت هزینه های سرسام آور را ندارند. مجلس چه چیزی به ورزش داده که پس از هر ناکامی در عرصه های بین المللی که جزو طبیعت ورزش است فریاد وامصیبت سر می دهد، کمیته بررسی عوامل شکست تشکیل میدهد، وزیر و روسای فدراسیون ها را به مجلس فرا می خواند و کمیسیون اصل ۹۰ که تنها زورش به ورزش می رسد را فعال می کند. آقایان نمایندگان محترم مجلس لطفا پاسخ دهید که چه چیزی به ورزش داده اید که از آن انتظار معجزه دارید؟ شما در پیروزی و مدال آوری ورزش در المپیک ها و بازیهای آسیایی و مسابقات جهانی در خارج از کشور عکس های یادگاری می گیرید و در هر رخداد ورزشی در دنیا حداقل ۸ نماینده مجلس را اعزام می کنید که با پول بیت المال به آنجا میروند اگر ورزش موفق شد ژست و افتخارش و عکس های یادگاریش از آن شماست و در صورت شکست و ناکامی مسئولیت پذیر نیستید و به نکوهش ورزش و ورزشکار رو آورده و در حالیکه هنوز چمدان‌های هدایای خریداری شده را همکاران اعزامی شما باز نکرده اند، برای تنبیه وزیر، رئیس فدراسیون و ورزشکاران بیانیه صادر می کنید.
 البته مجلس به ظاهر خدمتی هم به ورزش کرده است که آن ۲۷ صدم ۹ درصد مالیات بر ارزش افزوده را برای کمک به ورزش اختصاص داده است، در حقیقت از ورزشکار ۹ درصد ارزش افزوده می گیرد و به ورزش ۲۷صدم ۹ درصد کمک میکند، یعنی از جیب سمت راست ورزشکار بر میدارد و به جیب سمت چپش می ریزد.
 اگر این مجلس می خواهد به ورزش کمک کند باید ماده ۸۸ را باطل نماید تا استعدادهای جوانان خصوصا خانواده‌های بی‌بضاعت شکوفا شود و ورزش قهرمانی و همگانی بر روی ریل پیشرفت و ترقی قرار گیرد.
اگر این مجلس می خواهد به ورزش کمک کند باید تبصره ۲ ماده ۹۴ قانون برنامه ششم را لغو نماید تا ورزش رمق از دست رفته اش را بازیابد و استادیوم ها شاهد پویایی ورزشی و جامعه ناظر شکوفایی و نشاط جوانان گردد.
طبق اعلام دفتر سلامت وزارت بهداشت حدود ۲۰ درصد افراد این جامعه دچار بیماری های روحی و روانی اند و مجلس اگر می خواهد این معضل اجتماعی را حل کند باید به ورزش اهمیت داده و از تصویب قوانین ضد ورزشی خودداری نماید.
 در پایان؛ از مجلس انتظار می رود که به مرثیه و آه و ناله جوانانی گوش فرا دهد که جائی برای ورزش کردن ندارند و باید طبق ماده ۸۸ در این اوضاع نابسامان اقتصادی پول هنگفت پرداخت کنند تا ورزش کنند.
به سقوط ورزش باشگاهی توجه شود که کمر باشگاه ها از گرانی و تورم خمیده شده و تبصره ۲ ماده ۹۴، ورزش پرنشاط باشگاهی را نابود کرده است.

به جوانان بیاندیشید که اصل سوم قانون اساسی ورزش را برای آنان رایگان در نظر گرفته است، آنجا که صراحتاً گفته است: (دولت‏ جمهوري اسلامي‏ ايران‏ موظف‏ است، آموزش و پرورش و تربيت بدني رايگان براي همه در تمام سطوح و تسهيل و تعميم آموزش عالي را فراهم كند)، ولی مجلس در بیش از دو دهه اخیر با تصویب قوانین متعدد و با گران کردن ورزش این راه را بر آنان محدود و مسدود کرده، امری که ورزش را با چالش جدی مواجه نموده است.
نگارنده از همین حالا به تمام مردم اعلام می نماید که ادامه طرح ها و لوایح ضدورزشی مجلس، مسئولیت شکست ها و ناکامی ها از جمله ناکامی در المپیک توکیو را متوجه این نهاد می کند.

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه‌ ای جان من خطا این جاست

علی افتخاری کارشناس ورزش

حرف آخر، ۱. منطقه توریستی گردنه حیران (هیران) گیلان مدت هاست که بسیار برای گیلان ارزشمند است متاسفانه به دلایل نامعلوم گاها در صداوسیما و حالا در کتاب درسی متعلق به همسایه مهاجر صادر کن به گیلان ما، حیران اردبیل! نامیده می شود.
مطمئنا فرض را بر بی اطلاعی و بی دانشی بعضی از مجری های تلویزیون می گذاریم اما وقتی در کتاب درسی صحبت این اشتباه می شود می تواند این اشتباه را به نسل های مختلف تسری داده و حق استان گیلان را ضایع نماید.
۲. دو عکس که به ترتیب پست کرده ام را ورق بزنید و ببینید.
در عکس اول که از openstreet است و با مرز تقسیماتی استان گیلان بسیار زیاد مطابقت دارد و کاملا مشخص است گردنه حیران در استان گیلان است.
عکس دوم هم گوگل ستلایت است که این مدعا را اثبات می کند.
۳. استاندار گیلان باید به مردم پاسخ دهند که در برابر انتساب گردنه حیران در کتاب های درسی به استان اردبیل چه اقدامی انجام داده اند؟ چه نامه نگاری هایی انجام داده اند و در طی چه فرصتی این اشتباه اصلاح خواهد شد؟ اساسا استاندار گیلان که خودشان هم غیربومی بوده و حالا شهروند رشت و گیلان و والی این استان هستند چه مقدار بر تمامیت ارضی استان گیلان حساس هستند.
۴.مجمع نمایندگان استان گیلان در مجلس شورای اسلامی به مردم پاسخگو باشند چرا در برابر اشتباه مشکوک بزرگ انتساب گردنه حیران که پاره تن گیلان است به اردبیل سکوت کرده اند؟ اساسا وظیفه کسانی که از مردم استان رای گرفته اند تا حافظ خاک و منافع آن ها در مجلس و در حاکمیت و جلوگیری از زیاده خواهی استان های دیگر باشند چیست؟ چرا نطقی در این زمینه نمی کنند و وزیر آموزش و پرورش را بازخواست نمی کنند؟ این در حالی است که نمایندگان ادواری مانند غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی قبلا در مجلس در برابر زیاده خواهی نمایندگان آذری زبان مجلس ایستاده اند و چنین کاری سابقه دارد.
۵. امید است آیت الله فلاحتی نماینده محترم ولی فقیه در استان گیلان در برابر این اشتباه فاحش و متاسفانه ویرانگر سکوت ننمایند و به عنوان بزرگ و پدر معنوی گیلانیان به این موضوع اعتراض نمایند و از استاندار و نمایندگان مجلس بازخواست نمایند که چه اقداماتی برای رفع این مشکل انجام داده اند تا امید مردم گیلان به این موضوع مسوولینش به فکر استان و مشکلاتش هستند را به یاس تبدیل نکنند.
۶.مردم استان گیلان همیشه پیشرو تر از مسوولین هستند و نسبت به اشتباه در چاپ کتاب درسی و انتساب گردنه حیران به اردبیل اعتراض نموده اند و حالا منتظر پاسخگویی مسوولان و رفع هرچه سریعتر این اشتباه هستند.

حرف آخر،  با ایجاد رابط کاربری جدید، امکان استفاده‌ی هم‌زمان از یک حساب کاربری واتساپ در چند دستگاه فراهم می‌شود.اغلب اپلیکیشن‌های پیام‌رسان این امکان را دراختیار کاربرانشان قرار می‌دهند که هم‌زمان از چند دستگاه هوشمند به حسابشان متصل شوند؛ اما در اپلیکیشن واتساپ این قابلیت وجود ندارد. درواقع، حساب‌های کاربری واتساپ به رمزعبور و نام کاربری وابسته نیستند و کاربران فقط در یک دستگاه و با یک شماره‌تلفن می‌توانند به حسابشان متصل شوند. همچنین، اتصال به حساب واتساپ در مرورگر کامپیوتر، تنها با دسترسی به موبایل و اسکن کد امکان‌پذیر است.

براساس گزارش رسانه‌ی WaBetaInfo، واتساپ امکان استفاده‌ی هم‌زمان از یک حساب کاربری در چندین دستگاه را برای کاربرانش فراهم می‌کند. فیسبوک، شرکت مالک واتساپ، با ایجاد رابط کاربری جدید به کاربران واتساپ این امکان را می‌دهد هم‌زمان در چند دستگاه از اپلیکیشن استفاده کنند و به حسابشان دسترسی داشته باشند.

اتصال به دستگاه های مختلف در واتساپ بتا

عکس‌های آخرین نسخه‌ی واتساپ بتا (.۲.۲۰.۱۹۶.۸) نشان می‌دهد که می‌توان ازطریق کامپیوتر و مرورگر و پورتال فیسبوک از واتساپ استفاده کرد. گفته‌ می‌شود کاربران با استفاده از کد ارسالی در پیامک یا اپلیکیشن و واردکردن شماره‌‌تلفن، می‌توانند از دستگاه‌های دیگر به حسابشان دسترسی داشته باشند. ناگفته نماند امکان استفاده از این قابلیت برای آیپد نیز وجود دارد.اتصال به دستگاه های مختلف در واتساپ بتا

از‌این‌پس، واتساپ کاربرانش را فقط به استفاده‌ از اپلیکیشن موبایلشان محدود نمی‌کند؛ پس برای اتصال به حساب کاربری در کامپیوتر، دیگر به اسکن کد با موبایل نیازی نخواهد بود.

سارینا آجیلی

حرف آخر، کوید نوزده البته یک تفاوت فاحش با سایر ویروس های خانواده کرونا ویروس دارد و آن سهولت همه گیری آن است. این ویروس به راحتی از طریق سطوح و عدم رعایت فاصله مناسب منتقل می شود. حال فکر کنید بدون ماسک هم در محیط های کوچک و بسته تنگ هم بنشینید و مسیری را طی کنید.
از خطرناک ترین اماکن عمومی که برنامه ای برای آن در رشت در نظر گرفته نشده است و یا اگر هم برنامه ای باشد فقط بر روی کاغذ است تاکسی هایی هستند که در سطح شهر تردد می کنند.
سازمان حمل و نقل و بار و مسافر شهر داری رشت که متولی تاکسی های سطح شهر است از بی برنامه ترین سازمان هایی است که در شهرداری رشت مشغول خدمات رسانی به مردم است. جدا از وضعیت نابه سامان و بدون برنامه سرویس دهی تاکسی ها در رشت که اصلا قابل مقایسه با حتی شهر های کوچک اطراف نیست و پرداختن و نوشتن در مورد تک تک مشکلات مردم با تاکسی ها از قبیل نوع سرویس دهی ، عدم آموزش درست برخورد راننده تاکسی با مسافر ، نحوه اعطا مجوز تاکسی به رانندگان و نظارت درست بر عملکرد تاکسی ها و عدم نصب شماره های شکایت از عملکرد تاکسی و سرگردانی مردم و ... مثنوی هزار من کاغذ می شود. البته همه ما دیده ایم که راننده تاکسی مثلا نزدیک است با عابری تصادف کند و ترمز می کند و از تاکسی پیاده می شود و شتم هایی سر می دهد که مسافران خانم داخل تاکسی که هیچ ، تمام عابران خیابان هم نمی توانند با گرفتن گوش های شان این موضوع را هضم کنند و حال فکر کنید افق توسعه رشت بر مبنای گردشگری بنا نهاده شده است و هیچ آموزش و نظارت درستی هم وجود ندارد که اجرایی شده و نمود بیرونی داشته باشد. در باب حقوق تضییع شده مردم در رابطه با بی برنامه بودن این سازمان و خدماتی که ارائه می کنند بیشتر باید نوشت چون حق گرفتنی است وقتی توجهی به خدمات دهی که حق مردم است نمی شود.
اما در این روز های خطر ناک پانادمی و مرگ و میر مردم به کوید نوزده که باید رعایت پروتکل های بهداشتی شود سه مسافر در عقب می نشینند و در مسیر های مختلف شهر با تاکسی تردد می کنند.
این یعنی چرخه انتقال ویروس به کل شهر رشت و درگیری خانواده ها با ویروس مرگ آوری که تاکنون درمان و واکسنی هم ندارد.
شایسته است مدیر عامل سازمان حمل و نقل و بار و مسافر رشت که متولی تاکسیرانی شهر رشت هم هست پاسخگو باشد که چرا تاکنون که چندین ماه از فراگیری این ویروس گذشته و دوباره شهر رشت به مرز وضعیت قرمز نزدیک می شود هیچ برنامه موثر اجرایی نداشته است؟ سوال بعدی از کمیسیون بهداشت و خدمات شهری شورای اسلامی رشت است که به عنوان ناظر و البته طراح سیاست های بهداشتی شهر رشت (شهرداری) چه راهکارهایی ارائه داده و چه برخوردی با این سازمان خواهد داشت؟
فراموش نکنیم که همه ما در حفظ جان مردم مسوول هستیم و عدم انجام وظایف قانونی جرم محسوب شده و قابل مجازات است.

سروش علیزاده

حرف آخر،  باگذشت قريب به يك ماه از شروع بكار مجلس يازدهم اقشارمردم به وبژه فعالان سياسي- اجتماعي - اقتصادي - فرهنگي با طرح موضوعات مختلف و براساس وعده ها و شعارهاي انتخاباتي از نمايندگان خود در خانه ملت انتظاراتي دارند كه برآورده شدن ويا در مسير درست قرارگرفتن وعده هاي يادشده تا حدودي ميتواند اميدهاي بسياري را در دل مردم ايجاد و توان حل مشكلات كشور از مجلس انقلابي را داشته باشند .
استان گيلان داراي ١٣ كرسي در پارلمان ملي ميباشد كه با فوت آقاي رمضاني دستك ( منتخب مردم آستانه اشرفيه) در حال حاضر استان با ١٢ نماينده كه افراد با تجربه و بعضأ داراي سوابق نمايندگي در دوره هاي گذشته و همچنين آشنا به مسائل كشور و استان در حال خدمت و انجام وظيفه ذاتي ميباشند .
در اين دوره از انتخابات از مهمترين شعارها و وعده هاي نمايندگان استان ، حل مشكلات معيشتي مردم ، مبارزه جدي با فساد ، سرعت بخشيدن به پروژهاي نيمه تمام استان ، استفاده از ظرفيت بخش خصوصي ، رفع معضل بيكاري و ..... ميتوان نام برد .
حال با مشخص شدن اعضاي كميسيونهاي مجلس و حضور نمايندگان گيلان در كميسيونهاي مهم و اثرگذارنظير برنامه و بودجه - عمران - امنيت ملي - شوراها - اجتماعي و اقتصادي انتظارات مردم گيلان از تاثيرگذاري نمايندگان خود در كميسيونها جهت هدايت منابع و استفاده حداكثري از ظرفيت قوانين بودجه سنواتي و برنامه توسعه و همچنين پيگيري مستمر و جدي و حرفه اي مطالبات به جا مانده از سالهاي گذشته و به نوعي جبران عقب ماندگيها و اقدامات اولويت دار بر اساس موارد طرح شده در راستاي عمل به وظايف و رسالت انقلابي خود و به منظور ارتقاء كارآمدي مجلس كه در رأس امور قراردارد كاملأ امري تحقق يافتني خواهد بود .
اما بخشي از اين انتظارات بقراربشرح ذيل ميباشد :
١) حل مشكل پسماند استان و سايت زباله سراوان و عزم جدي نمايندگان همراهي با مسئولين اجرايي در حل اين معضل به جا مانده از سالهاي گذشته .
٢) حمايت از شركت هاي دانش بنيان در استان كه در سالهاي اخير شاهد افزايش دانش محوري و دانش بنياني اقتصادها هستيم كه اين تحول در استان نيز ميبايستي سرعت گيرد .
٣) استفاده از ظرفيت نظارت در موضوعات مختلف بر اساس وظيفه ذاتي .
٤) تعامل با ساير قوا
انتظار از مجلس انقلابي آن است كه در عين پايبندي به وظايف و دقت در جايگاه قانوني خود ياريگر دولت در حل مشكلات كشور و استان باشد .
٥) اهتمام جدي به دو مقوله اقتصاد و فرهنگ كه مورد مطالبه جدي مقام معظم رهبري ميباشد از طريق ارائه طرح هاي مرتبط با توجه به نيازهاي كشور و استان .

٦)رسيدگي به وضعيت صنايع استان و نيز پيگيري بنگاه هاي اقتصادي كه توسط بانكها به تملك درآمده اند ( تعداداينگونه واحدها در استان قابل توجه ميباشد ) قطعا با حل مشكل فوق شاهد گام جدي در راستاي جهش توليد بر اساس فرامين رهبري معظم در استان خواهيم بود .
٧) فعال نمودن بنگاه هاي اقتصادي كه به هر دليل قادر به ادامه فعاليت نمي باشند با استفاده از ظرفيت كارگروه رفع موانع توليد استاني و ملي .
٨) تدوين قوانين جديد مرتبط با موضوعات اساسي و مورد نياز كشور و نظارت بر حسن اجراي قوانين موجود .
٩) شناخت دقيق از اولويتهاي توسعه استان و تلاش براي رفع موانع موجود .
در مركز خدمات سرمايه گذاري گيلان ٤ محور توسعه تعريف شده به شرح ذيل :
- توسعه همه جانبه .
- توسعه كشاورزي محور .
- توسعه صنعت محور .
- توسعه دريا محور .
١٠) تقويت ارتباط تخصصي ، همه جانبه ، آينده نگري با اقشار مختلف جامعه در جهت شنيدن صداي مردم و خواسته هاي آنها .
در انتها اضافه ميكنم تحقق موارد ذكر شده منوط به وحدت و همدلي نمايندگان براي حل مشكلات كشور و استان مي باشد .
سيدمحمداحمدي
معاون سابق هماهنگي اقتصادي و توسعه منابع استانداري گيلان

صفحه1 از12

درباره ی ما

پایگاه خبری حرف آخر، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه حرف آخر عضو شوید.