K2 Listing

K2 Listing

گویا این روزها فعالین سیاسی ما به واژه شورا در هر شکل و قالبی آلرژی مزمن یافته و کما فی السابق هر جا سخن از شورا و کار گروهی می آید به جای پرداختن به تعریف حقیقی و مفهوم اصلی عملکرد شورایی، شاهد تقابل و حتی عناد بین افراد هستیم و متاسفانه در این بین طیف اصلاح طلب، از حیث غوطه وری در این تناقضات(بر لب کلامی و در دل مرادی دیگر) ید طولایی داشته و در تبدیل فرصت به تهدید و به قول معروف خودزنی کم کم صاحب سبک گردیده است.

دگر عادت کرده ایم که در هر بزنگاه و برهه حساسی که باید دور هم جمع شده و با دل در گرو آرمان مشترک نهادن، اتفاقی بزرگ رقم بزنیم عده ای از هر نکته و مسئله ای دستاویز ساخته و مسیر را غرق در فضای غبارآلود کرده و سرعت و کیفیت تصمیمات را فرسنگ ها دورتر از تعامل، همدلی و هم افزایی در فضای تنش آلود به پایین ترین سطح ممکن تنزل میدهند و در سکوت مرگبار دلسوزان جریان اصلاحات تَکرار، تَکرار و تَکرار این اتفاق به تیشه ای تبدیل شده که در ولع ضربه به ریشه سبز ما سیری ناپذیر است..!

نکته جالب و قابل توجه حضور پای کار و اصرار اغلب قریب به اتفاق دوستان مدعی و جان بر کف اصلاحات در یک پای ثابت این جنجال هاست که همیشه از اصل غافل بوده و به دنبال اسبی برای سواری هستند و برخلاف سینه دری های ظاهری که برای این اندیشه از خود به نمایش می گذارند به موریانه هایی تبدیل شده اند که گویی تا ریشه این درخت را پوک و بی جان نکنند دست از حماقت های هدفمند خود نخواهند کشید.

این روزها و پس از شکل گیری شورای سیاست گذاری اصلاح طلبان گیلان شاهد بروز اختلافات شدیدی از درون این شورا در همین ابتدای راه هستیم و این استقبال زودهنگام از اختلافات در این سطح عیان و آشکار با توجه به تجارب گذشته خبر از روزهای نه چندان آفتابی پیش رو میدهد و پیش از هر نکته دیگری برایمان یادآور این موضوع است که در حوزه آموزش در احزاب با چالش های بزرگی روبرو هستیم و رفتار و منش حزبی در بین برخی ها که مدعی کار تشکیلاتی هستند در پایین ترین سطح ممکن رعایت نمی شود و این اولین پاشنه آشیل برای جریان اصلاح طلب محسوب می گردد.

برای تحلیل شرایط موجود باید از هر دو طرف به موضوع نگاهی جامع داشت:
از یک سو به زمان و نوع بیان اعتراض جمعی از دوستان که البته دغدغه هایشان در محتوا بر حق بوده و ساختار رای گیری و انتخاب اعضا را هدف انتقاد قرار داده اند نقدی اساسی رواست که چرا با وجود تجارب گذشته این دغدغه ها زودتر مطرح و پیگیری و معایب کار پیش بینی و اصلاح نگردیده است؟
آیا در این برهه دامن زدن به اختلافات مشکلی از جریان اصلاحات را برطرف میسازد؟
طرح موضوع در این ابعاد و اینگونه لخت و عریان چه هزینه ای برای جریان مطبوع داشته و چه تبعاتی در ادامه راه خواهد داشت؟
شکل، ابعاد و ابزار اعلام گلایه ها میباشد که به هیچ وجه در قاموس هیچ حزب، طیف و یا حتی گعده سیاسی نمی گنجد و اگر فرد غیر مطلع ای به موضوع وارد شود این حجم از آشوب های عیان را قطعا حربه طیف رقیب ارزیابی خواهد کرد..

از سوی دیگر تشکیل احزاب ولو یک یا چند نفره و حضور آنها در صحنه به طور حتم در آینده بستر را جهت فعالیت بیشتر افراد در قالب تشکل های سیاسی و مدنی فراهم می کند و افزایش این احزاب امری اجتناب ناپذیر است و موافقین حضور آنها در شورای سیاستگذاری حضور حداکثری و توجه به کمیت ها را اولویت خود برای ادامه فعالیت های سیاسی میدانند.
مشهود است هر دو طرف مناقشه لااقل در کلام مدعی منفعت عمومی و حزبی هستند و برای پافشاری بر موضع خود دلایلی را تامین می کنند همین موضوع برای عدم علنی ساختن هر نوع اختلافی با این مضمون کافیست چرا که کمترین اتفاق در یک طیف سیاسی حل این قبیل اختلاف نظرها و ایجاد وحدت رویه در بین منتسبین است لیکن اتخاذ برخی مواضع تند، بکارگیری ادبیات تخریب به جای نقد و بر کوس اختلافات کوبیدن کنشی مسموم و نافی وحدت رویه میباشد که متاسفانه در روزهای اخیر شاهد آن هستیم.

دوستان به کجا چنین شتابان؟؟؟
مدتهاس که از آن طرف بام سقوط میکنیم و غافلیم...
این ریسمان سیاه و سپید ماری خوش خط و خال است که هر چند صباحی با سواستفاده از فضای نفاق حاکم بین ما سر بیرون آورده و پای سفر ما را لنگ نیش های خود می کند! کی و کجا قرار است یک بار برای همیشه اولویت را بر وحدت گذاشته و درون خانواده و با منطق و عقلانیت مشکلات این جریان مردمی حل شود؟
آیا افراد جامعه وقتی فقدان توانایی حل مشکلات درونی را در فعالین اصلاح طلب در این حد مشهود دیده و شعله اختلافات از دور دست این طور عیان است دیگر امیدی به فردای کشور با این اندیشه سیاسی خواهند داشت؟؟

حضور و فعالیت شورای سیاستگذاری با هر کیفتی نیاز امروز اصلاح طلبان در فضای سیاسی میباشد و باید با تمام توان و ظرفیت از لحاظ کمی و کیفی اصلاح
و تقویت گردد لیکن این میل به اصلاح ساختار نباید هدف پیش رو را به حاشیه برده و مشکلات و اختلاف نظرها را به متن پررنگ این روزها تبدیل کند چرا که قطعا این گونه بازی در زمین حریف ما را به ناکجا آباد خواهد کشاند.

  محمدرسول محمدپور

حرف آخر ، یقینا داستان کره بُز چموشی که برای خودنمای همواره از چوپان نافرمانی می کرد تا بیشتر به چشم سگ گله و چوپان بیاید را شنیده اید و از فرجام نافرجام جناب بُز که طعمه دندان های تیز گرگ ها گردید خبر دارید( داستان اخلاقی که هر یک نقل آنرا به شکلی متفاوت و با کاراکترهای مختلف شنیده ایم) این روزها حکایت زندگی بسیاری از افراد همین‌ ماجرای تلخ و البته آموزنده است.

افرادی میان تهی که جز دهانی گشوده و زبانی بی مقدار سرمایه ای ندارند و بزرگترین هدفشان بزرگ شدن، لیکن در مقیاس محدود تنگ نظری خود است! و از وجوه تشابه
این افراد کم منزلت میتوان به عدم وجود ثبات در افکار، رفتار و مواضع اشاره کرد که جمیع آنها باعث می گردد همواره شکست تنها ره آورد اقداماتشان باشد و به قولی با پاقدم نحس خود به هر جا که پای مینهند سرافکندی و ناکامی را برای سایرین به ارمغان‌ می آورند.

اندر احوالات این‌ ناکامان زمانه باید عرض کرد با خیره سری که از عدم کفایت عقل معاش جنابشان نشات می گیرد گویی در طول عمر بی مقدار خود حتی دقایقی چند با خود خلوت نکرده و به رفتارهای ناصواب گذشته خود اندیشه نکرده اند و همیشه در تکاپوی یافتن مقصر برای حماقت های خود بودند و این‌ ضعف فاحش علت اصلی تکرار اشتباهات گذشته این افراد دنی است.

آری این روزها متاسفانه در اطراف ما کم نیستند کسانی با این کیفیت که بزرگترین افتخارشان بازیچه بودن در ید اختیار اربابی البته آن هم موقتی و اجاره ای است که هر از چند گاهی با اشاره ای بر قلاده شان آنها را وادار به پارس و پا گیری کرده و در این بین نکته قابل توجه عدم توجه احدی به این لولو هاست...

نگارنده در اندیشه این است که اگر روزگاری فضای اطراف این نابخردان کم مقدار از انسانهای بزرگ خالی شود قوت لایموت این جانوران انسان نما چه خواهد شد و با پریدن به که و چه روزگار سپری کرده و صباح را به شام میرسانند؟؟؟

از استعاره که بگذریم داستان امروز بسیاری از مردودین که با عدم ثبات در رفتار امروز شهره عام و خاص این شهر شده و هیچ اعتباری حتی در بین دوستان دیروز خود نیز ندارند جای تاسف است.
اینکه فردی در لحظه و آن تغییر موضع داده و خود کذاب حرفی باشد که از آن خویش است برخی ها را به نماد بی هویتی در این شهر بدل کرده و گویا این شهرت نیز زیاد به مزاجشان تلخ نیامده و امروز نان را در گرو این بدنامی ها میبینند.
گوارای وجود...

اما دوستان مستحضر باشند کذابی هم برای خود اصول و شرایطی دارد و نشر آن بدون رعایت قواعد رسوایی روز افزون تان را تسریع میدهد چرا که با توجه به سبقه مخدوش شما و اربابان شناخته شده و نان به نرخ نفاق خوری که امروز در خلا و انزوا افسوس فرصت های از دست رفته و محبوبیت طیف مقابل را دارند دیگر کسی تره هم برای قلم فرسایی هایتان خرد نمی کند و همین بهترین علت برای سکوت مرگبار شما میتواند شود البته اگر درک این موضوع را داشته باشید که بعید میدانم...

بدانید و آگاه باشید
دکتر احمد رمضانپور نرگسی نه به عنوان یک فرد بلکه در جایگاه یک‌ مکتب و یک جریان محبوب با اتکا به مشروعیتی که همواره از مردم کسب کرده است از روز اول بنا به تکلیف وارد عرصه شورای شهر شده و تا امروز هدفی جز ایجاد تعامل و همدلی بین اعضا نداشته و حداکثر قاطع همکاران شورایی بارها و بارها بر این ادعا صحه گذاشته اند.
هیچ گاه به دنبال کسب نام از حوزه ای چون شورای شهر نبوده و قطعا تنها حضور وی باعث هر چه وزین تر شدن پارلمان محلی گردیده است.
کسب آنچه اذهان‌ کوچک و بیمار شما به عنوان پیروزی و فتح می نامند و به آن‌ می بالند برای وی ارزشی نداشته و این خدمت به شهروندان رشت است که او را در راه خود مستدام میدارد.شهروندانی وفادار و فهیم که به خوبی سره از ناسره تشخیص داده و همواره با لطف خود وی را در هر آوردگاهی به عزت رسانده اند...

آری با لولو شما اهالی تاریکی نه از عزت و محبوبیت حاج احمد شهر من کاسته می شود و نه غفلت، عداوت و وخامت حال و اوضاع تهوع آور شما و اربابانتان تمیز داده می شود چرا که امروز هم شهروندان رشت به خوبی ماهیت پلید و پلشت شما را دریافته اند و هم اعضای محترم شورای شهر از هر دو سو بر نقش کلیدی و از خودگذشتگی دکتر رمضانپور تاکید می کنند پس بیش از این‌ حنجره ندرید که از آخر زمستان گذشته و چهره شما در پیش چشم رشتوندان سیاه تر از همیشه است.

محمدرسول محمدپور

حرف آخر، بر هیچکس پوشیده نیست که امروز محوری ترین چالش برای حکومت ها مسائل اقتصادی و برنامه ریزی بلند مدت برای نیروی انسانی میباشد. شاید صورت مسئله با کمی تغییر در اهداف و اولویت ها تفاوت داشته باشد لیکن اصل موضوع چالشی میباشد که حتی کشورهای توسعه یافته نیز با آن دست به گریبان هستند.

به طور حتم اولین مرحله در حل یک مشکل مطالعه، بررسی و تعریف یک راهکار کاربردی منطبق با زوایای موضوع مد نظر است که ارائه آن مستلزم اشراف کافی بر علل پیدایش و تبعات موجود چالش مذکور میباشد.

کشور ایران از لحاظ استراتژیک و بسیاری موارد دیگر در موقعیتی خاص وجود دارد و این موضوع شرایط اقتصادی پایدار را از کشور سلب کرده است چرا که جمهوری اسلامی حکومتی بر پایه موازین شرعی میباشد و از این رو اولویت های آن فارغ از برخی از اصولی اقتصاد جهانی اولویت هایی شرعی و انقلابی است و سرفصل و سرلوحه اهداف راهبردی نظام جمهوری اسلامی مبارزه با شالوده و دکترین نظام سرمایه داری حاکم بر اقتصاد جهانی است.از این رو کارگزاران نظام و متولیان حوزه اقتصاد باید با اتخاذ سیاست های اقتصادی تولید محور، درون گرا و با کمترین وابستگی به بیرون در بزنگاههایی که در هر برهه ای در برابر کشور پیش بینی می گردد همچون تحریم و تهدیدهای ابرقدرت ها، حتی الامکان اقتصاد داخلی در برابر رکود و تورم با نرخ های نجومی مصون بدارند.

مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) از سالها پیش با ارائه دکترین اقتصاد مقاومتی به کارگزاران نظام نقشه راهی جامع و مبرهن و البته کاربردی را در اختیار متولیان اقتصاد کشور و دولت های سابق و کنونی قرار داد و با تاکید بر لزوم پیاده سازی این نگاه به عنوان اسکلت اقتصاد کشور بارها خواستار توجه ویژه به خلل و فرج و آسیب پذیری دیواره اقتصادی کشور گردید اما متاسفانه به هر دلیلی این مهم آنطور که باید مورد توجه و اجرا قرار نگرفت و قرائت نادرست و اجرای ناقص آن در مراحل مختلف این موضوع محوری را به حاشیه برد و این در حالیست که به زعم بسیاری از کارشناسان اقتصاد مقاومتی تنها راه برون رفت از مشکلات موجود و چالش های پیش روی کشور در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و امنیتی میباشد.

رونق اقتصادی ارتباطی مستقیم با اشتغال دارد و این در حالیست که رابطه اشتغال با مسائل اجتماعی و آمار بزه و جرم در کشور بر همگان هویداست.
پر بیراه نگفته ایم اگر یکی از اهداف کلیدی اقتصاد مقاومتی را حفظ کسب و کارهای کنونی و ایجاد شغل های جدید تعریف کنیم چرا که معضل بیکاری میتواند تبعاتی به همراه داشته باشد که در ابتدا کانون خانواده و سپس بنیان های اجتماع را هدف قرار دهد.

اصلی ترین راهکار پرداختن و اخذ نتیجه مطلوب از موضوع اشتغال حمایت، حمایت و حمایت از بخش خصوصی میباشد.
یقینا بودجه و اعتبار دولتی در هیچ کجای جهان به حدی نیست که به صورت فرادا برای اشتغال هر فرد مبلغی مشخص در نظر گرفته و شغل ایجاد کند که البته در صورت امکان این شرایط نیز این نگاه مردود محسوب می گردد لیکن اعتبارات موجود اگر با یک سیاست صحیح بکار گرفته شود می تواند باعث رونق بخش خصوصی و به دنبال آن ایجاد اشتغال در حوزه های مختلف تولید گردد.

باید به یاد داشت بخش خصوصی موفق در اقتصاد کشور و تقویت و حمایت از فعالین اقتصادی اگر با برنامه ای همچون اقصاد مقاومتی منطبق گردد می تواند در یک زمان بندی مشخص کشور را از بسیاری از مسائل بی نیاز و خودکفا کند و این اصلی ترین هدف استراتژیک در حوزه اقتصادی محسوب می گردد.

حرف آخر،  دو سال از زمان شورای پنجم گذشت و عمر این شورا به نیمه راه خود رسید.شورایی که روزهای پرتلاطم زیادی به خود دید و از حیث حواشی یکی از صدرنشینان محسوب میشد.
حواشی که در دو سال اخیر بیش از هر موضوع دیگری حول اعضای لیست امید ایجاد میشد و این طیف چهار منهی یک بود که قالبا ناکامی آنها(البته به صورت هدفمند) تیتر اخبار رسانه ها میشد.

لیستی که به هر شکل ممکن و با تعداد نفرات اندک موفق به حضور در پارلمان شهری شد خود را در اقلیت و همواره گوشه رینگ میدید و باید با توجه به شرایط و البته حضور چهره های کیفی همچون احمد رمضانپور نرگسی، اسماعیل حاجی پور و فرهام زاهد وضعیت موجود را بهبود میداد.

به طور حتم در ساختاری شورایی تنها راه تشکیل ائتلاف با سایر اعضا و تبدیل آرا سه نفره به آرای حداکثری بود و در این بین نقش رمضانپور به عنوان لیدر اصلاح طلبان استان و کهنه سیاست مدار این جریان نقشی کلیدی و محوری محسوب میشد.

در وضعیتی که فشارهای بیرونی از یک سو و تعریف و تقسیم منافع از سوی دیگر باعث ایجاد فضایی ملتهب گردیده بود نبوغ سیاسی دکتر رمضانپور چیدمانی باور نکردنی از اعضای شورا را در قالب یک فراکسیون و ائتلاف در کنار هم ایجاد کرد به شکلی که همگان برای دوام و حفظ این ترکیب روز شمار اعلام کرده بودند.

عبور از چالش ردصلاحیت شهرداران منتخب و بزنگاههای خطیر دیگر با مدیریت رمضانپور در راستای حفظ طیف حداکثری که از منتهی الیه اصولگرایی تا قلب تپنده اصلاحات در آن حضور داشتند با وجود همه گمانه زنی ها بالاخره امیدی ها را از انزوا به اکثریت رساند و تصمیمات شورای پنجم را ید اختیار آنان قرار داد(بگذریم که در این بین دوستان به ظاهر خودی و به اصطلاح تشکیلاتی بجای حمایت از ایراد هیچ ضربه و ترور شخصیتی خودداری نکردند...)

بالاخره بعد از عبور از پیچ های خطرناک و دسیسه های مختلف که از سرمنشا های متفاوتی هدایت میشد قطار شورای پنجم به نیمه را رسید و روزشمار انتخابات هیئت رییسه برای تعیین رییس سال سوم کلید خورد.
با توجه به نقش دکتر رمضانپور در تشکیل و حفظ این ائتلاف تصور عمومی بر این بود که وی بر حضور بر مسند ریاست شورا که به زعم همگان حق مسلم وی بود پافشاری کند لیکن رمضانپور بار دیگر نشان داد پایبندی به اخلاق و حفظ اتحاد و جریان محوری برای وی از اوجب واجبات است و به لحظه ای که احساس کرد حضور به عنوان نامزد ریاست شورا میتواند بر حفظ وحدت ائتلاف شکل گرفته خدشه وارد کند با اقدامی هوشمندانه نام حاجی پور و زاهد دو یار دیگر خود در لیست امید را از گردونه بیرون آورد و این چنین شد سرانجام خرمِ لیستی که زمانی در گوشه رینگ زیر ضربات در انزوا قرار داشت.

درسهایی که رمضانپور و در این برهه به سایرین داد اولویت حفظ اخلاق تحت هر شرایطی و پایبندی به جریان فارغ از پیگیری منافع شخصی میباشد.
فعالین سیاسی باید منش رمضانپور را سرلوحه کار قرار دهند و با عبور از منفعت طلبی های شخصی به اهداف طیف و جریان خود پایبند باشند.

حرف آخر ، یک جامعه در حال توسعه در کنار همه رخدادها و اتفاقات مورد نیاز برای پیشرفت و کوک ماندن ضرب آهنگ توسعه خود، نیازمند ایجاد یک شبکه آماری و اطلاعاتی به هم پیوسته می باشد.شبکه ای که در کنار ارتباط در هم تنیده با حوزه های امنیت، اقتصاد و... جهت همسویی افکار عمومی با سیاست های راهبردی کشور و ارتقا سطح آگاهی عمومی و تخصصی نیروی انسانی و اقشار مختلف خود، در حوزه اجتماعی فعالیتی دوچندان داشته و به حد مطلوب انتشار رویدادها و اخبار را بر عهده داشته باشد به شکلی که جامعه به صورت روزانه کانون نشر و بازنشر اطلاعات شود تا با دسترسی عام به این مهم ضریب توسعه در بین اقشار مختلف به صورت یکسان رشد کند.

اشاره به جایگاه خبرنگار و شعاع تاثیر عملکرد فعالین این حرفه در نیل به اهداف فوق و مقایسه این فعالیت در کشور ما با کشورهای توسعه یافته و نتیجه حاصل از این فقدان توجه و یا آن عنایت ویژه تکرار مکررات است و برای خبرنگاری که به صورت مداوم درگیر معیشت و دغدغه هایی همچون امنیت شغلی و تهدید جریانهای متصل و وابسته به ارکان قدرت است به قول معروف قرصی نان و یا ساعتی آرامش خیال نمی شود و انتظار این میرود که مسئولین لااقل با هدف آینده روشن این کشور و نظام حاکم بر آن با تغییر سیاست های خود و باز کردن آغوش حمایتی زحمات این قشر خدوم را بیش از گذشته ارج نهاده و به وضعیت خبرنگاران رسیدگی کنند.

لیکن ارزیابی عملکرد دولت ها در گذشته و تاکنون(البته فارغ از شعارزدگی و در عمل) نشانگر عمق فاجعه و صرفا نگاه ابزاری به رسانه میباشد.
آسیب شناسی در این حوزه نشانگر این است که یکی از پدیده هایی که در چند سال اخیر جامعه خبری با آن روبرو گردیده است ظهور قارچ گونه و اپیدمی رسانه نماهایی است که با هدف درآمدزایی و به شکل یک بنگاه اقتصادی سر از تخم بیرون آورده و بدون هیچ عقبه و عملکرد کیفی یک شبه و البته با دست های پشت پرده به چشمه های منابع مالی متصل می شوند و افرادی که به هیچ وجه شباهتی حتی در ظاهر به یک خبرنگار نداشته و فاقد هرگونه استعداد، تعلق خاطر و تحصیلاتی در این حوزه هستند به نور چشمی هایی بدل می شوند که در همه قاب ها حضوری مستمر دارند و این یعنی ابتدای فاجعه...

تزریق همین منابع اندک مالی که مختص به خبرنگاران صدیق میباشد تا چشم بینای جامعه و مصباح مسیر مسئولین باشند به جماعتی که برای مجیزگویی و تبلیغات واهی و پروپاگاندا استخدام شده اند عرصه را برای فعالیت یک خبرنگار وظیفه مند و حرفه ای که در شغل خود دارای دغدغه میباشد تنگ می کند. ایجاد رانت و حمایت های خارج از عرف و حتی منطق از این عناصر تبلیغاتی که وظیفه ماله کشی بر ضعف های مشهود حضرات را بر عهده دارند در حالیست که اتفاقا رسانه و چشم تیزبین و مستقل خبرنگار باید در نقطه مقابل این جماعت بی تقوی و منافق صفت قرار گرفته و آینه ای برای انعکاس مشکلات رو به مردم و مسئولین باشند و میدان دادن به این افراد به سان تشکیل هنگ ستون پنجم دشمن پشت سنگر خودی است چرا که با پوشاندن نقاط ضعف باعث عمیق تر شدن مشکلات کشور خواهند شد و این دقیقا همان پاشنه آشیلی است که باعث درجا زدن و حتی عقب ماندگی ما در حوزه هایی از جمله اقتصاد گردیده است.

وظیفه ذاتی و مقدس یک خبرنگار همان طور که از نام آن هویداست نگارش واقعیت هاست حال تغییر این سرمشق به تولید محتوایی خلاف واقع و تبلیغاتی، البته در پروسه ای پیچیده و به گرو نان، عملی قبیح و قابل سرزنش است که متاسفانه امروزه در کشور ما به صورت سیستماتیک در حال انجام است.
به طور حتم هیچ خبرنگار شریفی حاضر نخواهد شد در ازای دریافت مبلغ مالی شرافت خود را بفروش برساند لیکن عدم براندازی این شیوه منحوس همچون تیغی دو لبه هم تهدیدی دائمی هم برای جامعه محسوب می شود و هم برای خانواده خبر...

این روزها اهالی وادی خبر از خبرنگار تا عکاس خبری حال و روز خوشی ندارند و مدتهاست با رویای حداقل هایی همچون بیمه و امنیت شغلی از این آفیش به آفیش دیگر رفته و لحظات را ثبت می کنند...
سرمایه ای که در پس غلفت دیر نخواهد بود که طعمه حوادث گردد و همچون کشتی صدمه دیده غرق دریای بی تفاوتی شود در صورتی که با اندکی توجه و مدیریت هوشمندانه میتواند تبدیل به سکویی برای اوج یک کشور و ملت گردد.

خبرنگاری و حال خوشی که در این حوالی نیست...

حرف آخر ، در جهان امروز که به عصر تکنولوژی شهره گردیده است و فن آوری های نوین در بالاترین سطح کاربردی خود قرار دارند و به اصطلاح آدمی با انجام یک کلیک امکان پرتاب موشک به خارج از مدار زمین را یافته شاهد این هستیم که کشورهای توسعه یافته با نگاهی جامع و با همه ظرفیت در زمینه تربیت و حفظ مدیران جوان کوشا می باشند و همگان به خوبی درک کرده اند که نیروی انسانی مجرب و مدیران توانمند بازوی محرک پیشرفت محسوب می گردند و هر نوع هزینه را در این حوزه با نگاه سرمایه گذاری انجام میدهند.

اشاره به این موضوع جای تاسف است که در کشور ایران با وجود استقرار یک نظام اسلامی و انقلابی به هر دلیلی هنوز این نگاه حمایتی وجود ندارد و بستر سازی برای جوانان جهت ورود به عرصه های مدیریتی و حتی حفظ و حمایت از مدیران جوان به حلقه مفقوده تربیت مدیر در چرخه مدیریت کشور تبدیل گردیده است و این در حالیست که در علم مدیریت یکی از شروط لازم برای موفقیت یک مدیر ایجاد حاشیه امن حول وی و حوزه عملکردی او میباشد.

یکی از مشکلات موجود در کشور و به تبع آن در استان گیلان ایراد هجمه های متعدد و مختلف به مدیران علی الخصوص مدیران جوان میباشد.
فضاسازی و هجمه هایی که اغلب با نیت باج خواهی و ایجاد فشار حیثیت و آبرو و اعتقادات افراد را هدف و آماج حملاتی قرار میدهد که کمترین عواقب آن ایجاد خلل در فعالیت یومیه این مدیران میباشد.

نکته قابل توجه در این بین این است که قالبا این مدیران موفق در حوزه کاری خود هستند که به نوعی طعمه قرار گرفته و سیبل حملات قرار می گیرند و تخریب آنها بیش از اینکه به ایراد لطمه فردی منجر شود حوزه عملکرد این مدیران را مورد خسران قرار خواهد داد.!

گیلان از مدتها پیش و به دلایلی خاص محل جولان برخی از رسانه ها گردیده که امروز و پس از گذشت مدتی از فعالیت های آنها نیت شوم و دیدگاه معاند نظام آنها بر همگان روشن گردیده و مواضع ضد انقلاب و نظام آنها امری مشهود میباشد.
فارغ از پرداختن به دلایل فعالیت این رسانه نماها موضوع قابل تاسف، دستاویز کردن برخی از مطالب کذب این معاندین نظان آنها توسط برخی ها و انتشار آن با اهدافی خاص است که باید سیستم های نظارتی به آن توجه ویژه داشته باشند.

در ماههای اخیر یکی از حوزه های مورد توجه این رسانه نماها در استان گیلان حوزه ورزش و جوانان و مدیران جوان، موفق و خوش سابقه این حوزه خطیر است.
آری معاندین و دشمنان نظام جمهوری اسلامی به خوبی پشتوانه اصلی این انقلاب را رصد کرده و قصد وارد کردن ضربه بر پیکره و نقاط حساس این نظام را دارند و در این بین از یک سو وظیفه رسانه های داخلی و به خصوص رسانه های محلی که اشرافی قابل قبول در این حوزه دارند حمایت همه جانبه از مدیران موفق بومی در برابر لجن پراکنی برخی افراد وطن فروش میباشد و از سوی دیگر انتظار فرزندان این خاک ورود و مقابله مقتضی نهادهای نظارتی به خصوص یاران گمنام امام زمان(عج) در وزارت اطلاعات به موضوع و برخورد با آمرین، عاملین و افرادی که از فضای موجود قصد سو استفاده را دارند میباشد تا فضا برای ارایه خدمت جوانان مهیا گردد.

بررسی فعالیت مذبوحانه این رسانه ها نشان میدهد که شناسایی دقیقی از حوزه های موفق مدیریت ورزش استان از سوی این افراد صورت گرفته و نوک پیکان بیشترین حملات بعد از مقام معظم رهبری و کارگزاران ارشد نظام در استان متوجه هیئت های ورزشی موفق میگردد.

هدف گذاری این معاندین روی مدیران و نخبگان جوان استان خبر از دسیسه ای از پیش طراحی شده و هدفمند از سوی ضد انقلاب میدهد که باید همه دلسوزان نظام با وحدت رویه در برابر این توطئه ایستادگی کنند.

محمدرسول محمدپور

حرف آخر ، متاسفانه در روزهای اخیر شاهد ایجاد یک موج برعلیه شهردار منتخب رشت با هدف تخریب وجه وی در بین اذهان شهروندان بودیم! شهرداری که به تازگی و البته پس از قریب به یک سال فقدان حضور شهردار در رشت پر درد بر کرسی شهرداری جلوس کرده و سکان شهرداری رشت را با هزار و یک مشکل به دست گرفته است.

حملات پی در پی و البته کور عیادیِ افرادی که مشخصا در زمره مافیای منافع در شهرداری برای عموم شناخته شده هستند وقتی به اوج خود رسید که شهردار منتخب در اولین گام خود و در راستای تحقق وعده های گذشته عرصه بر عوامل حضرات تنگ کرده و ریسمان قطور رانت در شهرداری را در بسیاری از کانون های آن ابتر کرد.

قابل توجه است در این شهر طیفی وجود دارد که هرگاه منافع خود را در تهدید میبیند با به تن کردن پوستین "رشت دوستی" فریاد وامصیبتا سر داده و دیگرانی را عامل عقب ماندگی رشت دانسته و قصد ایجاد فضایی ملتهب را دارند تا در فضای مه آلود ایجاد شده دنبال نیل به اهداف شوم خود و ادامه تاراج بیت المال باشند و در کمال تاسف برخی از اصحاب رسانه و حداقلی از شهروندان هستند که بدون حداقل مطالعه و ذره ای شناخت از نیت شوم آنها سوار بر موج این افراد منفعت طلب و معلوم الحال می شوند و به قول معروف انگشت در چشمان شهر پردردمان می کنند و...

بررسی جزئیات سوژه تاکسی سواری شهردار رشت پس از چند روز پروپاگاندای هدفمند رسانه ای مطالبه اکثر شهروندان رشت جهت روشن شدن زوایای امر میباشد که در ذیل به آن خواهیم پرداخت:

-اپیزود اول
شهردار رشت سوار بر تاکسی:
مطلعین امر واقفند که امروز یکی از معضلات مدیریت شهری رشت در چندین حوزه موضوعات مربوط به تاکسی های شهری است.
فرسودگی ناوگان حمل و نقل عمومی، حضور و پرسه قریب به شش هزار تاکسی به صورت بی هدف در شهر، انقطاع مرکز شهر و دپو تاکسی ها در نقاط منتهی به پیاده راه، رویش بی برنامه تاکسی های اینترنتی و ایجاد مشکلات معیشتی برای تاکسی داران و... مشتی است نمونه خروارها مشکلات این قشر که ارائه خدمت به شهروندان تنها راه ارتزاق آنها محسوب می گردد.
حال سوال اینجاست
حضور میدانی شهردار در روزهای نخست کاری خود و بازدید عینی از مشکلات تاکسی داران با لبیک به درخواست تاکسی دار فرهنگی به عنوان یک برند برای رشت که ایضا مسئول روابط عمومی این قشر نیز میباشد آیا درست ترین شکل مواجه با مشکل در گام نخست محسوب نمی گردد؟؟؟
حضرات منتقد(شما بخوانید تخریب چی) تاکنون و پس از گذشت چندین سال از مشکلات تاکسی داران کدام گزینه را برای حل مشکلات این قشر روی میز قرار دادند؟؟؟

اپیزود دوم
صدا و سیمای ملی باید به عنوان یک پیکره واحد همواره در حوزه آموزش و حمایت از شعب استانی خود پیشرو باشد و اگر در موضوعی خطا و اشتباهی از مراکز استان رؤیت شد به بهترین شکل ممکن آن را پوشش داده و مانع از ایراد خسران بیشتر گردد.
لیکن در مورد مذکور اتخاذ رویکرد فرار به جلو از صدا و سیما و دامن زدن به حواشی که ناکارآمدی شعبه مرکز استان گیلان این رسانه خود زمینه ساز آن شده بود و دستاویز قراردادن سوژه ای تا این حد زرد در برنامه خبری پربیننده ای همچون "بیست و سی" افکار عمومی را به فکر فرو برده تا برگی دیگر از تناقضات امروز صداوسیما با رسالت خود رقم بخورد!!
عملکرد آماتور تیم خبری صداوسیمای مرکز گیلان و انتشار فیلم های مقطع پیش از تدوین و حواشی بعد از آن همه و همه هر ذهن جوینده ای را به دنبال سرنخ این شوی تلویزیونی به تحریک وا میداشت و نتیجه...

اپیزود سوم
حملات گسترده به شهرداری که یک ماه از حضور وی بر مسند ماموریت نگذشته است در خوشبینانه ترین نگاه ممکن عینِ بی تدبیری و بی بصیرتی آمران و عاملان آن میباشد چرا که در شهر پردردی همچون رشت با انباشت مطالبات موجود قطعا و یقینا این رویکرد جز ایجاد تفرقه و نفاق و البته ایراد لطمه برای رشت و رشتوندان آن هیچ نتیجه ای نخواهد داشت پس تکرار این اقدامات نشانگر غرض ورزی عاملان آن و به نوعی چوب لای چرخ گذاشتن آنان میباشد که البته مدتهاست در افکار عمومی به حربه ای نخ نما تبدیل شده است و حنای رشت دوستی از سوی این قبیل رشتی نماها برای شهروندان دیگر رنگی ندارد...

به طور حتم حضور یک گزینه بومی واجد شرایط بر کرسی شهرداری رشت باب طبع نگارنده و همه شهروندان رشت میباشد لیکن معتقدیم در شرایط کنونی و اولویت های اورژانسی رشت و آلام متعددی که گریبان گیر مردم در نقاط کم برخوردار میباشد ما را بر زمین واقعیت ها قرار داده و باید بهترین رویکرد را در راستای منافع شهر اتخاذ کنیم و با نگاهی جامع و همدلی و ایجاد فرصت برای شهردار رشت فارغ از هر نوع تعصب به دور تسلسل موجود پایان داده و نقد منصفانه را آلوده به تخریب نگردانیم که حاصل آن پوچی خواهد بود و پوچی...

انتظار میرود اصحاب شریف رسانه رشت که در رسالت خود مستدام بوده و همواره با منطق گرایی های خود بازوی حمایتی شهرداری محسوب میشوند با کمک به ایجاد شفافیت در فضای موجود این بار نیز برای رشت و رشتوندان صبور آن گامی موثر برداشته و خط مشی صحیح را در دستور کار خود قرار دهند
باشد که "رشت" این پاره از بهشت در جایگاه حقیقی خود بدرخشد...

حرف آخر،  فیلمی از شهردار رشت در رسانه های مجازی منتشر شده که متاسفانه موجب تمسخر بسیاری از کاربران اینترنتی  گردیده و این تصاویر به سرعت در رسانه های بزرگ کشوری نیز نشر پیدا کرد اما در تهیه و تدوین و نحوه انتشار این فیلم ابهاماتی وجود دارد که میتواند به دسیسه بودن آن اذعان پیدا کرد 

در این فیلم چه اتفاقی رخ داد که توجه مخاطبین را به خود جلب کرد؟

– دو دوربین موجود در تصویر حس تصنعی بودن را القا میکند

تهیه کلیپهای با موضوع فرهنگ سازی که در آن از مسئولین بجای بازیگر استفاده میگردد کارگردان با یک برنامه ریزی قبلی ترتیبی اتخاذ مینماید که حس مصنوعی بودن به مخاطب القا نشود در کلیپ نتنها این موضوع رعایت نشد بلکه برعکس طوری وانمود شد که شهردار در حال اجرای شوی مضحک است 

– دیالوگ خصوصی شهردار که میگوید طوری عکس بگیر که نوشته کتاب بیوفتد منتشر میشود

اینکه در فرایند فیلمبرداری شخص مسئول پیشنهادی بدهد یک امر عادی و روال معمول است مثلا وقتی کسی میخواهد از شما عکس بگیرد به او میگویید اجازه بده موهایم را مرتب کنم ، یا از این زاویه از من عکس بگیر ، آیا این گفته شهردار که میگوید طوری عکس بگیر نام کتاب هم بی افتد میبایست منتشر گردد؟ انتشار آن با چه هدفی انجام شده است؟

– شهردار رشت کتابی در دست دارد که روی جلد آن نوشته صبح بخیر مردم

استفاده از ابزار برای رسیدن به اهداف فرهنگی و انتقال پیام به مخاطب معمولا در این نوع کلیپها بهره برده میشود اما براستی چرا کارگردان این کلیپ اینقدر مبتدیانه از این تکنیک استفاده کرده است که با فیلمهای خنده دار ایرج ملکی قیاس شود

– به نقل از منابع آگاه بعضی صحنه های این کلیپ جهت تست بازی از شهردار گرفته شده و قابلیت پخش نداشته است مثل زمانی که شهردار با عینک آفتابی در حال مطالعه کتاب است

فرایند طولانی انتخاب شهردار رشت حواشی بسیاری در پی داشت و پس از ماهها کش و قوس دکتر حاج محمدی با ۱۰ رای قاطع توسط اعضای شورای شهر رشت انتخاب شد اما این انتخاب به مزاج برخی که متاسفانه صاحب رسانه نیز هستند خوش نیامد و اکنون قصد دارند با ایجاد فشار روی شهردار رشت از او امتیاز بگیرند

همه این موارد را اگر در کنار هم بگذاریم نمایان خواهد شد که این کلیپ با اهداف خاص تهیه و منتشر شده و در پشت ماجرا اهداف شومی نهفته است که البته بررسی این قضیه بر عهده کارشناسان امر است 

ورای همه این مسائل این موضوع هم میبایست مورد توجه قرارگیرد که به هر قیمتی نباید نام رشت در رسانه ها به بدی مطرح گردد و نباید براحتی اجازه دهیم مسایل داخلی این شهر دستاویز تمسخر رسانه های خارج استان قرار گیرد

در مورد نامه خودبخودی جمشید پور شهردار اسبق رشت نیز شاهد این بداخلاقی بودیم که آن موضوع نیز توسط همین جریان خاص مدیریت شد در صورتی که قبل از آن در کل کشور اینگونه نامه ها زده میشد ولی کسی به آن نمیپرداخت

در انتها باید متذکر شد که دکتر حاج محمدی در مدت کوتاه یک ماه هنوز نتوانسته نیروهای مورد اعتماد خود را در بدنه شهرداری فعال کند و فعالیت رسمی او بعنوان شهردار هنوز بطور کامل آغاز نشده  و حتی حکم مسئول روابط عمومی وی علیرضا قانع در همان روز صادر شده و روابط عمومی شهرداری رشت هیچ نظارتی بر این موضوع نداشته است و در خلا نظارتی این تله برای شهردار تازه وارد رشت پهن شد تا او را در ابتدای کار وارد چالش نماید.

سجاد علیپور

صفحه1 از9

درباره ی ما

پایگاه خبری حرف آخر، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه حرف آخر عضو شوید.