K2 Listing

K2 Listing

گیل ندا، محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران در گفت‌وگو با شبکه خبری "فونیکس" چین با اشاره به خروج آمریکا از برجام گفته اگر به سه سال پیش برمی‌گشت، سخت‌گیری‌های بیشتری در مذاکرات انجام می‌داد.

آقای ظریف در پاسخ به سئوالی در مورد اینکه اگر سه سال پیش که برجام را امضا کردید می‌دانستید آمریکا از آن خارج می‌شود پاسخ داده: "اگر به سه سال قبل بر می‌گشتیم حتما سختگیری بیشتری انجام می‌دادیم."

آقای ظریف در عین حال می‌گوید پیش‌بینی وقایع امروز را داشته اما رسیدن به یک توافق بهتر از توافق فعلی را "دشوار" می‌داند و گفته "اگر امروز بخواهیم توافق را دوباره بنویسیم اولا که بعید می دانم امکان رسیدن به توافق وجود می‌داشت و اگر هم بتوانیم به توافق برسیم چیزی شبیه توافق سه سال پیش می‌بود."

فعال سیاسی اصلاح طلب گفت: همه می‌دانیم بخش عمده‌ای از ۲۴ میلیون رأی آقای روحانی در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ناشی از تلاش اصلاح‌طلبان بود.

 

گیل ندا،  «صادق زیبا کلام»، فعال سیاسی اصلاح طلب، در خصوص “نقش اصلاح طلبان در پیروزی اقای روحانی در انتخابات” گفت:  اختلاف نظر امری طبیعی است که در هر جامعه‌ای در میان جریانات سیاسی به وجود می آید. اما نکته مهم این است که همه می‌دانیم بخش عمده‌ای از  ۲۴ میلیون رأی آقای روحانی در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ناشی از تلاش اصلاح‌طلبان بود.

او ادامه داد: عمده‌ترین تلاش اصلاح طلبان در تشویق و ترغیب مردم برای رفتن به پای صندوق رأی بود زیرا خیلی‌ از این ۲۴ میلیون جزو کسانی بودند که تمایل زیادی برای شرکت در انتخابات نداشتند. این افراد معتقد بودند که رفتن به پای صندوق چیزی را عوض نمی‌کند. اصلاح‌‌طلبان می‌دانستند اگر مردم را تشویق و ترغیب نکنند، این آرا که به نام آرای خاکستری معروف شده بود، قطعا به رای آقای رئیسی اضافه می شد و کشور مجددا به دست این تفکر می افتاد.

زیباکلام بیان کرد: اصلاح طلبان تلاش زیادی کردند که مردم به پای صندوق بروند و حاصل آن هم رأی خیلی جالب آقای روحانی بود که ۲۴ میلیون رأی آوردند. اما عملکرد اقای روحانی ظرف ۱۸ ماه گذشته بسیار ناامیدکننده بوده و خیلی از کسانی که نمی‌خواستند به پای صندوق بروند و رأی بدهند، ظرف ۱۸ ماه گذشته عملا از اصلاح طلبان گلایه می‌کنند که شما بودید و آنها با آقای روحانی خیلی کاری ندارند، چون از اول هم خیلی اعتقادی و امیدی به آقای روحانی نداشتند.

او گفت: اصلاح‌‌طلبان در وضع دشواری قرار گرفتند. انتقاد از اصلاح طلبان حق مردم است و به نظر من بسیار وارد است و باید حق را به آنها داد زیرا اصلاح طلبان هستند که از مردم خواستند به پای صندوق‌های رأی بروند. در عین حال اصلاح طلبان هیچ قدرت، اختیار و امکاناتی ندارند. یعنی میزان حضور اصلاح طلبان در دولت دوازدهم به مراتب کمتر از دولت یازدهم است.

 از مردم می خواهم باز هم به روحانی رای بدهند

زیبا کلام مطرح کرد: آقای روحانی در  دولت دوم خود تلاش کردند، نه تنها با اصلاح طلبان بلکه با اصولگرایان هم تعامل داشته باشند. برخی از اصلاح طلبان آشکارا موضع گیری می‌کنند و می‌گویند ما اشتباه کردیم و از مردم برای نقشی که در آوردن مردم به پای صندوق رأی داشتند، عذرخواهی می‌کنند یا نمی‌کنند. برخی دیگر مثل آقای خاتمی سکوت کردند، هیچ چیز نمی‌گویند برخی دیگر می‌گویند پشیمان هستیم و اظهار پشیمانی و عذرخواهی می‌کنند.

این استاد علوم سیاسی گفت: اقلیتی که من خودم را جزو آنها قرار می‌دهم، معتقدیم در حقیقت ضمن عذرخواهی از مردم باید این توضیح را بدهیم که کار ما در اساس کار درستی بود. من خودم علی رغم همه گلایه‌ها و دلخوری‌هایی که از دولت دارم، باز هم به آقای روحانی رأی می هم.

 نگذاریم قوه مجریه به دست جریان مقابل بیفتد

او گفت: مهم‌ترین واقعیت سیاسی این بود که در ۲۹ اردیبهشت ۹۶ بزرگترین و اصلی‌ترین دغدغه صادق زیباکلام این بوده جریانی که از ۸۴ تا ۹۲ زمام امور اجرایی کشور را در دست گرفته بود، تکرار نشود. آقای روحانی اختیارات زیادی ندارند و اگر قدرت جمهوری اسلامی ایران را از صفر تا صد فرض  کنیم، چه آقای روحانی به عنوان رئیس جمهور و چه رئیس جمهور دیگری، ۳۰ درصد یا ۴۰ درصد اختیارات و امکانات را در اختیار ندارند. ۶۰ درصد یا ۷۰ درصد اختیارات و امکانات اساسا در اختیار قوه مجریه نیست و نباید بگذاریم، آن درصد کم هم به دست اصولگرایان بیافتد.

    به عقب برنمی گردیم

او ادامه داد: بنابراین فرمول من این است که ضمن دفاع از آنچه کردیم به واسطه اینکه به عقب بازنگردیم و با دفاع از عملکردمان در انتخابات ۲۹ اردیبهشت ۹۶ در عین حال یک روز از انتقاد کردن آقای روحانی، از فشار وارد کردن در مطبوعات و رسانه‌ها و فضای مجازی علیه آقای روحانی خودداری نکنیم.

باز هم روحانی را انتخاب می‌کنم

زیبا کلام مطرح کرد: بین این دو گزینه یعنی سپردن کشور مجددا به آن جریان و انتخاب آقای روحانی، من قطعا آقای روحانی را انتخاب می‌کنم. درست است که خیلی از مطالبات، انتظارات و آرزوهایم تحقق پیدا نکرده اما معتقدم ۵ سال گذشته را به هیچ وجه نمی‌توانید با ۸۴ تا ۹۲ مقایسه کنید. در حوزه اقتصادی، سیاست خارجی، تنش‌زدایی و مفاسد اقتصادی کارنامه دولت در حد مطلب نبوده اما مطلوب‌تر از سال های ۸۴ تا ۹۲ بوده است.

اصلاح طلبان قوه مجریه را حفظ کنند/ عملکرد شورای نگهبان منجر به توسری خوردن مجلس شده است

او گفت: دو سال و نیم دیگر وارد انتخابات ۱۴۰۰ می‌شویم، به مردم چه بگوییم؟ بگوییم به پای صندوق نروید و اجازه دهیم دو مرتبه اصولگرایان قوه مجریه را به دست بگیرند. قوه مقننه که کاره‌ای نیست و سایر قوا هم که دست اصولگرایان می افتد که من به هیچ وجه با این سناریو موافق نیستم بلکه معتقدم ضمن حفظ قوه مجریه بایستی تلاش کنیم بخش‌های دیگر حاکمیت در قبال اقدامات خود پاسخگو باشند. ثانیا اجازه ندهیم بخش‌های دیگر حاکمیت از جمله مجلس در نتیجه نظارت استصوابی و عملکرد شورای نگهبان انقدر بدبخت و توسری خور شود و در قعر امور قرار بگیرد، به جای اینکه در رأس امور باشد.

به هیچ وجه از دولت روحانی نباید جدا بشویم/ نباید دولت روحانی را تضعیف کنیم

او در پاسخ به این سوال که ایا زمان جدایی اصلاح طلبان از روحانی فرا رسیده است، گفت: ما به هیچ وجه نباید از دولت آقای روحانی جدا شویم. ما نباید گامی برداریم که دولت آقای روحانی تضعیف شود و همچنان باید دولت ایشان را تقویت کنیم. ضمن اینکه دولت را تقویت می‌کنیم با همه قوا از آن می خواهیم که پاسخگوی مطالبات باشد.

احمد توکلی رئیس هیأت مدیره دیده بان شفافیت و عدالت با ارسال نامه ای به رئیس و اعضای هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی خواستار مجازات نماینده مردم سراوان به دلیل اهانت و هتاکی به کارمند گمرک در حین انجام وظیفه شد.

 

گیل ندا،  احمد توکلی رئیس هیأت مدیره دیده بان شفافیت و عدالت با ارسال نامه ای به رئیس و اعضای هیأت رئیسه مجلس شورای اسلامی خواستار مجازات نماینده مردم سراوان به دلیل اهانت و هتاکی به کارمند گمرک در حین انجام وظیفه شد.

متن این نامه به شرح زیر است:

برادران ارجمند، رئیس محترم مجلس و سایر  اعضای محترم هیئت‌رئیسه

سلام‌علیکم

طبق ماده ۲۳ قانون آیین‌نامه داخلی مجلس، «رئیس مجلس و سایر اعضای هیئت‌رئیسه در مورد انجام وظایف محوله در این آیین‏‌نامه در برابر مجلس مسئولیت مشترک دارند.» و  بند ۱۱ ماده ۲۲ یکی از وظایف هیئت‌رئیسه را « حفظ شأن و منزلت و اقتدار مجلس و دفاع از حقوق و جایگاه قانونی نمایندگان» مقرر می‌کند. همچنین در قانون نظارت مجلس بر رفتار نمایندگان مصوب ۱۳۹۱، ذیل مبحث پنجم قانون آیین‌نامه داخلی مجلس، به‌عنوان جزئی از آیین‌نامه آمده است، اجرای صحیح قانون نظارت  نیز بر عهده شماست.

بی‌شک ماجرای رفتار زشت و مجرمانه آقای محمد باسط درازهی، نماینده مردم محترم سراوان با کارمندان و شهروندان در تاریخ ۲۶ آذرماه، و مهم‌تر از آن، رفتارهای بعدی وی آسیب جدی به شأن و منزلت و اقتدار مجلس وارد کرده است و محتاج رسیدگی عادلانه و قاطعانه است که در حیطه وظایف شما قرار دارد. غرض از تصدیع یادآوری و مطالبه انجام این تکلیف است. «فَذَکِّرْ إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْرَی»

 در پی پخش فیلم اهانت زشت نماینده سراوان به کارمند گمرک و شهروندی دیگر، «دیده‌بان شفافیت و عدالت» پس از بررسی حادثه به نتایج زیر رسید:

خلاصه تحلیلی جریان

این نماینده، امتیازطلبانه و طلبکارانه رفتار کرده است و نه‌تنها به کارمند گمرک و شهروند دیگری اهانت کرده؛ بلکه به مردم نیز توهین روا داشته است. ولی برخورد کارمند گمرک متضمن اهانت نبوده و صرفاً به نحو عملی امتیازطلبی نماینده را رد کرده است. واکنش شهروندی که نماینده را پس از فحاشی به بیرون هدایت می‌کند، واکنش غیرتمندانه فردی است که برخورد زشت نماینده را در شأن مجلس نمی‌داند و به زبان عامیانه آن را تقبیح می‌کند. نماینده بعداً مدعی می‌شود که فیلم با تبانی تهیه و تقطیع شده است. هیئت‌رئیسه ساعاتی از جلسه روز بعد را غیررسمی می‌کند تا موضوع بحث شود. این نماینده و معدودی دیگر سعی می‌کنند مجلس را بر وزیر، رئیس و کارمند گمرک بشورانند. نماینده در یک پیام ویدئویی مدعی می‌شود به دلیل بلوچ‌بودن و سنی‌بودن با وی چنین برخوردی شده است و بدین ترتیب به تفرقه‌افکنی قومی و مذهبی دست می‌زند. ازقضا کارمند گمرک از برادران اهل سنت شمال کشور است. دکتر دژپسند برابر فشار تعدادی از نمایندگان برای عزل رئیس گمرک و کارمندش مقاومت می‌کند و چندین نماینده شامل نماینده سراوان او را تهدید به استیضاح می‌کنند ولی وزیر زیر بار نمی‌رود. دو سه روزی که می‌گذرد هر نماینده‌ای که اظهارنظر می‌کند نماینده سراوان را محکوم یا لااقل ملامت می‌کند یا لااقل او را هم ملامت می‌کنند و کار را خلاف شأن نمایندگی می‌شمرد.

برخی از اعضای هیئت نظارت بر رفتار نمایندگان جانب‌دارانه حرف می‌زنند و هیئت از رسیدگی طفره می‌رود. درباره قصد مراجعه به گمرک، ادعای نماینده این است که برای حوایج حوزه انتخابیه رفتم. ولی ازآنجاکه به گزارش تکذیب نشده رسانه­ها، وی با خودروی گران‌قیمت لکسوس که راننده و مالک آن دلال واردات خودروی خارجی است به گمرک رفته بود، اتهاماتی در رسانه‌های داخلی و خارجی مطرح که البته ارزیابی صحت آن محتاج کار امنیتی است.

دراین‌باره به چند نکته مهم باید توجه کرد:

الف) رفتار این نماینده از سر پرتوقعی و طلبکاری بوده و فحاشی با ادای کلمات زشت و رکیک مصداق بارز «رفتار خلاف شأن نمایندگی» است که این رفتار در بند «ب» ماده (۲) قانون نظارت بر رفتار نمایندگان، تخلف و مستحق مجازات شناخته شده است. خلاف شأن بودن در تبصره (۱) ماده (۲)، رفتاری تعیین شده است که نوعاً نمایندگان آن را خلاف شأن بدانند. بی‌شک این تعریف بر رفتار غیراخلاقی این نماینده صدق می‌کند؛ چراکه اکثریت قاطع نمایندگان به درجات مختلف آن را تقبیح کرده‌اند. رفتار نماینده مذکور مصداق جرم توهین نیز هست که اگر کارمند گمرک شکایت کند، کار این نماینده سخت می‌شود. چون جرم توهین شاکی خصوصی می‌خواهد رسیدگی به این وجه رفتار موکول به شکایت کارمند مزبور است.

ب) مهم‌تر از این حادثه، طرز برخورد نماینده با آن است که برای پوشاندن زشتی کارش متوسل به دروغ شده و فیلم را دست‌ساز خوانده درحالی‌که از حیث فنی این ادعا بی‌اساس است.

ج) این نماینده با رفتارش به آبروی مجلس نیز آسیب جدی وارد کرده است و از جهات مختلف سوگند خویش در روز اول مجلس را شکسته است. قسمتی از متن اصل شصت و هفتم قانون اساسی که نمایندگان آن را می‌خوانند، چنین است:

« من در برابر قرآن مجید، به خدای قادر متعال سوگند یاد می‌کنم … ودیعه‏ای را که ملت به ما سپرده به‌عنوان امینی عادل پاسداری کنم و در انجام وظایف وکالت، امانت و تقوی را رعایت نمایم»

رفتار و موضع‌گیری‌های این نماینده نه با تقوی سازگار است و نه با امانت‌داری و نه با عدالت.

د) درستی یا نادرستی این مطلب که نماینده مزبور جهت تمدید ضمانت‌نامه عدم پرداخت حقوق و عوارض وارداتی فرد خاصی، به گمرک رفته بود، چنان‌که گفته شد محتاج تحقیقات اطلاعاتی و قضایی است. یادآوری می‌کنم که قبول ضمانت‌نامه، برای ترخیص مواد اولیه تولیدی است نه تجارت کالای ساخته‌شده. تعمیم غیرقانونی از تولید به تجارت، تاکنون هزاران میلیارد تومان از درآمد گمرک را از وصول دور ساخته است. متأسفانه برخی نمایندگان، برخلاف اکثریت پاکدست مجلس، برای استفاده تجار وساطت می‌کنند و با فشار و سوءاستفاده از قدرتِ امانتی مردم، به دلالی و کسب ثروت کثیف می‌پردازند.

ه) جرمی که از همه تخلفات و جرائم دیگر بسیار مهم‌تر است گره زدن دروغین ماجرا به مسائل قومی و مذهبی است که اقدامی ضد امنیتی، زمینه‌ساز اختلافات مغایر با وحدت ملی و باعث تشویش اذهان عمومی است؛ در کذب بودن ادعا همین بس که کارمند وظیفه‌شناس گمرک از برادران اهل‌سنت شمال است. دستگاه‌های نظارتی و  قوه قضاییه دراین‌باره مسئولیت دارند.

و) فارغ از اتفاقی که در گمرک رخ داد، درباره یکی از مقالات این نماینده شائبه قوی سرقت علمی مطرح است که در این مقام از ذکر و توضیح آن صرف‌نظر می‌کنیم.

جناب آقای دکتر لاریجانی، اعضای محترم هیئت‌رئیسه !

 هیئت عالی نظارت نمی‌تواند بر این‌همه آسیبی که نماینده مزبور به آبروی مجلس زده است و کارش به نقض امنیت ملی نیز کشیده، چشم ببندد و موظف است با بررسی دقیق، مجازات وی را تعیین و به‌طور شفاف اجرا و اعلام کند و برای امور کیفری به مقام قضایی معرفی نماید.

حتماً توجه دارید که بی‌اعتمادی به مجلس منجر به کاهش اعتبار قانون می‌شود و مردم‌سالاری و دین، هر دو ضربه می‌خورند. اصلاحات را از خودتان آغاز کنید و اگر می‌خواهید اعتماد مردم به مجلس پیش‌ازاین آسیب نبیند؛ نماینده سراوان را مجازات کنید.

در پایان جا دارد مراتب تشکر «دیده‌بان شفافیت و عدالت» را از کارمند وظیفه‌شناس گمرک و شهروندی که با زبان عملی به نهی از منکر پرداختند ابراز کنم.

همچنین از جناب آقای دکتر دژپسند، وزیر محترم امور اقتصادی و دارایی تقدیر کنم که در اجرای وظیفه دینی و قانونی خویش برای رعایت حق مردم جهت امر به ‌معروف و نهی از منکر نسبت به مسئولان و مقامات کشور، مذکور در ماده ۸ قانون مترقی حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، ایستادگی کرد. و بر اساس ماده ۹ همین قانون، از تعرض به مدیر و کارمند خویش بازداشت و از آنان حمایت کرد.

پس از تغییراتی که در ریاست دانشگاه آزاد به وقوع پیوست و پس از ریاست آقای هاشمی، به تدریج با افت علمی و کارآیی دانشگاه آزاد مواجه شدیم، اکنون نیز این حادثه یک هشدار جدی برای مسئولین و متولیان است.

 

گیل ندا،   پروانه سلحشوری، نماینده اصلاح طلب مجلس با اشاره به حادثه واژگونی اتوبوس در دانشگاه علوم و تحقیقات می گوید: پس از تغییراتی که در ریاست دانشگاه آزاد به وقوع پیوست و پس از دوره آقای هاشمی، به تدریج با افت علمی و کارآیی دانشگاه آزاد مواجه شدیم، اکنون نیز این حادثه یک هشدار جدی به مسئولین است.

پروانه سلحشوری در گفت و گو با خبرنگار «انتخاب» درباره حادثه اخیر دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات و جان باختن تعدادی از دانشجویان این دانشگاه، اظهار داشت: ضمن عرض تسلیت به خانواده های داغدار این حادثه، بسیار متاسفم که در کشور ما چنین اتفاقاتی رخ می دهد، هنوز داغ دانش آموزان زاهدانی بر دل ماست که حادثه تلخ دیگری اتفاق افتاد. فکر نمی کنم این اتفاقات هیچ گاه از خاطرات محو شود.

وی افزود: محیط طبیعی و مسیر دانشگاه علوم تحقیقات همیشه مستعد حوادث بوده و هست چراکه پیچ ها و مسیر بسیار خطرناکی دارد.

عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی خاطرنشان کرد: پس از تغییراتی که در ریاست دانشگاه آزاد به وقوع پیوست و پس از ریاست آقای هاشمی، به تدریج با افت علمی و کارآیی دانشگاه آزاد مواجه شدیم، اکنون نیز این حادثه یک هشدار جدی برای مسئولین و متولیان است.

سلحشوری تاکید کرد: ضعف نظارت بر دانشگاه آزاد مانند صداوسیما باعث به چشم آمدن ناکارآمدی آن شد. از آنجایی که نمی توان برای بعد نظارتی دانشگاه اقدامی انجام داد و مجلس هم نمی تواند آنچنان که باید روی این نهاد نظارت داشته باشد، پاسخگویی لازم هم در این نهاد وجود ندارد.

وی اضافه کرد: من امروز متوجه شدم پزشکی قانونی اعلام کرده اتفاقی که برای راننده رخ داده ناشی از سکته نبوده است، پس از آن هم دانشجویان اعلام کردند اتوبوس ترمز بریده است. مقصران بروز این حادثه باید در قیامت به خداوند جواب بدهند.

این نماینده اصلاح طلب اظهار داشت: نهادی که پول های زیادی از دانشجویان دریافت می کند باید در این موارد بی نقص باشد اما ما همواره می دانستیم ایمنی و خدماتی که به دانشجویان ارائه می شود با پولی که از آنها دریافت می شود همخوانی ندارد و روز به روز وضعیت در دانشگاه ها بدتر می شود.

وی افزود: مسئولین ارشد دانشگاه آزاد و رئیس دانشگاه علوم و تحقیقات باید تماما پاسخگو باشند. شاید در حال حاضر سازوکار قانونی وجود نداشته باشد که این افراد به مردم و نمایندگان پاسخگو باشند اما نمی توان از تمام این اتفاقات به سادگی عبور کرد.

سلحشوری یادآور شد: وقوع این حوادث در کنار بی مسئولیتی ها و نابسامانی هایی که در حال حاضر در کشور وجود دارد باعث می شود جو یاس و ناامیدی بیش از پیش فضای جامعه را فرا بگیرد.

وی افزود: مسئولین دانشگاه آزاد با این توجیه که راننده درحال رانندگی سکته کرده، قصد داشتند قانون را هم دور بزنند و کار خود را موجه جلوه دهند و خطای خود را بپوشانند.

سلحشوری در پایان گفت: در هر کشور دیگری بود مسئولین آن بلافاصله استعفا می دادند. در این کشور ارزانتر از جان انسان چیزی وجود دارد؟ مسئولین ارشد دانشگاه آزاد و دانشگاه علوم و تحقیقات حداقل احترامی که می توانستند به افکار عمومی بگذارند این بود که استعفا دهند، در مقابل قصوری که انجام شد استعفا کم ترین اقدام بود.

یادگار امام گفت: آیا واقعا قبح اعمال در نگاه ما به همان اندازه است که شریعت می گوید؟! همه دنبال کاسبی هستیم.

 

گیل ندا،  سید حسن خمینی گفت: اگر حجاب سیاست، حکومت و انقلاب شخصیت امام را نپوشانده بود؛ چهره علمی ایشان مشخص تر می شد. او گفت: اعجاز سخن امام در رجوع به ادلّه نبود، بلکه در آن بود که به علل مراجعه می کرد. امام دردها را نشان می داد و خودش نیز دوای درد شد. ما مقدار زیادی گرفتار ادلّه شده ایم، در حالی که باید به علل بپردازیم.

مراسم رونمایی از کتاب تحریرالاصول تقریر درس خارج اصول امام خمینی به قلم آیت الله جوادی آملی است، با حضور این مرجع عالیقدر و آیت الله سید حسن خمینی برگزار شد.

سید حسن خمینی در مراسم رونمایی از کتاب تحریر الاصول با اشاره به خصلت شجاعت امام راحل گفت: ترس یا شجاعت، طمع یا خوف، حسد یا کینه، حب نفس یا حب ذات ربوی ما را به حرکت می دارد و درس و بحث بهانه هایی است که می توانیم با آن خودمان را توجیه کنیم. شاید به این جهت است که از فقه هم حماسه و هم رکود امکان بیرون آمدن دارد.

یادگار امام با تأکید بر اینکه چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید، افزود: اگر مشکلی می بینیم به این دلیل است که جان و روح ما مشکل دارد. مرحوم مطهری تعبیر می کنند که امام مانند یک مغناطیس جان های شاگردان را منظم می کرد. در بررسی امور اگرچه باید به دنبال دلیل باید گشت اما بیش از دلیل باید علت های درونی خود را بازیابی کنیم.

وی اظهار داشت: دینداری ما کاریکاتوری است و تناسب ها در آن بر هم ریخته است. آیا واقعا قبح اعمال در نگاه ما به همان اندازه است که شریعت می گوید؟! الغیبه اشدّ من الزنا. اگر کسی به خمر لب زده باشد هرگز با او رفاقت نمی کنیم، اما یقین دارم پشت سر کسی که پنج دقیقه قبل غیبت کرده نماز هم می خوانیم. آیا توانسته ایم حبّ نفس را از دنیای خودمان دور کنیم؟! همه دنبال کاسبی هستیم. همه آنچه که مردم از ما انتظار دارند، آن چیزی نیست که در کتاب ها می خوانیم. امروزه با جامعه ای مواجه شده ایم که انتظارات آن فراتر از چیزی است که ما در کتاب ها می خوانیم؛ مشکل از کسانی است که اینها را باید به ما یاد می دادند و ندادند.

سید حسن خمینی یادآور شد: یکی از ویژگی های بزرگ امام این بود که به دین نگاه کاریکاتوری نمی کرد و اگر کسی ظلم کرده بود نمی توانست سکوت کند. این گونه نبود که فریاد بابت یک مشروب فروشی یا سینما بالا برود و نسبت به اصل مسأله سکوت کند؛ با این رفتار بود که مردم در امام دوای درد خودشان را دیدند. اعجاز سخن امام این بود که به علل رجوع می کرد و دست روی دردها می گذاشت. امام درد مردم را نشان داد و خودش دوای درد شد؛ یعنی هم کمند بلای مخالفین انسانیت و هم کلید نجات انسانیت شد.

وی تأکید کرد: یکی از ویژگی های ممتاز امام همین است که شاگردان را در فضای مغناطیس وجود خودشان پرورش دادند و تحت تأثیر آن فضا عمق و جان گرفتند. این مغناطیس از نزدیکان امام شروع شده تا کسانی که او را ندیده اند. آنها ولایت فقیه را از راه مقبوله عمر بن حنظله* نفهمیدند، بلکه چون امام آن را پی ریزی کرده بودند، آن را دوای درد خودشان دیدند و گفتند اگر آن چیزی که می گویی، تو هستی خوب است.

وی ادامه داد: جذب امام شدن برای طلبه ها تابع شخصیت امام بود؛ چون او را چنان یافتند که باید بود.

یادگار امام با اشاره به تعبیری از رهبر معظم انقلاب افزود: مقام معظم رهبری چند بار به طور خصوصی به من گفتند و شاید جای دیگر هم گفته باشند که اگر ما بعدها می شنیدیم که چنین آدمی آمد و رفت غبطه می خوردیم که چرا او را ندیدیم.

وی با بیان اینکه حوزه اشراق مغناطیسی امام بود که پرورش انسان می داد، گفت: در محضر آیت الله جوادی آملی استفاده ای که انسان از فضا می کند بیش از تأثیری است که از ادله مطرح شده می گیرد. این درسی است که شاگردان امام از امام گرفته اند و می شود همچون پایه ای برای عبور از مشکلات امروز کرد که مقداری هم به خصلت های درونی و ویژگی های خودمان بپردازیم. 

عمر بن حنظله می‌گوید از امام صادق(ع) درباره دو نفر از دوستانمان (یعنی شیعه) که نزاعی بینشان بود در مورد قرض یا میراث، و به قضات برای رسیدگی مراجعه کرده بودند، سؤال کردم که آیا این رواست؟

فرمود: هر که در مورد دعاوی حق یا دعاوی ناحق به ایشان مراجعه کند، در حقیقت به طاغوت (یعنی قدرت حاکمه ناروا) مراجعه کرده باشد؛ و هر چه را که به حکم آنها بگیرد، در حقیقت به طور حرام می‌گیرد؛ گرچه آن را که دریافت می‌کند حق ثابت او باشد؛ زیرا که آن را به حکم و با رأی طاغوت و آن قدرتی گرفته که خدا دستور داده به آن کافر شود. خدای تعالی می‌فرماید: یریدُونَ انْ یتَحاکَمُوا إلَی الطّاغُوتِ وَ قَدْ أُمِروا أَنْ یکْفُرُوا به.

پرسیدم: چه باید بکنند؟

فرمود: باید نگاه کنند ببینند از شما چه کسی است که حدیث ما را روایت کرده، و در حلال و حرام ما مطالعه نموده، و صاحب‌نظر شده و احکام و قوانین ما را شناخته است… بایستی او را به عنوان قاضی و داور بپذیرند، زیرا که من او را حاکم بر شما قرار داده‌ام. پس آنگاه که به حکم ما حکم نمود و از وی نپذیرفتند بی‌گمان حکم خدا را سبک شمرده و به ما پشت کرده‌اند و کسی به ما پشت کند به خداوند پشت کرده و این در حد شرک به خداوند است.

*مقبوله عمر بن حنظله حدیث معروفی از امام صادق(ع) است که در مباحث مهم فقه و اصول مانند تعارض ادله و ولایت فقیه مورد استفاده قرار گرفته است. راوی این حدیث عمر بن حنظله است و در آن از امام(ع) درباره وظیفه شیعیان در امر قضاوت و شیوه ترجیح اخبار متعارض سوال نموده است.

دولت در لایحه پیشنهادی سال ۹۸ به دستگاه های اجرایی اجازه داده است حداکثر تا ۱۰ درصد نیروهای مازاد خود را در صورت موافقت نیرو جابجا کرده و در غیر این صورت نسبت به بازخرید، بازنشستگی و فسخ قرارداد آنها اقدام کنند.

 

گیل ندا،  بند سوم تبصره ۲۰ لایحه بودجه ۱۳۹۸ عنوان می کند که دستگاه های اجرایی مکلفند همه اطلاعات مربوط به حقوق، فوق العاده های مستمر و غیرمستمر کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی خود را در اختیار سازمان برنامه و بودجه، سازمان اداری و استخدامی کشور و وزارت امور اقتصادی و دارایی قرار دهند.
همچنین واحدهای مجری موظفند حقوق و مزایای کارکنان رسمی، پیمانی و قراردادی مندرج در حکم کارگزینی و قراردادهای منعقده را برابر قوانین و مقررات مربوط و سایر پرداخت های
غیرمستمر پرسنلی را معطوف به عملکرد و کارآیی آنها محاسبه و پرداخت کنند.

نکته مورد توجه در این بند این است که در صورتی که واحد مجری، بخشی از کارکنانش را (یعنی حداکثر تا ۱۰ درصد) نسبت به انجام ماموریت های خود مازاد تشخیص دهد، می تواند پس از تایید بالاترین مقام دستگاه اجرایی مذکور، براساس قوانین و مقررات، رضایت مستخدم و سازمان اداری و استخدامی، آنها را به واحد دیگری در همان دستگاه یا دستگاه اجرایی دیگری در همان شهر یا شهرستان جابجا کند.
چنانچه مستخدم موافق جابه جایی نباشد دستگاه می تواند برابر مقررات مربوط، در خصوص نیروهای رسمی و پیمانی نسبت به بازنشستگی یا بازخریدی و در مورد نیروهای قراردادی نسبت به فسخ قرارداد و بازخریدی آنها اقدام کند.
این در حالی است که در بودجه امسال، بندی درباره نیروهای مازاد و تعیین تکلیف آنها وجود نداشت.
بر اساس بند چهارم تبصره ۲۰ لایحه پیشنهادی دستگاه های اجرایی مجاز هستند از صرفه جویی های حاصل از تفاضل بین قیمت تمام شده مورد توافق در تفاهمنامه های منعقده و هزینه های قطعی فعالیت یا محصول در همان دوره تفاهمنامه، مشروط به تایید عملکرد مطلوب توسط سازمان برنامه و بودجه کشور و در سقف تخصیص اعتبار، ۵۰ درصد را به منظور ایجاد انگیزه در کارکنان واحد مجری در قالب پرداخت های غیرمستمر و ارتقای کیفی خدمات و محصولات بر اساس دستورالعمل ابلاغی سازمان های برنامه و بودجه و اداری و استخدامی کشور و ۵۰ درصد دیگر را برای افزایش اعتبارات طرح های تملک دارایی های سرمایه ای دستگاه های ذیربط و مازاد بر سقف تخصیص اعتبارات مصوب کمیته تخصیص اعتبارات، هزینه کند.

محمد جواد لاریجانی گفت: مزرعه من معروف‌ترین مزرعه جهان است و به برکت رئیس‌جمهور سابق و بحث‌هایی که شده است.

 

گیل ندا، محمد جواد لاریجانی معاون بین‌الملل قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر این قوه مهمان برنامه این هفته دست خط بود.

مهمترین محورهای این گفتگو بدین شرح است:

انتقادات ما به برجام حرفه‌ای بوده است

اروپایی‌ها ۷ ماه است ما را سرکار گذاشته‌اند

روش آمریکا و اروپا در اجرا نشدن برجام فرق می‌کند

برجام عملاً دیگر وجود ندارد و جسد آن باقی مانده است

در بیانات رهبری یکجا رضایت از اجرای برجام می‌بینید؟

راهکار حل مسئله FATF در کشور

در مذاکرات حقوق بشری با اروپایی‌ها، قبول نکردند که درباره استانداردهای دوگانه حرف بزنیم

گزارشگر ویژه حقوق بشر در امور ایران، با منافقین فالوده می‌خورد

با نظر رئیس مجلس درباره پذیرفتن توصیه‌های FATF موافق نیستم

سخنرانی اخیر ظریف بیشتر شبیه سخنرانی نامزد ریاست جمهوری بود، تا وزیر خارجه

برخی کسانی که در فتنه ۸۸ فعال بودند، در فتنه اقتصادی امروز هم آدم‌های کلیدی هستند

ناطق نوری گلایه داست که در جریان توهین به وی در سال ۸۸، از او حمایت نکردیم

ولایتی مخالف قطعنامه ۵۹۸ بود

نوآوری‌های آیت‌الله آملی در قوه قضائیه ارزشمند بوده است

در ادامه مشروح گفتگوی محمدحسین رنجبران با محمدجواد لاریجانی از نظرتان می‌گذرد:

در خدمت آقای دکتر محمد جواد لاریجانی معاون بین‌الملل قوه قضائیه و دبیر ستاد حقوق بشر و مدیر پژوهشگاه دانش‌ها بنیادی و چهره‌ای شناخته‌شده برای همه‌ی مردم که نیاز به معرفی ندارند، هستیم. سلام عرض می‌کنم.

خیلی خوش آمدید.

بنده هم خدمت جناب‌عالی و همکاران محترمتان و همه بینندگان محترم سلام عرض می‌کنم.

چه خبر از اوضاع و احوال جامعه آقای دکتر؟ بعضی‌ها صحبت‌های شما را در مورد برجام مرور می‌کنند و می‌گویند آقای دکتر لاریجانی همیشه منتقد برجام بودند و برخی از منتقدین شما می‌گویند، الان آقای لاریجانی و امثال ایشان خوشحال هستند که برجام به نتیجه نرسیده است. واقعاً اینگونه است؟

ما برای توفیق دولت و همه‌ی نهادهای کشور هم دعا می‌کنیم و هم موقعی خیلی خوشحال هستیم که اینها موفق باشند. دولت محترم مثل قوه قضائیه و مجلس و سایر نهادها، نهادهای جمهوری اسلامی هستند که محصول مهم انقلاب اسلامی است. پس هیچ ایرانی مسلمان و حتی ایرانی غیرمسلمان که کشورش را دوست داشته باشد، از عدم توفیق هیچ بخشی از دستگاه‌های حکومتی خوشحال نمی‌شود. من انتقاداتم عمدتاً انتقادهای حرفه‌ای بوده، من کاری ندارم که مابقی انتقادها و یا به به و چه چه گفتن‌ها چگونه بوده است.

از معدود افرادی بودید که به معنای واقعی خوانده بودید.

یک مشکل عمده همین است. برجام همیشه به عنوان یک … درب آن بسته است؛ یک عده می‌گویند خیلی خوب است و یک عده دیگر می‌گویند خیلی بد است و عده‌ای می‌گویند گاهی خوب و گاهی بد است. فکر می‌کنم یک جمعی در کشور به خصوص مسئولین مهم کشور باید این را ده بار خوانده باشند.

ما از اولین برنامه‌ها دوست داشتیم در خدمت شما باشیم ولی شما فرصت نداشتید.

بنده علاقه‌مند بودم.

شما هفتاد و دومین نفری هستید که ما در خدمتتان هستیم. تفکرات مختلفی آمدند و همین اخیراً هم آقای مجید انصاری اینجا بودند. مثلاً در مورد برجام که صحبت می‌شود، امثال ایشان و هم تفکرات ایشان معتقد هستند که اگر برجام نبود، دست ترامپ برای خیلی از کارها بازتر بود و به نوعی معتقد هستند که برجام جلوی خیلی از این داستان‌ها را گرفته است.

به رغم اینکه ما داریم می‌بینیم آمریکایی‌ها زیر برجام زده‌اند و از طرفی دیگر به نوعی ما همچنان در چهارچوب برجام مانده‌ایم. شما واقعاً اینطور می‌بینید؟ من یاد دارم که شما از ابتدا تاکید می‌کردید من برجام را یک کج راهه می‌بینم و یک چیزی که به نتیجه آخر نخواهد رسید. الان که آمریکا بیرون آمده است و البته اروپایی‌ها هم فکر کنم که ۷ ماهی شده است که ما را نگه داشته‌اند که به یک نتیجه‌ای برسند.

بفرمایید ما را سر کار گذاشته‌اند. “نگه داشتن” خیلی لطیف و مودبانه بود. بحث ما سر همین است. یک وقتی می‌گویند اگر ما برجام را قبول نمی‌کردیم به ما حمله می‌شد و آمریکایی‌ها در عرض چند دقیقه تمام سیستم ما را بهم می‌زنند. حالا بعد از آن می‌گویند این جسدی که روی زمین افتاده است اگر این هم نبود، دست ترامپ باز بود.

در حقیقت آمریکایی‌ها چه در زمان اوباما و چه الان و اروپایی‌های عمده که هم‌کلوپ آمریکا هستند، اینها در عدم انجام برجام و در دشمنی با ما هیچگاه فروگذار نکرده‌اند. منتها آنها به روش خودشان و اینها هم به روش خودشان بوده است. اگر فکر کنیم که از اوباما تا ترامپ یک جهشی در دشمنی با ایران پیدا کرده‌اند ۱۰۰ درصد اشتباه می‌کنیم. ما با توافق لفظی با برجام دشمنی را اندازه نمی‌گیریم و با عمل این کار را می‌کنیم. در عمل اقلاً دو شاخصه را مقام معظم رهبری مطرح نموده‌اند که خیلی قابل اندازه‌گیری است و بسیار شاخصه‌های فعال است.

یک؛ ما بتوانیم نفت خودمان را به راحتی به فروش برسانیم. دو؛ پول نفت و سایر درآمدهای مالی ما در مسیرهای بانکی گیر نکند و به راحتی برای ما وصول شود؛ این دوتا روشن است. چه در زمان اوباما و چه در زمان کنونی و چه با اروپا و چه با آمریکایی‌ها این ملاک این است که مذاکراتی که تحت عنوان برجام انجام داده‌ایم این مذاکرات به چه مقدار موفق بوده است.

من حتی از لحاظ قانونی فکر می‌کنم رفرنس، ارجاع و استناد ما به برجام محمل قانونی ندارد؛ چون برجام یک قراردادی بود که اطراف داشت و حتی در برجام بندهای زیادی وجود دارد که دقیقاً مخصوص آمریکا است. حالا اشکال این سند چیست، بحثی است که همیشه گفته‌ام و حالا نمی‌دانم که شما دوست دارید در برنامه شما هم بازگو کنم یا نه.

به اشکالاتش می‌رسیم، اما وقتی بخشی از یک قرارداد که ۸ یا ۱۰ بند از آن بیرون می‌آید آن دیگر قرارداد قبلی نیست. ما در قراردادهای بین‌المللی یک ویرگول را بالا و پایین می‌کنیم، دوباره باید این را تائید بگیریم. پس ما چیزی به عنوان برجام نداریم. یک جسدی روی زمین قرار دارد و یک توافق دیگری به نام “برجام پریم” است. حالا این برجام پریم برای ما منفعتی دارد یا ندارد. در مقابل ما و در عمل باز هم دشمنی آمریکا است. اروپایی‌ها در واقع طرف سنتی‌مانتال مذاکره ما هستند. آن کسی که جلوی کار را گرفته است آمریکایی‌ها هستند.

برای ما منفعت دارد یا ندارد؟ می‌توانست برای ما منفعت داشته باشد و خیلی خوشحال می‌شدیم که برای ما منفعت داشته باشد، ولی باید واقع بین بود و حتی اگر این مذاکرات را بخواهیم همین طور شل کن و سفت کن با اینها ادامه دهیم باید عملی و بر مبنای عملیاتی فرض کنیم برجام تمام شده است؛ خودمان را با شرایط پس از برجام عملیاتی کنیم، آنوقت آنها سینگال را می‌گیرند.

پیش فرض مهم جناب آقای دکتر روحانی این بود که چرخ‌های سانتریفیوژها را شل کنیم تا چرخ اقتصاد بهتر بچرخد؛ سوال مهم اینجا است که آیا این فرض درستی است؟ به نظر من اشتباه بوده است و از همان روز اول معلوم بود که اشتباه بوده است.

نکته دوم، یک استراتژی برای این مذاکره است. استراتژی برد- برد در مذاکرات بین‌المللی هست، اما برای جاهایی است که برای منافع همدیگر مشروعیت قائل هستیم. بعد می‌گوییم این دوتا برای تو و آن یکی دیگر برای من باشد. دو نفری هستند که بر سر جایی با هم مذاکره می‌کنند و هر دو قبول دارند که هر کدام از طرفین یک سهم مشروعی دارد؛ سر سایز این سهم می‌خواهند که اختلاف خود را حل نمایند. اما در اینجا شرایط ما شبیه آن ماجرا نیست. شرایط ما اینگونه است که دزدی به خانه ما زده است، چون تمام این حصرهای اقتصادی و این تحریم‌ها تجاوز مسلم به حقوق ملت ما است.

نکته سوم تکنیک مذاکره است؛ تکنیک مذاکره خیلی مهم است. مذاکرات در صحنه بین المللی با تکنیک‌های مختلفی انجام می‌شود. گاهی با یک تکنیک تا نیمه راه می‌رویم و جواب نمی‌دهد و باید تکنیک را تغییر دهیم. در اینجا تکنیک “همه یا هیچ” بود. همه یا هیچ یا تکنیک بیگ بنگ بود. یعنی ما یکباره کار را حل کنیم. یکباره کار را حل کنیم برای جاهایی است که همه به هم اعتماد دارند. یعنی می‌گوییم استخوان لای زخم نگذارید، این مال تو و این مال من و بحث را تمام کنیم.

تکنیک همه یا هیچ برای شرایطی نیست که به طرف مقابل اصلاً اعتماد نداریم. اتفاقاً اینجا تکنیک اطمینان‌بخشی باید بکار گرفته شود. ما حاضر بودیم قدم کوچک برداریم ولی قدم‌های…. که اگر آن جرزنی کرد، ما هم به نقطه اول برگردیم و بعد صبر کنیم و ببینیم قدم بعدی او چیست. اگر قدم بعدی او خوب بود، ما به جای قدم معادل یک و دو دهم می‌رویم.

مسئله چهارم، سندنویسی و تضمینات است. در هر صورت مذاکره با کسی می‌کنیم باید تضمینی در آن باشد. مانند اینکه اگر زیر این بندها زدید این چیزها را دارد و حل اختلاف چطور باشد. خود سند هم باید دقیق باشد؛ هر چه سند دقیق‌تر باشد منافع طرفین بهتر تامین می‌شود، به خصوص ما که مظلوم هستیم و با اطرافیان غداری روبرو هستیم، باید سند ما محکم می‌بود و هر چه می‌خواستیم بدهیم بدهیم ولی چهار میخه باشد؛ این سند پر از سوراخ و سمبه بود.

حالا تازه مکانیزم دیگری برای رفع اختلاف گذاشتیم که در آن به نظر من اشتباه فاحش بود، از دوستان مذاکره کننده در رفته است؛ به نام “مکانیزم ماشه”

۲۲۳۱؟

بله. مکانیزم ماشه این است که هر کسی از این ۱+۵ اعتراضی دارد، اعتراض خود را به سازمان ملل بدهد و آن طرف بررسی می‌کند و می‌گوید با هم بنشینید و با هم می‌نشینند و بررسی می‌کنند. بعد نهایتاً وقت می‌دهند که اگر در این مدت اختلافات ما با طرف حل نشد، سر نقطه اول برمی‌گردیم! یعنی همه تحریم‌ها برمی‌گردد! این نقطه اول فاجعه است یعنی اگر خود ایران اعتراض می‌کرد، اگر با امریکا به توافق نمی‌رسیدیم باید به نقطه اول برگردیم؛ ما نقطه اول نداریم. چرا باید به نقطه اول برگردیم؟

یعنی ما برای اینکه اعتراض کردیم دوباره تحریم می‌شدیم.

یعنی اگر خود ما هم اعتراض می‌کردیم.

بله. چرا باید به نقطه اول برگردیم؟ باید بنویسند این چنین بررسی شود و اگر اشکالات ما وارد است دولت امریکا یا هر دولت دیگر باید خسارت دهد. باید جریمه دهد. نقطه اول معنی ندارد. اما درباره استناد به نظرات رهبری، این دوستان ما در دفاع از برجام یک زمانی مرتب می‌گفتند رهبری از ابتدا تا آخر این را تائید کرده است. من کاری به بحث‌های خصوصی ندارم. شما کافی است بیانات مقام معظم رهبری را مرور کنید و یک جا علامت خرسندی می‌بینید؟

خب حکومتی آمده و دولت است و مسئولیت دارد و مجلس باید کار آن را برسد و دولت باید انجام دهد و همه با هم این سیستم باید کار کند؛ نباید این سیستم زنگ بخورد. اخیراً شنیده‌ام گفته می‌شود این مذاکرات برای مردم بوده است و مردم مذاکره می‌کردند. چرا این طور صحبت می‌کنیم؟ این برای تبلیغات ریاست جمهوری خوب است، ولی برای یک فرد حرفه‌ای خوب نیست.

یک چیزی را از ابتدا در برجام بیان می‌کردید و الان هم در چند جا از صحبت‌ها اشاره کردید. بحران استیصال یا تئوری استیصال که به این تکیه کنیم و کار را جلو ببریم. این را زمان برجام هم بیان می‌کردید و شاهد بودیم با همین صحبت‌هایی که اشاره کردید اتفاق افتاد. الان هم فکر می‌کنید یا این پطور حس می‌شود این تجربه جا نیفتاده است و سراغ FATF با همین فرمول رفته ایم.

وقتی با دوستان از هر دو جناح صحبت می‌کردیم، چه مذاکره کننده و چه جناح دیگر، می‌گفتیم چرا این طور شد می‌گفتند از این بهتر نمی‌شد. این را به نام بحران استیصال می‌نامم. یعنی اشتباه می‌کردید بهتر نمی‌شد و احساس استیصال کردید و به این دلیل، این را پذیرفتید؛ این خیلی بد است. آن زمان باید پرسید چرا احساس استیصال کردید؟ استیصال مذاکره‌ای بود یا استیصال کشور بود.

اگر در کشور بود و فکر می کردید دنیا به زمین می‌آید و همه چیز به هم می‌خورد، اشتباه می‌کردید. اگر مذاکره‌ای بوده، آدم در مذاکره نباید هیچگاه احساس استیصال کند. این بحران استیصال متاسفانه توسط برخی از دوستان ما در دولت دامن زده می‌شود. چطور؟ مثلاً الان وقتی می‌خواهند علیه آمریکا صحبت کنند می‌گویند ای امریکای غدار شما سبب شدید بچه‌های ما الان در شیر خشک مشکل دارند و بیماران ما در خیابان می‌میرند و در دارو مشکل دارند. این نحوه صحبت است؟

سر FATF چطور؟

دو جور است. یک اینکه استیصالا این را بپذیریم که ۱۰۰ درصد غلط است و دیگر اینکه بگوییم ما با این‌ها می‌خواهیم کار کنیم، لازم نیست الان بپذیریم. یک نهادی است که هزار و ۷۰۰ تا توصیه دارد. پولشویی، پالرمو و غیره دارد. می‌گوید به اینها بپیوندید؛ هر کدام از اینها کار دارد. ما می‌گوییم شما می‌خواهید با تروریسم مبارزه کنید دو نمونه مبارزه کنید ببینیم چطور مبارزه می‌کنید. دو نمونه خوب باشد. اگر عملیات و نتیجه خوب بود ما در دو نمونه دیگر هم همکاری می‌کنیم.

نه اینکه دربست چند نفر آدم آنجا بنشینند، الان تعداد …های FATF را نگاه کنید، از زمین تا آسمان است. برای چه کسی اینها را نوشته‌اند؟ چه کسی اینها را نوشته است؟ من می‌خواهم بگویم بین ریجکشن ۱۰۰ درصد و بین اینکه همین طور بپیوندیم و استیصالا باشد، هر دو بد است. ما راه دیگری داریم. ما می‌توانیم با FATF وارد مذاکره شویم و بگوییم مورد به ما معرفی کنید. اگر دیدیم وضع خوب است ۵ مورد دیگر را وارد می‌شویم. اگر دیدیم در مبارزه با تروریسم جدی هستند ما آمادگی داریم، هم وارد شویم و حتی عضو شویم و همه کار هم کنیم.

اول باید دو سه مورد را انجام بدهیم. اینها همان اول می‌خواهند هر اطلاعاتی بدهیم و ما به عنوان یتیم آنجا بنشینیم و به ما دستور بدهند. چنین چیزی امکانپذیر نیست.

یعنی با این توصیفی که شما دارید فکر می‌کنم نظام تصمیم خودش را در این زمینه گرفته است.

اگر از لحاظ کارشناسی بخواهید نظر من این است.

الان در مجمع تشخیص رفته است.

بله. به نظر من خیلی خام است؛ استیصالاً این را بپذیریم یا از روی خوشبینی این را بپذیریم؟ هر دو.

باید خیلی روی این فکر شود.

تعامل غیر از پذیرفتن است؛ ما باید از صحنه جهانی یاد بگیریم. ما می‌توانیم با خیلی جاها تعامل کنیم، این بمعنای پذیرفتن نیست. ما می‌توانیم ۵ تا مطلب جلوی اینها بگذاریم. برای شما مثال بزنیم؛ مثلاً اروپائیان می‌خواهند با ما در امر حقوق بشر تعامل کنند؛ خیلی خب. در ستاد عالی حقوق بشر که وزرا حضور دارند، ریاست محترم قوه هم حضور دارند، چهارچوب آن هم نوشته شد البته استفسار هم کردیم و چهارچوب‌ها مشخص شد و وزارت خارجه را مسئول کردیم که دیپلماسی‌اش را قدم به قدم پیش ببرد. چیز در بسته نداریم.

گفتیم موانع مذاکرات و تعاملات فعال و سازنده در امر حقوق بشر چیست. یک، مسئله استاندارد دوگانه است. دو؛ تبعیض، یعنی کسی خودش را گنده ببیند و بگوید اینها با آنها فرق دارند. سوم؛ تحمیل. به هر صورت تفکر سکولار لیبرال برای شما باشد، اما ملت ایران و هر ملتی اعم از مصر، مراکش و غیره حق مسلم دارند که زندگی مدنی خودشان را بر اساس عقلانیت اسلامی بنا کنند.

نکته بعدی مبارزه با تروریسم و عدم استفاده از پوشش حقوق بشر است. درباره اینها می‌خواستیم صحبت کنیم که هیچکدام قبول نکردند.

این برای چه تاریخی است؟

برای چند ماه پیش است.

یعنی پیشنهاد دادید و قبول نکردند.

تعامل کردیم. تعامل یعنی هر چه گفتند بپذیریم؟ ما می‌گوییم چرا نمی‌شود در امر حقوق بشر سازنده بحث کرد. ما می‌دانیم آنها چکار می‌کنند. آنها نقطه‌چین می‌گذارند و بعد می‌خواهد بگوید چرا اعدام دارید. ما حاضر هستیم درباره اعدام صحبت کنیم ولی این دیگر تعامل نیست.

نفر جدیدی که درباره کشور ما گذاشتند چطور است؟

اوضاع این هم با آن قبلی فرقی ندارد. اولاً معتقد هستیم نصب گزارشگر ویژه برای ایران استاندارد دوگانه و نامشروع است. ایران که بزرگ‌ترین دموکراسی غرب آسیا است. از لحاظ فانکشنال دموکراسی قابل مقایسه با دموکراسی کشورهای پیشرفته دنیا هستیم.

الان کدام کشورها گزارشگر ویژه دارند؟

۶-۵ کشور مثل میانمار، کوبا، کره شمالی و غیره دارند. کوبا البته الان برداشته شده است. مهم این است که چرا استاندارد دوگانه دارند؟ نکته بعد این است کسی که گزارشگر ویژه است باید در چهارچوب کار کند. اولاً از تبلیغات و موضع‌گیری خودداری کند. همین جناب مستطاب رفته با BBC فارسی صحبت کرده و در سازمان ملل علیه ما سخن گفته و بیانات خیلی مشعشعی هم دارد. می‌گوید مشکل ایران مشکل ایدئولوژیک است؛ اینها اسلام را بد فهمیده‌اند و من می‌خواهم کمک کنم که اینها اسلام را خوب بفهمند.

چنین آدمی می‌خواهد گزارشگر باشد. گزارش اولی که نوشته است همان گزارش قبلی است و حتی ادبیاتش را اصلاح نکرده است و مدعی اسکالرشیپ و استادی است. ضمناً در همین گزارش دفاع جانانه‌ای از منافقین کرده است! اصلاً به نظر من گزارشگری که با منافقین فالوده بخورد و در گزارش از منافقین دفاع کند، این به طور اتوماتیک از حیثیت افتاده است. لازم نیست بحثی درباره این کنیم.

منتهی ما تعامل داریم، هر وقت ایشان علاقه‌مند بود، در ژنو افراد ما با ایشان نشسته اند و کارشناسان ما حضور داشته اند و صحبت کرده‌اند. تعامل این است.

با علی آقای لاریجانی در قضیه برجام اختلاف نظراتی از قبل داشتید.

بین ما دعوای خانوادگی درست نکن خداوکیلی. (می‌خندد)

نه، می‌خواهم بدانم در مورد FATF با هم مخالف هستید یا هم نظرید؟

دقیقاً نظر ایشان را به طور دقیق و حرفه‌ای نمی‌دانم چیست، به طور کلی احساس می‌کنم برهان دولت را ایشان تا حدی قبول کرده که علی‌الاصول امروز برای اینکه خرمان از پل بگذرد باید توصیه‌های FATF را بپذیریم؛ لااقل من با این جمع‌بندی کلاً موافق نیستم، اما در خانواده لاریجانی‌ها ما نظرات خودمان را داریم.

همه هم بحث هستید.

بله، اینطور است.

فکر می‌کردید به عنوان یک آدم با تجربه سیاسی که آقای ظریف چنین صحبت صریحی درباره پولشویی داشته باشند؟

به نظرم آقای ظریف الان بیشتر به مباحث داخلی علاقه‌مند است، چون یک سخنرانی هم اخیراً از ایشان دیدم که می‌توان گفت سخنرانی تبلیغات ریاست جمهوری بیشتر بود، تا یک وزیر خارجه که باید کم و حرفه‌ای سخن بگوید. اگر ناظر به سیاست داخلی هستند، آن یک بحث جدایی است.

یعنی ممکن است ایشان برای ۱۴۰۰ برنامه‌ای داشته باشند؟

من نمی‌دانم. اگر هم باشد ما خوشحال هستیم. دوست عزیز ما است و جزو کاندیداها باشد چیز بدی نیست، منتهی می‌خواهم بگویم این صحبت‌ها اگر برای داخل است در زمان تصدی وزارت خارجه به مصلحت نیست.

چون می‌دانم شما ناراحت نمی‌شوید و به من لطف دارید سوالات را راحت می‌پرسم. برخی چنین حرفی را درباره اخوی شما علی آقا می‌زنند که هم درباره برجام و هم درباره FATF و چیزهای دیگر با دولت همراهی می‌کند، برای ۱۴۰۰ یک فکرهایی دارد.

ببینید، آقای دکتر علی یک مدیر توانمند اجرایی است. من از اینکه برادرم هست ابایی ندارم از ایشان تعریف کنم؛ واقعاً فرد تیزهوش و توانمندی است. سیاست‌های مختلف همانطور که اشاره کردید، برخی از مشی ایشان را من خیلی صریحاً نظر متفاوت دارم. ولی من فکر کنم در یک عملیات اجرایی، شاید ایشان تصمیمات دیگری را بگیرد. ایشان برای اینکه در انتخابات پیروز شود، لازم ندارد با دولت اینقدر کنار بیاید. کار با دولت را شاید برای تسهیل کار دولت انجام می‌دهد.

منفعت ملی ما این است که جناب آقای روحانی حمایت شود، مدیران جهادی را به میدان بیاورد و کشور را در مقابل امریکا قوی کنیم.

الان هم تا ریاست جمهوری واقعاً فاصله داریم. در این فضا بخواهیم بیفتیم خیلی سخت می‌شود.

حالا من هم حدس زدم.

بله، این پرسش من بود. شاید برخی دوست نداشته باشند درباره دی صحبت کنیم ولی شما جزو اولین افرادی بودید که در فتنه ۸۸ صحبت کردید و صحبت‌های شما ماندگار شده است.

ببینید، شرایط اقتصادی فعلی ما چیست؟ شرایط اقتصادی فعلی ما یک فتنه اقتصادی است که روی یک افت کارآمدی چشمگیری قرار گرفته است. این فتنه اقتصادی با فتنه ۸۸ تفاوت ماهوی ندارد؛ یک اتاق فرمان مجهزی در بیرون دارد که این بار آشکار است و یک هدفگیری واحد است.

در فتنه ۸۸ آمریکا و رژیم صهیونیستی و اروپائیان با یک جناح سیاسی داخل کشور و عوامل می‌خواستند مردم را به خیابان بکشند و تحت این شرایط که رای من کو؟ هدف هم رای من نبود، دنبال دیکتاتوری سکولار بودند.

در فتنه امروز اقتصادی باز هم می‌خواهند مردم را به خیابان بکشانند اما به جای اینکه بگویند رای من کو، می‌گویند پول من کو؟ باز همان هدف را دنبال می‌کنند. پس این فتنه همان فتنه است. اتفاقاً چیزی که جالب است، این است که برخی کسانی که در فتنه ۸۸ نقش کلیدی داشتند در این جریانات اقتصادی هم آدم‌های کلیدی بودند و شاید هم هستند. مقابله با فتنه با مقابله با کارآمدی دو بحث است. در مورد فتنه باید با قدرت چشم فتنه را درآورد؛ این تعبیر مولا علی (ع) است. لذا قوه قضائیه وارد شده، نیروهای امنیتی وارد شدند، تا حدی هم الحمدالله موفق بودند.

ولی افت شدید کارآمدی را با نیروی قهریه نمی‌توان افزایش داد. آنجا باید دیدگاه ما عوض شود؛ یعنی دو مطلب باید عوض شود، خیلی کلی بیان نکنم. اگر فکر می‌کردیم با برجام سرمایه عظیم اروپای غربی وارد کشور می‌شد و تکنولوژی وارد می‌شود و کارخانه‌های عظیمی راه می افتاد، این را کنار بگذاریم، این را دنبال نکنیم. من می‌گویم غلط است و برخی می‌گویند این درست است. این عملیاتی نیست.

دوم باید به خودمان برگردیم؛ ما مدیرانی نمی‌خواهیم که بالای ابر باشند. گاهی نگاه می‌کنم مدیران عالی سخنرانان خیلی جالبی شدند. باید… باید… باید… خب مخاطب کیست؟ شما باید انجام دهید. شما به من می‌گویید باید، من هم شهروند هستم می‌گویم باید. الان چطور شد؟ همه بایدی شدیم که!

باید مدیران مایکرو باشند نه مدیران مکرو! من توهین به کسی نمی‌کنم و برخی ایده‌های خوبی هم دارند ولی بالای ابرها است. شرایط کشور ما مدیریت در میدان می‌خواهد.

اتاق فرماندهی که غرب در فتنه ۸۸ داشت احتمال نمی‌داد فتنه شکست بخورد. ۱۰۰ درصد معتقد بود پیروز است و این را به داخل هم القا کرده بود و حتی در داخل برخی کسانی که در انقلاب زحمت کشیده بودند، می‌گفتند که مراقب باشید، شرایط مثل قبل نیست.

اما سه نکته کلیدی وجود دارد. یکی اینکه گفتند رهبری ایران یک رهبری شجاع است و این طور نیست که پشت حادثه بایستد و جلوی حادثه می‌ایستد. این تعبیر هاتسون است. یعنی می‌گویند اگر رهبری بود که می‌ترسید و جا می‌خورد، ما پیروز می‌شدیم اما رهبری شجاعی است و جلوی فتنه استاد و سینه خود را جلوی فتنه سپر کرد. علت ناکامی فتنه شجاعت رهبری و صداقت ایشان بود. قوت تشکیلات امنیتی و قضائی ما و همچنین بصیرت مردم بود. این سرمایه را باید ما نگه داریم.

۹ دی هر سه مورد را به منصه ظهور آورد. حالا در فتنه امروز اقتصادی دقیقاً باید روی این سه مورد تکیه کنیم. این طور نباشد که به شعار پول من کو، جای دیگر را خراب کنند که عزت ما است. وضع اقتصادی مردم باید سامان پیدا کند، کشور باید سامان پیدا کند و دولت باید واقعاً پی این برود و خطی که مقام معظم رهبری ترسیم کردند همین خطی است که من بیان کردم.

و وسط میدان بیایند.

بله؛ به میدان بیایند. ولی فتنه را با ان‌شالله و ماشاالله نمی‌توانیم حل کنیم. نسبت به فتنه باید حساس باشیم. دشمن‌شناسی رکن بصیرت است. دشمن خودش را سعی می‌کند در لسان دوست قالب کند. آنهایی که در داخل آدم‌هایی دقیقی نیستند و یا خدایی نکرده وابسته باشند، دشمن را رنگ دوست می‌زنند و آنهایی که دلسوز نظام هستند و هر چه رنگ دشمنی است را می‌پاشند. دشمن‌شناسی خیلی مهم است و این رکن بصیرت است. این سه نکته‌ای است که باید از فتنه ۸۸ یاد بگیریم.

چه سالی ازدواج کردید؟

خودم هم نمی‌دانم. من فکر کنم ۱۷-۱۶ ساله بودم که ازدواج کردم.

عجب؛ تهران بودید یا نجف؟

در قم بودم.

چطور آشنا شدید؟

فامیل هستیم. دختر عمه من هستند.

خطبه عقد را چه کسی خوانده است؟

مرحوم والد ما خوانده‌اند. آن چیزی که من فکر می‌کنم مهم است و میراث تعلیم مرحوم پدر ماست، این است که اولاً بچه‌ها دین درست و درمانی داشته باشند و ضمناً مرحوم والد ما مطالب نظر خودشان را می‌فرمودند ولی ما را در انتخاب اهداف آزاد می‌گذاشتند؛ این خیلی مهم است. اینطور نبود که همینطور در خلا باشد. ایشان نظرات را بیان می‌کردند و راهنمایی‌ها را می‌کردند و در خیلی از امورات اینچنین بود. یکی از چیزهای خیلی مهم در تعلیم ایشان این بود که فضای خانواده را رقابت در علم گذاشته بودند.

یعنی چطور؟

یعنی وقتی در قم خدمت ایشان جمع می‌شدیم، اگر حرف‌های ساده و معمولی می‌زدیم، ایشان استقبال نمی‌کرد و خودشان موضوعی را مطرح می‌کردند که ابعاد فکری، سیاسی، فلسفی و گاهی فقهی داشت و ما اخوان به جان هم می‌افتادیم؛ ساعت‌ها بحث‌های داغ داشتیم و ایشان لذت می‌برد که در بحث نظری خوبی وارد شده‌ایم. گاهی والده جیغ می‌زد که حالا وقت نهار است و من هم خسته شدم و بحث را تمام کنید.

در بین اخوان ما، حضرت آیت‌الله شیخ صادق آملی یک فرد بسیار سخت بحث کنی است، یعنی با ایشان سخت می‌توان بحث کرد، چون بحث‌های دقیق دارند و فرد با حوصله‌ای هستند. یعنی کسی می‌خواهد با ایشان مباحثه‌ای را ادامه دهد، باید تحمل بالایی داشته باشد چون خیلی دقیق و ریزبین و دقیق‌النظر هستند.

شما چند سال بزرگ‌تر از ایشان هستید؟

ما برادرها هر کدام دو سال با هم تفاوت داریم. من با ایشان ۸-۷ سالی اختلاف سنی دارم.

آقای دکتر جواد لاریجانی چقدر در کارهای منزل کمک می‌کنند؟

خیلی کم.

چون نیستید؟

بله. اصلاً کم پیدا هستم. به شوخی گفتند کم پیدایی، گفتم مقدمه ناپیدایی است. البته دوست دارم کمک کنم، ولی اگر برسم حتماً کمک می‌کنم. فرمایش زیاد دارم. (می‌خندد)

اهل غذا درست کردن هستید؟

اهل غذا خوردن هستم. خیلی هم در غذا سختگیر هستم.

یعنی چطور؟

یعنی باید خیلی خوشمزه و خوش‌طعم باشد.

چه غذایی را بیشتر دوست دارید؟

من غذاهای مازندرانی را خیلی دوست دارم؛ به خصوص ماکیان اعم از اردک که فارس‌ها زیاد نمی‌خورند، چون بلد نیستند درست کنند، چون پختن اینها برای اینکه بوی زُخم را نداشته باشد کار زیادی دارد. غذاهای مازندرانی را دوست دارم.

ما یک زمانی اردک خوردیم و…

نه، باید خانم من برای شما درست کند، آنوقت می‌بینید که استخوان‌هایش را آدم می‌خورد.

با خانواده اهل بحث سیاسی هستید؟

خانواده ما همه سیاسی هستند.

دامادها و عروس‌ها از اهالی سیاست هستند یا معمولی هستند؟

همه اهل علم هستند. هر دو اینطور هستند.

تفکرات به شما نزدیک است یا مخالف هستند؟

ما تحمیلی نیستیم ولی همه فرزندان من در خط ولایت هستند.

مزرعه معروف شما هم داستانی دارد.

مزرعه من معروف‌ترین مزرعه جهان است و به برکت رئیس‌جمهور سابق و بحث‌هایی که شده است. من دو الی سه کلیپ دیدم که من و تو و صدای آمریکا پخش می‌کردند، دوست داشتم مزرعه من باشد ولی معلوم شد در سومالی و جاهای مختلف است.

این مزرعه را چه کسی خریداری کرده است؟

تقریباً برای ۲۷ سال پیش است. من در کار کشاورزی خودم فنّان هستم و این طور نیست که از تهران و تلفنی اقدام می‌کنم. بیلم گلی است.

یعنی بیل می‌زنید؟

در فیلد هستم. عمدتاً تولید گندم می‌کنم. این کار برای من چنان روحیه‌دار است که وقتی احساس می‌کنم این گندم نان می‌شود و مردم این را می خورند کیف می‌کنم. هر چند از نظر اقتصادی صرف نمی‌کند ولی این خیلی مزه دارد.

این چیزهایی که درآوردند برای شما که این زمین را چطور گرفتید…

این را از مردم خریدیم. دهی که داشتیم ۱۵۰ سال پیش خیلی آباد بود. آرام آرام متروکه شد و رها کردند. پائین‌ترین نقطه است، دشت ورامین از بالا تا پائین مرغوب از بین می‌رود. ما در ته دشت ورامین هستیم. چون ارزان بود و می‌شد خریداری کردیم و بعد مناقشاتی ایجاد شد. ما همیشه گفتیم همه را بررسی کنید و هر چقدر برای هر کسی هست بردارد؛ ما شاکی خصوصی نداریم.

این تصویری که دوستان پخش کردند برای چند سال پیش بود؟

نمی‌دانم ولی فکر کنم برای ۲۵-۲۰ سال پیش است.

فکر می‌کنم تقریباً ۲۰ سال پیش است و صحبت‌هایی که به درد امروز می‌خورد.

نگران بودم چیزی را پخش کنید که الان بگویم عوض کردم. من ابایی ندارم و حرف مرد باید حق باشد.

تقریباً مواضع همان مواضع است.

بله.

آقای دکتر جواد لاریجانی خیلی مقاطع مختلفی را گذرانده‌اند و من فکر می‌کنم مقاطع مجلس شما مجلس دوم، چهارم و پنجم بود.

چهارم و پنجم بود.

دوم تشریف داشتید؟

خیر. من نبودم.

مقاطع خاصی بود و شما پایه‌گذار مرکز پژوهش‌های مجلس هستید.

بله. مرکز پژوهش‌های مجلس با پیشنهاد من و حمایت وسیع آقای ناطق نوری ایجاد شد. آقای سید مرتضی نبوی انصافاً در این قسمت سهم عمده‌ای داشت. به نظر می‌رسید که من در دو چیز تمرکز کردم. یکی ایجاد مرکز پژوهش‌ها و دیگری کار روی لایحه بودجه بود.

کار منظور همان رای‌گیری سابق است.

بله. لایحه بودجه به نوعی کارنامه کارآمدی کل نظام است که بودجه‌ها را با چه دقتی تهیه می‌کنیم و چطور مصرف می‌کنیم، چطور تصمیم‌گیری می‌کنیم.

که محصول این از مجلس می آید.

بله. کار بزرگ مجلس است. به نظرم تاسیس مرکز پژوهش‌ها فرصت خیلی خوبی بود و تاثیرات خیلی خوبی داشت یعنی ما در دوره مجلس چهارم و پنجم اگر چیزی در مرکز پژوهش‌ها رد می‌کردیم، یا گزارش منفی درباره آن لایحه می‌آمد یا طرح، تقریباً بالای ۸۰ درصد رد می‌شد، البته اگر چیزی را تائید می‌کردیم ۶۵ درصد احتمال داشت قبول شود ولی مهم بود آنها به اشکالات ما توجه می‌کردند.

نکته بعد این بود که مرکز پژوهش‌های مجلس قبل از اینکه لایحه به مجلس بیاید، گاهی که نیاز بود ما همراه آقای ناطق نزد آقای رئیس‌جمهور که آقای هاشمی بودند می‌رفتیم و برای این بحث می‌کردیم. مثلاً درباره افزایش قیمت بنزین، ایشان معتقد بودند یکباره باید افزایش داشته باشد و ما گزارش خوبی تهیه کردیم و مخالفت می‌کردیم.

در صحبت‌های خودتان هم به اقای ناطق اشاره کردید و هم به رقیب انتخاباتی سال ۷۶ ایشان که شما در تیم آقای ناطق بودید. فکر می‌کردید بعد از ۲۰ سال این دو رقیب به نوعی خیلی به هم نزدیک شوند؟

البته من معتقد نیستم آقای ناطق به آقای خاتمی از لحاظ سیاسی نزدیک شده‌اند. به آقای ناطق در تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سابق توهین شد و این توهین ایشان را زخمی کرد. ایشان انتظار نداشت آدمی که در انقلاب بود و فداکاری داشته این طور به او توهین شود و شاید از امثال ما هم گله‌مند بود که چرا در میدان نیامدیم و دفاع نکردیم؛ ایشان دفاع نیاز داشت.

یعنی گله ایشان وارد است؟

خیر. گله در اینجا وارد است که نباید به ایشان توهین می‌شد. چون معرکه دیگری وارد شده بود و فتنه ۸۸ و مسائل بعدش بود، ما فکر می‌کردیم مسئله اصلی نباید به شخص باشد. باید مدیران‌مان را قدرشناسی کنیم. یک ویژگی آقای ناطق دارد و در زمان مجلس داشتند و الان هم دارند، ایشان به مشورت خیلی اهمیت می‌دهند. هیچ ابایی ندارند، ما جوان بودیم و نظر می‌دادیم، هیچ ابایی ندارند که این نکته خوبی است و بدهید من نگاه کنم و بخوانم. یکی از کسانی که گزارشات مرکز پژوهش‌ها را خوب می‌خواند، خود آقای ناطق بود.

اینکه این دو نفر به هم نزدیک شدند را قبول ندارید.

خیر؛ آقای ناطق پای کار انقلاب است. ممکن است برخی مواضع ایشان را من قبول نداشته باشم که می‌دانید.

اخیراً با هم ملاقاتی نداشتید؟

بله؛ ملاقات هم می‌کنیم اما نه زیاد. تنبلی از من است.

باید به لواسان بروید.

جای خوبی است و حوزه علمیه‌ای که درست کردند، رفته ام و خیلی به ایشان علاقه هم دارم. سجایای اخلاقی آقای ناطق بالا است. افراد را نباید صفر و صد نگاه کنیم.

ماجرای اختلاف شما با آقای دکتر ولایتی در وزارت امور خارجه چه بود؟ این اختلاف همچنان ادامه دارد؟

من به آقای دکتر ولایتی بسیار احترام می‌گذارم. یک شخصیت دوست‌داشتنی است و در کار انقلاب بوده و مورد اعتماد حضرت امام (ره) و مورد اعتماد مقام معظم رهبری بوده است. ژانر کاری ما با هم فرق دارد. من طور دیگری نگاه می‌کنم. مثلاً من دیپلماسی صوری را علاقه ندارم؛ یعنی خیلی از بحث‌های دیپلماسی و رفت‌وآمد و خوش و بش کردن‌ها با اینکه ضروری است، در حد ۲۰ درصد اهمیت می‌دهم.

من دیپلماسی تعاملی را که در آن چیزی را باید بماسونیم، قبول دارم. حتی برای مذاکره و صحبت با سفیری که به ایران می‌آیند از قبل باید گزارشات را بخوانم و یادداشت تهیه کنم که این آدم می‌اید، من می‌خواهم چه چیزی از او بفهمم و چه چیزی به او منتقل کنم.

این سوال ایجاد می‌شود که با هم از لحاظ روشی مخالف هستید چطور قطعنامه ۵۹۸ را کنار هم جلو بردید؟

آقای ولایتی تا تصویب آن، پای این قطعنامه نبوده است، علاقه هم نداشت و مخالفت هم داشت، ولی تصویب این را خود حضرت امام (ره) مصلحت می‌دید. قطعنامه ۵۹۸ یک تجربه است و ۱۰۰ درصد توفیق نیست، ولی تجربه‌ای است که خواسته‌های امام را داشت.

امام (ره) در امر تعیین مسئول آغاز جنگ بسیار دقت داشت. ایشان تاکید داشت که باید در تاریخ ثبت شود که این تجاوز از طرف عراق صورت گرفته و ما ملت متجاوزی نیستیم. در جایی هم فرمودند این از مسئله خسارت جنگ هم بالاتر است ولی خیلی قضیه بالا و پائین داشت. نحوه ختم جنگ مسائل زیادی دارد و من نمی‌خواهم فداکاری‌هایی که نیروهای مسلح ما انجام دادند خدشه‌دار شود.

نیروهای مسلح ما، چه سپا، چه بسیج و نیروهای ارتش در جنگ کارستان کردند. یک زمانی مذاکرات ۵۹۸ شروع شد که بالغ بر هزار کیلومتر مربع عراق ما در بودیم. خوشبختانه جنگ طوری ختم شد که چه ما و چه ملت عراق دچار یک گرفتاری دائم نشدیم؛ سرزمین‌هایی که صدام از ما گرفته بود را پس گرفتیم و حقوق ما استیفا شد.

این مسئله در مذاکرات هم به شما کمک کرد.

بله، در مذاکرات خیلی مهم بود. من می‌خواهم بگویم اختلاف بود درباره اینکه مذاکرات خوب است یا خیر. ما در تمام این مذاکرات، خدا حاج آحمد آقا را رحمت کند که همراه آیت‌الله خامنه ای به طور دقیق گزارش‌ها را خدمت امام می‌دادند و ما متعهد بودیم ریز و خرد را امام در جریان باشند. در برخی مواقع اختلاف نظر بود.

آقای محتشمی وزیر کشور بود و من تازه از نیویورک آمده بودم و ایشان به شدت مخالف بود. ایشان مصاحبه کرده بود که این لاریجانی عین یاسر عرفات است و چیزها را هدر می‌دهد. من خدمت امام یادداشتی را فرستادم که البته اشکالات ایشان پاسخ دارد و یک زمان مصلحت نیست و اگر مصلحت هست باید پاسخ داده شود، چون واقعاً این مسیر یاسر عرفات نیست و مسیر دیگری است و با اشراف کاملی انجام می‌شود. مسئولین قوا روی این نظارت دارند و هر جا اشتباه شود ما قبول می‌کنیم، اشتباه را جبران کنیم.

حاج احمد آقا به من فرمودند که امام فرمودند شما به نماز جمعه بروید و پیش از خطبه‌ها پاسخ آن حرف‌ها را بدهید. من رفتم و پاسخ حرف‌ها را به تفصیل دادم. یک روزی آقای محتشمی گفت نامردی کردی؛ یعنی قرار بود پاسخ بدهید ولی چند مطلب اضافه هم گفتید. گفتم اگر شد اشتباه کردیم.

یا در یک لحظه‌ای امریکا می‌خواست اینجا تشویش ایجاد کند و قطعنامه‌ای علیه ما برای اعمال اقدامات نظامی بگیرد، گفت ایرانی‌ها وقت‌کشی می‌کنند و می‌گویند قبول داریم و قبول نداریم، دِدلاین گذاشتند. لازم بود ما پاسخ بدهیم. از خدمت حضرت امام پرسیدیم. آن زمان آقای شیخ‌الاسلام معاون سیاسی بود و دفتر ایشان همه جمع شدیم و آقای ولایتی خیلی درباره این مسئله تند بود و گفت این همانند ترکمنچای است و ما تا وزیر باشم اجازه نمی‌دهم این ادامه یابد.

من قبل از این پیغامی از امام بود که ایشان فرمودند به نیویورک بروید و جوری صحبت کنید که آنها تلقی کنند که ما قبول داریم تا این توطئه امریکا خنثی شود. این را در جلسه بیان نکردم و بعداً خدمت آقای ولایتی رسیدم و گفتم این نظری که بیان کردید با نظر امام فاصله دارد. نظر امام این است.

دیداری با رئیس‌جمهور شوروی داشتید؛ گورومیکو.

بله.

و صحبتی درباره کمک ایران به درماندگی آنها در افغانستان و کمک آنها به ما در قضیه عراق کردید که احمد شاه مسعود ظاهراً نفری بود که با او صحبت کردیم. امام ظاهراً تاکید داشتند که حق مردم افغانستان در این امر ضایع نشود.

این درست است. گزارشاتی برادران سپاه داده بودند که شوروی سابق موشک‌هایی به عراق داده است که اینها می‌توانند برخی از شهرهای ما را بزنند. من از طرف دولت رفتم و پیام حضرت امام (ره) این بود که به آنها بگویید ما با این موشک‌ها شکست نمی‌خوریم، ولی شما در این جنایات شریک می‌شوید و این آینده روابط را خراب می‌کند.

حضرت امام می‌دید که سیستم بولشویکی دارد سقوط می‌کند و باید گفت امام طراح روابط ایران با روسیه پسامارکسیسم بود.

یعنی این پیش‌بینی را که کردند.

بله. پیش‌بینی داشت و به این هم عمل کردند. ما به آنجا رفتیم و گورومیکو تقریباً ۳۰ و خرده‌ای سال وزیر خارجه شوروی بود. دیپلمات کارکشته‌ای در سیستم خودشان بود و تازه رئیس‌جمهور شده بود. گورباچف رئیس پولیک‌برو شده بود. پولیک‌برو جنبه‌ای مانند رهبری برای آنجا داشت.

ما نشستیم و هنوز ننشسته بودیم، گورومیکو شروع کرد ما را نصیحت کردن که شما چرا جنگ را ادامه می‌دهیم و آتش‌بس کنید و قبول کنید. داشت سرفه می‌کرد، من یک لیوان آب به او دادم و گفتم گلویی تازه کنید، راستی بپرسم چرا افغانستان را رها نمی‌کنید؟

گفتم شما آنجا هم شکست خوردید این همه هزینه کردید ملت افغانستان پیروز شدند و اینها را رها کنید. اینها چیزی از شما نمی‌خواهند و شما به آنجا رفتید. قدری بحث داغ شد و ایشان به من گفت تو هم‌سن نوه من هستی و این طور با من صحبت نکنید. من متوجه شدم کلماتی قدری تند بود. معکوس کردم و گفتم من احترام می‌گذارم. در نهایت بعد از یک ساعت و نیم کل کل کردن، گفت بیاییم به سرخط! ما در افغانستان شکست خوردیم و یکی از دلایل شکست ما هم انقلاب شماست و هم کمک شما به مجاهدین است.

انقلاب کردید و اینها روحیه گرفتند، اما کمک مجاهدین که دست شما هست. ما از این جهت به صدام کمک می‌کنیم؛ یعنی کاملاً معادله را طراحی کرد. گفت اگر شما اینجا ما را کمک کنید، ما هم آنور شما را کمک می‌کنیم. گفتم چه کمکی در افغانستان می‌خواهید؟ چیزهایی گفت و ما اینها را رد کردیم و رسید به اینکه علی‌الاصول قشون سرخ می‌خواهد از افغانستان رد شود؛ اولین خواسته بود. در پنج‌شیر در اختیار اینها نبود. مرحوم احمد شاه مسعود که فرد شجاعی بود و قسم خورده بود من یک نفر از قشون سرخ را سالم نمی گذارم از اینجا برود.

قشون سرخ هم منحزم شده بود و روحیه جنگ نداشت و آسیب‌پذیر شده بود. حتی تانک‌ها را گذاشته بودند و حتی پوتین‌ها را می‌گذاشتند و فرار می‌کردند. خواسته دومش این بود که یک کمکی کنیم که دیپلمات‌های شوروی سابق بتوانند از کابل به دهلی بروند. از آنور هم ما چیزهایی ما در تاسیسات و کارهای مختلف نیاز داشتیم. من در واقع خیلی خوشحال بودم که این معادله قابل حلی است.

صبح اول وقت گزارشی که خدمت امام رفت، آنجا روسای قوا حضور داشتند و گزارش داده شد و حضرت امام گوش کردند و یک جمله فرمودند که ما در امری وارد نمی‌شویم که به ضرر ملت افغانستان باشد و رفتند. یعنی گزارشات دقیق را گوش کردند و این جمله را گفتند و رفتند. اختلاف سر این جمله شد؛ آقای موسوی می‌گفت معنی این است که ایشان موافق نیستند، ولی مرحوم آقای هاشمی و جناب آقای خامنه‌ای گفتند اگر ایشان موافق نبودند، با کسی شوخی نداشتند ولی چهارچوب گذاشتند و گفتند هر موافقتی می‌کنید منافع ملت افغانستان را به خاطر منافع خودمان زیرپا نمی‌گذاریم.

فکر کنم سال دیگر مرداد ماه دوره آیت‌الله آملی لاریجانی تمام می‌شود. البته توقع این است که شما از عملکرد اخوی خود دفاع کنید. از ده سال عملکرد ایشان راضی بودید؟ چون خیلی‌ها نقد دارند.

نقد که خوب است. من می‌خواهم بگویم با قوه قضائیه از زمان مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی تاکنون همکاری دارم. حضرت آیت‌الله شیخ صادق آملی نوآوری‌های زیادی در داخل این قوه ایجاد کردند، تحویل گرفتند و با اضافات خوبی به رئیس بعدی تحویل می‌دهند، لذا من بسیار امیدوار به رشد معقول قوه قضائیه هستم.

نوآوری‌های ایشان خیلی ارزشمند است. یکی در سیستم قوانین و تنقیح قوانین است که اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و خود اجرای قانون مجازات اسلامی که تنقیحاتی دارد و باید به آنجا برود. تحولاتی که در سیستم تصمیم‌گیری داخل قوه پیدا شد. مبارزه با فسادهای سنگین بی‌سابقه بود. همه می‌گفتند قوه قضائیه گردن‌کلفت‌ها را نزدیک نمی‌شوم؛ ایشان مرز را برداشتند.

گفتند هر کسی در سیستم حکومتی ما تخلف کند، برادر رئیس‌جمهور و برادر رئیس قوه باشد، باید با قانون روبرو شود.

چون مرتبط با این پرونده‌های کلان بود، خواستم بپرسم؛ اینکه مثلاً به قوه قضائیه این انتقاد وارد است که طرف را آن لحظه که باید محاکمه می‌کرد، نمی‌کند. مثلاً رئیس دولت آن زمان می‌گفت این خط قرمز من است و آن زمان رها می‌کند و وقتی دولت کنار می‌رود، این اتفاق رخ می‌دهد. این انتقاد وارد است.

برخی از پرونده‌ها ماهیتاً طول می‌کشد. من منکر این نیستم که برخی از مصلحت‌اندیشی‌ها لازمه‌اش این است که پرونده را در زمان خاصی باز کنیم ولی جریان داشت. اینها کارهای آسانی نیست؛ ضمناً مفهوم مصلحت در فقه اسلامی و نظام حکومت ما برای همین است، ما نظام عقل‌گرا داریم.

بعد از قوه قضائیه فکر کردند، چه کاری می‌خواهند انجام دهند؟

اولین چیز مورد علاقه ایشان حوزه علمیه است. یعنی گم‌شده ایشان و آنچه در فراغ آن می‌سوزند، طلابی است که ایشان تربیت کردند و طلابی است که باید پرورش بدهند. یک موسوعه عظیمی ایشان در علم اصول دارند می‌نویسند که شاید ۴۰-۳۰ جلد شود و تعدادی چاپ شده است. کارهای بزرگی ایشان در پیش دارند.

من خیلی سوال پرسیدم و آخرین سوال من، به عنوان یکی از اعضای شورای نظارت بر صداوسیما هستید. صداوسیمای ما را چطور می‌بینید

من از زمان حضرت امام شورای سرپرستی بودم و الان هم در شورای نظارت هستم. شورای سرپرستی صداوسیما را اداره می‌کرد. بعد به دلایلی این تغییر کرد و شورای نظارت شد.

شورای نظارت هیچگاه نتوانست پا بگیرد، اما آقای دکتر عسگری همکاری خیلی خوبی با شورا دارند. اینکه دوستان ما در مجلس لایحه‌ای بردند که من در جریان هستم. طرحی بردند و دولت هم لایحه‌ای داشته است. اینکه اخیراً منتشر شده است قدیمی است.

من اشکالات عمده‌ای به محصول نهایی کمیسیون دارم، ما هم اتفاقاً همین امروز جلسه شورای نظارت داشتیم قرار بود مجدداً این محورها را در نظر بگیریم و نظرات خود را به مجلس و نمایندگان محترم منعکس کنیم.

جای کار دارد، اما کار صداوسیما را بیان کنم. ما در موضع شورا به صداوسیما هم انتقاداتی داریم و هم تشویق و کمک و همیاری داریم. ما برای کمک به صداوسیما هستیم. صداوسیما مورد تهاجم است. این را فراموش نکنیم. همین که می‌گویند مخاطب ندارید و مشتری ندارید، پس چرا این میزان از صداوسیما می‌ترسند؟ اتفاقاً در بزنگاه‌ها و جاهای مهم نشان داده که مردم به صداوسیما اعتقاد دارند.

صداوسیما باید به عنوان پرچم حق‌مداری هم در کشور ما، هم در جهان اسلام باشد و مسئله بصیرت را دامن بزند. هنر یک مسئله بسیار مهمی است. موسیقی مسئله بسیار مهمی است. من مخالف جدی موسیقی لمپنی هستم که اینها تعبیر خیلی پائین را بکار نمی‌برم که اینها افت موسیقی ایجاد کردند. در کشوری که میراث موسیقی‌اش فارابی و موسیقی‌الکبیر است، نباید موسیقی درپیت داشته باشیم.

یک زمانی مطلبی نوشتم که مورد مناقشه شد. ما گاهی آواز را بر موسیقی ترجیح دادیم. باید دقیقاً معکوس شود. در صداوسیما آقای عسگری هم نیروی با تجربه دارد و هم باید برای نیروهای جوان باز شود. الان مجموعه وسیعی از نیروهای توانمند در برنامه‌های مختلف داریم. حالا من انتقاد را هم بیان کنم؛ ما مدیران برنامه را به اندازه کافی تربیت نکرده ایم. مدیران برنامه نباید عروسک باشند. باید خودشان شخصیت‌های خلاق و پرجوشی باشند. ما هم به آنها میدان دهیم و ضمناً از آنها حمایت کنیم و انتقادات را هم برطرف کنیم.

برخی از مدیریت‌های برنامه که مثلاً نمونه آن را در برنامه ورزشی دیدم، یکی دو برنامه دیگر هم دیدم، اینها نشان می‌دهد مدیری که از طرف صداوسیما برنامه را اجرا می‌کند آن توانمندی لازم را ندارد. من واقعاً از ته دل بچه‌های صداوسیما را دوست دارم و خودم را هم تا حدی صداوسیمایی می‌دانم.

خیلی سپاسگذارم و خیلی وقت شما را گرفتیم و استفاده کردیم. من از شما خداحافظی می‌کنم ولی برنامه با دست‌خط شما به یادگار تمام می‌شود.

«بسم‌الله الرحمن الرحیم

برنامه دست‌خط یکی از برنامه‌های جالب و از نوآوری‌های نسل انقلابی و مسلمان رسانه عمومی است. آقای رنجبران و امثال ایشان از رویش‌های انقلاب هستند و از خداوند متعال توفیق مدیران و همکاران عزیز صداوسیما را خواستارم.

صداوسیما پرچمدار حق‌مداری در دنیای باطل‌محور است».

هاشمی گفت: وقتی آیت الله هاشمی انصراف نداد خبرهایی از شورای نگهبان می رسید که بحث هایی برای رد صلاحیت ایشان مطرح شده است اما آیت الله هاشمی به این صحبت ها توجه نمی کردند و اولویت ایشان نظر مردم.بود.

 

گیل ندا، محمد هاشمی به اظهارات عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان در مورد «عدم رد صلاحیت آیت الله هاشمی» در انتخابات ۹۲ واکنش نشان داد.

محمد هاشمی اظهار داشت: واقعیت این است وقتی آیت الله هاشمی رفسنجانی در انتخابات نامزد شدند یک موج قوی از حامیان ایشان در کشور به راه افتاد.

وی افزود: آقای مصلحی وزیر احمدی نژاد با بررسی آمار آرای آیت الله هاشمی به شدت روی کاندیداتوری ایشان حساس شد.

برادر آیت الله هاشمی رفسنجانی اضافه کرد: بعد از حساسیت هایی که ایجاد شد، دو نفر از شخصیت های نظام نزد آیت الله هاشمی آمدند و به ایشان اصرار کردند که از شرکت در انتخابات انصراف دهد، البته این شخصیت ها هرکدام جداگانه نزد آیت الله آمدند.

این فعال سیاسی اصلاح طلب تصریح کرد: اشخاصی که نزد آیت الله هاشمی آمدند و قصد داشتند ایشان را متقاعد کنند که انصراف دهند همواره به او تاکید می کردند که اگر انصراف ندهد رد صلاحیت می شود.

وی با اشاره به عکس العمل آیت الله هاشمی خطاب به این افراد، خاطرنشان کرد: آیت الله هاشمی به افرادی که سعی داشتند او را منصرف کنند، گفتند من با مردم شوخی ندارم که هر روز حرفم را تغییر بدهم ، اگر گفتم شرکت می کنم پس حرفم را تغییر نمی دهم و پس از تاکید آن افراد به اینکه آیت الله هاشمی را رد صلاحیت می کنند، ایشان گفتند شورای نگهبان کار خود را بکند من هم وظیفه خود را انجام می دهم.

محمد هاشمی در ادامه گفتگو با «انتخاب»، تاکید کرد: هردوی این افراد که تلاش کردند آیت الله هاشمی انصراف دهد از طرف شورای نگهبان آمدند.

وی افزود: وقتی آیت الله هاشمی انصراف نداد خبرهایی از شورای نگهبان می رسید که بحث هایی برای رد صلاحیت ایشان مطرح شده است اما آیت الله هاشمی به این صحبت ها توجه نمی کردند و اولویت ایشان نظر مردم.بود.

هاشمی اضافه کرد: بعد از رد صلاحیت آیت الله هاشمی در انتخابات بسیاری از افراد به ایشان پیشنهاد دادند که اعتراض کنند اما آیت الله گفتند آنها را به خدا میسپارم و و اعتراض نمی کنم. آیت الله هاشمی تاکید داشتند کشور ما به شکلی است که هر شخص عاقبت کار خود را زود می بیند در انتها هم طی جلساتی که با عارف و روحانی برگزار کردند تصمیم گرفتند از روحانی حمایت کنند .

وی در پایان با اشاره به اظهارات کدخدایی گفت: مردم می دانند و شاهد هستند آیت الله هاشمی انصراف نداد و تا روز آخر پای مردم ایستاد اما اسم او در لیست نامزدهای نهایی نبود اگر شورای نگهبان رد صلاحیت نکرده پس چه اتفاقی رخ داده؟ مردم این حرف ها را باور نمی کنند حتی خود افرادی که این سخنان را می گویند هم به حرف های خود باور ندارند، مردم می دانند چه اتفاقی رخ داده است اما اینکه شورای نگهبان بعد از چندسال یادش افتاده واکنش نشان دهد را از خودشان بپرسید.

آیت الله هاشمی در گفت و گویی با انتخاب که در سال ۹۴ انجام شد با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ گفت: «وزیر وقت اطلاعات در زمان بررسی صلاحیت‌ها، به شورای نگهبان رفته و گفته که ما صبح و ظهر و شب به طور مرتب آرای آقای هاشمی را رصد می‌کنیم که ساعت به ساعت بالا می‌رود و الان به هفتاد درصد رسیده است و در این چند روز تا انتخابات اگر همین‌طور بالا برود، ایشان از ۹۰ درصد بالاتر می‌رود و ما مصلحت نمی‌دانیم. چون اگر ایشان بیاید، همه‌ی رشته‌های دوره‌های ما را پنبه می‌کند.

صفحه5 از60

درباره ی ما

پایگاه خبری حرف آخر، خبرگزاری کلانشهر رشت

آخرین مطالب

عضویت در خبرنامه

کاربر گرامی برای اطلاع از آخرین مطالب سایت، در خبرنامه حرف آخر عضو شوید.